صفحه نخست آموزش خبرنگاران افتخاری آخرین اخبار(Rss) آرشیو ویژه نامه ها
-- جمعه - 12 شهریور 1389
 

     پیگیری مطالبات رهبری 

     کلیپ های ویژه 

       آخرین اخبار این سرویس      

ریگی پایان خردادماه اعدام می شود
رئیس جمهوری سابق لبنان: اغتشاشگران ایران عامل آمریکا بودند
آموزش شورشیان کرد در عراق توسط نظامیان رژیم صهیونیستی
اردوغان: چرا به سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل واکنشی نشان نمی‌دهند؟
تخریب خانه‌های فلسطینیان ساکن کرانه باختری
ائتلاف ایران و ترکیه، ناقوس خطر برای رژیم صهیونیستی
اعزام کشتی امدادی ایران به غزه
مصر دوباره گذرگاه رفح را می‌بندد!
فرمانده کل دفاع بحرین: زیردریایی اسرائیل اجازه ورود به آبهای منطقه را ندارد
تحریم کالاهای رژیم‌صهیونیستی درمجلس
سلمان رشدی: فتوای قتل من دیگر اثری ندارد
کنگره آمریکا: قابل قبول نیست اسرائیل مکررا قوانین بین‌المللی را نقض کند
عکس/ اعتقادات ترسناک اسپانیایی‌ها
اخراج خبرنگار با سابقه کاخ سفید به دلیل انتقاد از اسرائیل

آرشیو
 
مدیریت محتوا
 

     محتوی 

                خبر

   تاریخ:1386/11/28   ساعت:02:00:11    کد:3966  

راغب ، موسوی ، مغنیه


تصویر بزرگ
سرویس جهان اسلام : صحبت های حجت الاسلام سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله بعد از شهادت عماد مغنیه (حاج رضوان) و سالگرد شهید حجت الاسلام سید عباس موسوی ، بهانه ای شد تا ما با نگاهی ریزبینانه تر به حزب الله و شهید حجت الاسلام سید عباس موسوی و شهید حجت الاسلام شیخ راغب حرب نگاه کنیم.

چند روز پیش بعد از شهادت عماد مغنیه ،سید حسن نصرالله سخنرانی کوبنده ای کرد و در آن گفت : جهانیان به مسئولیت من بدانند ما برای مرحله سقوط اسراییل آماده می‌شویم. اگر خون شیخ راغب حرب آنها را از سرزمین‌های لبنان خارج ساخت و خون سید عباس موسوی آنها را از مرز خارج ساخت، خون عماد مغنیه آنها از عرصه وجود انشاءالله پاک خواهد کرد.

در این صحبت نکته ای ارزنده نهفته است : حزب الله با شهادت هر یک از بزرگان خود باعث حرکتی رو به جلو برای رسیدن به اهداف خود شده است.
با شهادت حجت الاسلام شیخ راغب حرب رژیم صهیونیستی یل از مناطقی در جنوب لبنان عقب نشینی کرد.

با شهادت حجت الاسلام سید عباس موسوی
رژیم صهیونیستییل از لبنان بیرون رفت.


با شهادت عماد مغنیه : با پیش بینی حجت الاسلام سید حسن نصرالله باید منتظر ریشه کن شدن
رژیم صهیونیستی باشیم. انشاءالله.


صحبت های حجت الاسلام سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله بعد از شهادت عماد مغنیه (حاج رضوان) و سالگرد شهید حجت الاسلام سید عباس موسوی ، بهانه ای شد تا ما با نگاهی ریزبینانه تر به حزب الله و شهید حجت الاسلام سید عباس موسوی و شهید حجت الاسلام شیخ راغب حرب نگاه کنیم. از این رو جورچین تاریخ را از  ابتدای فعالیت های
رژیم صهیونیستی می چینیم.

به مجرد آنکه ارتش
رژیم صهیونیستی در سال 1982 (1360-1361) به لبنان هجوم برد و سیطره خود را برجنوب لبنان تثبیت کرد. رژیم صهیونیستی در ابتدای حضور خود در لبنان اقدام به وضع قوانین و سیاست های جدید، جهت عادی سازی اوضاع و توسعه روابط اقتصادی در جنوب لبنان کرد.

از جمله این فعالیت ها می توان به : برپایی دفتر هواپیمایی ((العال)) در شهر صیدا؛ بر افراشته شدن پرچم
رژیم صهیونیستی در استانداری ها، برپایی بازار میوه در شهر ها، دادن خدمات پستی؛ پرپایی شعبه های بانکی رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان.

این فعالیت ها باعث شد تا یک سری از مردم لبنان؛
رژیم صهیونیستی را دوست تلقی کنند. ولی اینگونه نبود. با گذر زمان رژیم صهیونیستی ها، روز شنبه را برای بانک های جنوب لبنان تعطیل اجباری اعلام کردند. به تدریج، اقتصاد جنوب لبنان ورشکسته شد زیرا محصولات این منطقه نمی توانست به بازار بیروت و یا بقیه نقاط لبنان برسد. تاکتیک رژیم صهیونیستی ضربه زدن جدی به اقتصاد توده مردم بود.

حاکم نظامی
رژیم صهیونیستی در هر منطقه لبنان به عنوان مرجعی قضایی برای حل و فصل دعاوی نقش ایفا می نمود. سربازان رژیم صهیونیستی نیز نقش پلیس راهنمایی را بر عهده داشتند. بدین ترتیب، رژیم صهیونیستی به دنبال برقراری وضعیتی در جنوب لبنان مشابه وضعیت سایر مناطقی بودکه قبلاً به اشغال خود در آورده بود ( مناطقی از قبیل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه و جولان) تا به تدریج آن را به خاک خود ضمیمه نموده و شهرک های یهودی نشین در آن تاسیس کرده و ساکنین اصلی آن را آواره سازد.

فعالیت های مختلف
رژیم صهیونیستی باعث شد تا توده ای از مردم با آنان مخالفت کنند :
1.    رد هر گونه همکاری، استقبال و دیدار با اشغالگران (به خصوص از طرف رهبران سیاسی، اداری، محلی و سنتی جنوب لبنان)؛
2.    رد هر گونه مشارکت در ایجاد پاسداری ملی یا کمیته های محلی؛
3.    رد هر گونه همکاری اقتصادی و تجاری – تحریم کالاهایرژیم صهیونیستیی؛
4.    رد هر گونه همکاری فرهنگی و آموزش زبان عبری؛
5.    ایجاد انواع گوناگون از شورش های شهری ضد نیروهای اشغالگر؛
6.    سازماندهی تظاهرات و تجمعات بزرگ علیه اشغالگران و نیروهای مزدور آن؛
7.    در گیری مستقیم در نبردهای غیر برابر با نیروهای اشغالگر؛
8.    تحرکات و اعتراضات مردمی وسیع به خصوص از طرف خانواده های زندانیان در بند اشغالگران و مزدوران آن.

در این خصوص، اولین قیام مردمی علیه اشغالگران و مزدوران آنها، در شهرک جبشیت و به رهبری شیخ راغب حرب اتفاق افتاد و نتیجه آن فراگیر شدن قیام مردمی در جنوب لبنان از طریق مساجد و حسینیه ها بود. نتیجه، نیروهای اشغالگر از خیابان های شهرک ها و روستاها خارج شده و دفتر مزدوران در روستاهای جنوب تعطیل گردید که اولین دفتر در روستای جبشیت تعطیل شد.


حال فضا آماده بود تا مقاومتی اسلامی در داخل لبنان توسط افراد بومی تشکیل گردد.







کوتاه در خصوص حجت الاسلام  شیخ راغب حرب :


شیخ راغب حرب، روحانی مبارز لبنانی و امام جمعه اهل تسنن و حاکم شرع دادگاه‏های شهر صور لبنان بود.


او انقلاب اسلامی را الگویی مناسب برای همه مسلمین دانسته و از مسلمانان دعوت نمود که از آن استقبال کنند. وی در یکی از خطبه‏ های خود گفت: ((تنها راه‏ حل مشکلات مسلمانان در اتحاد آنان در پرتو رهنمودهای امام خمینی (ره) رهبر انقلاب ایران نهفته و به نظر من شاه راهی است که جمهوری اسلامی ایران آن را مطرح کرده است.))


شهید شیخ راغب حرب امام جمعه شهرک جبشیت (واقع در جنوب لبنان) در پاسخ به سؤالی پیرامون اثرات انقلاب اسلامی بر منطقه و جهان گفته است: «ما زمانی در حال ترس و اضطراب از حمله و تعرض دشمنان بسر می ‏بردیم ولی اکنون در پرتو انقلاب اسلامی ایران، این دشمن است که از ما و اسلام به وحشت افتاده است. از اثرات انقلاب اسلامی همین بس که روحیه مقاومت و مقابله با استکبار و دشمنان را در ما بیدار و تقویت کرده است». وی سخنرانی‏ های زیادی برای افشای جنایات عوامل رژیم صهیونیستی و مزدوران آنها و همچنین برای آگاهی مردم مسلمان لبنان جهت کسب حقوق از دست‏رفته ‏شان ایراد نمود و از این جهت اشغالگران قدس او را دستگیر کردند، به دنبال دستگیری ایشان، مردم جنوب لبنان دست به تظاهرات زدند.


شهید شیخ راغب حرب اهداف مبارزه خود را این‏گونه بیان داشته بود: «تا به امروز در مقابل صهیونیست‏ها که با اشغال اراضی ما و مناطقمان در تلاش نابود کردن ما هستند، با چنگ و دندان مقاومت کرده‏ ایم و تا ریشه ‏کن کردن آنان هم، از پیر و جوان و کودک گرفته تا زنان، به مقاومت خود ادامه خواهیم داد. تنها هدف ما مسلمانان لبنانی و فلسطینی، رهایی کامل بیت ‏المقدس از چنگال صهیونیست‏هاست».


صهیونیست‏ها که از برنامه ‏های این روحانی مقاوم دچار هراس و آشفتگی شده بودند، برای اینکه شیخ راغب حرب را تطمیع به همکاری با خود و یا تهدید نمایند، خواستار انجام ملاقاتی با وی می ‏شوند، اما او آنان را نمی ‏پذیرد. مزدوران رژیم اشغالگر قدس وقتی مشاهده کردند که شیخ راغب حرب از یک سو اهل سازش و سکوت نمی ‏باشد و از سوی دیگر می ‏کوشد تا شیوه ‏های مبارزاتی امام خمینی(ره) را در لبنان به اجرا بگذارد او را در کنار منزلش در سال 1362 ترور کردند. روحش شاد.












حزب الله در یک نگاه :

حزب‌الله لبنان (عربی: حزب الله، به معنی: حزب خدا) نام گروهی سیاسی-شبه‌نظامی در لبنان است. گروه حزب الله در اوایل سال‌های ۱۹۸۰ و با ایدئولوژی اسلام سیاسی حضرت آیت الله روح‌الله خمینی در لبنان ظهور کرد. در زمان جنگ داخلی لبنان،حزب‌الله لبنان به کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، تعلیم نظامی داده و تحت حمایت مالی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. حزب‌الله لبنان ۳ هدف اصلی را به عنوان آرمان خود اعلام کرده که عبارت‌اند از: محو آثار امپریالیستی غربی در لبنان، مجازات فالانژهای لبنان و برپایی حکومت اسلامی در لبنان. گروه حزب‌الله لبنان در لیست برخی کشورهای غربی به عنوان «گروهی تروریستی» قرار دارد. که بیشتر به عنوان تیر سیاسی در مجامع عمومی استفاده می شود و الا لطیفه ای مزحک است.

هسته اولیه حزب الله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلام گرایان ، نیروهای حزب الدعوه به رهبری علامه سید محمد حسین فضل الله ، شاخه دانشجویی حزب الدعوه ، مسئولان جنبش امل ، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد (خلیل الوزیر) و تمام گروه ها و جریان‌هایی که از انقلاب اسلامی ایران و حضرت آیت الله روح‌الله خمینی تأثیر گرفته بودند شکل گرفت. شیخ راغب حرب، سید عباس موسوی ، شیخ صبحی طفیلی  ، شیخ عبدالکریم عبید ، سید حسین موسوی ، سید حسن نصرالله ، سید ابراهیم امین السید ، شیخ حسین الکورانی ، شیخ نعیم قاسم ، شیخ محمد یزبک ، حسین خلیل ، محمد رعد ، و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزب الدعوه و جنبش امل وارد حزب الله شدند.


از جنبش فتح نیز شمار زیادی از نیروها به حزب الله پیوستند که شهید عماد مغنیه از چهره‌های برجسته امنیتی حزب و ابوحسن سلامه مسئول امنیتی و نظامی حزب که در سال ۱۹۹۱ توسط
رژیم صهیونیستی شهید شد از جمله این افراد بودند. عبدالهادی حماده چهره‌های فعال امنیتی نیز به حزب الله پیوست.
سید حسن نصرالله رهبر فعلی جنبش حزب‌الله است.


شروع حرکت نظامی حزب الله همزمان بود با فرصتی که رژیم صهیونیستی به یاسرعرفات و رزمندگان فلسطینی برای خروج از لبنان در اوت 1982 داده بود. حزب الله از عملیات محدود در داخل روستاهای جنوب آغاز کرد و سپس به عملیات گسترده پرداخت. مهمترین عملیات نظامی حزب الله در این مقطع، نابود کردن مقر فرماندار نظامی ارتش رژیم صهیونیستی در شهر صور لبنان بود. جوانی از جنوب لبنان به نام احمد قصیر در تاریخ 11 نوامبر 1982 (20/8/1361) طی یک عملیات شهادت طلبانه، با اتومبیلی که در آن صدها کیلوگرم مواد منفجره کار گذاشته شد بود، مقر فوق را به خاک یکسان ساخت و طی این عملیات، 76 افسر و سرباز رژیم صهیونیستیی را به هلاکت رساند.

با شکل گیری گروه های مقاومت در مناطق اشغالی، افراد مستقر در این مناطق در کمال مخفی کاری و داشتن کارهای پوششی در فرصت های مناسب به مواضع و کاروانهای نظامی
رژیم صهیونیستی حمله کرده و ضربات سنگینی وارد می نمودند. این افراد در قالب معلم، کاسب، صنعتگر و ... در منطقه حضور داشتند و حتی بعضی از آنان در عضویت رسمی جنبش امل باقی ماندند و از این پوشش برای انجام عملیات نظامی استفاده می کردند. در حالی که جنبش امل، خط مشی مبارزاتی خود را علیه رژیم صهیونیستی در آن مقطع زمانی فقط مبارزه منفی اتخاذ کرده بود.

با توجه به گستردگی منطقه جنوب لبنان برای ایجاد هماهنگی میان نیروهای رزمنده در جنوب لبنان، این منطقه به هفت ناحیه تقسیم گردید. هر ناحیه از یک مسئول نظامی، جانشین وی در مسئولیت امور امنیتی به همراه 80 نفر رزمنده تشکیل می شد. این هشتاد نفر در مجموعه های جدا از هم سازماندهی شده بودند به گونه ای که هیچگونه اطلاعی و شناختی از یکدیگر نداشتند تا بدین وسیله در صورت لورفتن یک گروه، از ضربه خوردن گروه های دیگر جلوگیری شود. این افراد هیچ نوع حقوقی بابت عملیات خود دریافت نمی کردند بلکه زندگی خود را از طریق شغل عادی که داشند، تامین می کردند. مسئولین نظامی نواحی هفت گانه زیر نظر یک نفر تحت عنوان مسئول نظامی جنوب قرار داشتند که حلقه وصل آنان به رهبران مستقر در بیروت بود.


با توجه به اینکه مبارزه در منطقه اشغالی فقط منحصر به مسائل نظامی نبود بلکه به صحنه کشاندن مردم و فعالیت های مردمی علیه اشغالگران (مانند اعتصابات، تحصن ها، راهپیمایی ها و ...) را نیز در بر می گرفت، حزب الله شورایی برای جنوب لبنان تشکیل داد که این بخش از کار را بر عهده گیرد و با روحانیون منطقه هماهنگی کند. مسئول نظامی جنوب در ارتباط با شورای جنوب عمل می کرد.


در آن زمان بیشتر فعالیت های نظامی در شمال رود الیطانی انجام می شد. افرادی که این مبارزات را انجام می دادند در روستا های اطراف حضور داشتند لذا می بایست آرامش آنها حفظ شده و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی
رژیم صهیونیستی نسبت به آنها حساس نشوند.

حزب الله در ابتدای فعالیت مقاومت علیه ارتش
رژیم صهیونیستی، روش مسامحه و گذشت را در برخورد با افرادی که به گونه ای در ارتباط با ارتش رژیم صهیونیستی بودند، در پیش گرفت. زیرا در آن تاریخ، هدف حزب الله این بود که ثابت نماید ارتش رژیم صهیونیستیدشمن است و نه دوست. علاوه بر این، در پیش گرفتن چنین سیاستی نه تنها برای جذب داوطلبان مقاوم، بلکه برای تضمین و تداوم مبارزه با دشمن نیز امری لازم و ضروری برای حزب الله بود.

بدین ترتیب، حرکت نظامی حزب الله در قالب مقاومت اسلامی شکل گرفت بدون اینکه هویت سیاسی رزمندگان حزب الله مشخص گردد.


حزب الله از ابتدای شروع به فعالیت تا مدتها، به صورت مخفیانه عمل می کرد و هیچ بیانیه رسمی در مورد عملیات نظامی خود علیه ارتش
رژیم صهیونیستی صادر نمی کرد. اشغال بخش وسیعی از خاک لبنان توسط رژیم صهیونیستی، حضور نیروهای چند ملیتی، وجود دشمنان همچون ارتش لبنان و نیروهای شبه نظامی مسیحی و حضور رقیبی همچون جنبش امل، باعث گردیده بود که حزب الله برای اجتناب از ضربه پذیری و نابودی زودرس، نه از نظر سیاسی و نه از نظر نظامی اعلام موجودیت نکند و فعالیت های رزمندگان خود را تحت چتر جبهه مقاومت ملی انجام دهد. به همین خاطر، بسیاری از گروه های چپ گرای لبنان و همچنین جنبش امل، بسیاری از موفقیت های نظامی حزب الله در جنگ با رژیم صهیونیستی را به نام خود ثبت می کردند.

نمونه بارز این مطلب، موضوع  عملیات شهادت طلبانه احمد قصیر در سال 1982 (1361) علیه مقر فرماندهی نظامی
رژیم صهیونیستی در شهر صور می باشد. حزب الله تا مدتها هویت آن را اعلام ننمود و مسئولیت آن را بر عهده نگرفت. البته این عدم اعلام، نقش تعیین کننده ای در لو نرفتن مجموعه های نظامی در جنوب لبنان داشت و رژیم صهیونیستی را دچار سردرگمی کرده بود. به همین خاطر، در ماه های اولیه مقاومت نیروهای رژیم صهیونیستی در مناطق اشغالی به دنبال یافتن نیروهای فلسطینی و چپ بودند نه نیروهای اسلام گرا، زیرا از شکل گیری یک نیروی جدید، بی اطلاع بودند.

به تدریج که تشکیلات و سازماندهی حزب الله و مقاومت(شاخه نظامی آن)، قوام لازم را پیدا کرد، حزب الله دریافت که باید هویت مقاومت اسلامی را اعلام نماید زیرا کتمان این مسئله در واقع یک شمشیر دولبه بود. اگر چه مقاومت و حزب الله را از ضربات رژیم صهیونیستی حفظ می کرد اما از نظر دستاوردهای سیاسی، حزب را در حاشیه قرار می داد و عملاً گروه های دیگر در معادلات سیاسی نقش ایفا می کردند. لذا برای اولین بار به طور رسمی یک بیانیه نظامی در 6 ژانویه 1984 (16/10/1362) با امضای مقاومت اسلامی منتشر گردید. نیاز حزب الله به داشتن اهرم های فشار سیاسی در صحنه داخلی که خود را برای تضعیف و کاستن از حجم مقاومت آماده می کرد، باعث گردید تا حزب الله، موجودیت مقاومت اسلامی را رسماً اعلام نماید. حزب الله در اعلام حضور «مقاومت اسلامی» در عرصه داخلی تاکید داشت که بروز اختلاف میان این حزب و جنبش امل و مسئله مبارزه با اشغالگری رژیم صهیونیستی باعث گردید تا مقاومت اسلامی از جبهه مقاومت ملی جدا شده و فعالیت مستقل داشته است. در واقع این تصمیم، گام اول ورود حزب الله به مبارزه سیاسی – اجتماعی بود.

عقب نشینی
رژیم صهیونیستی ،بزرگترین پیروزی سیاسی و نظامی برای حزب الله بود زیرا اگر چه بسیاری از گروه های چپ گرای لبنان ادعای مقاومت علیه اشغالگر رژیم صهیونیستیسر می دادند اما عملاً و علناً فقط حزب الله بود که تمام توان خود را مصروف این کار می کرد و آن گونه که ماگنوس رانستروپ پژوهشگر نروژی می گوید: «حزب الله، نوک پیکان حملات مسلحانه ای را تشکیل  می داد که در سال 1985 رژیم صهیونیستیرا به عقب نشینی به باریکه کمربند امنیتی واداشت. دکتر نزار حمزه، رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آمریکایی بیروت نیز در این خصوص می گوید:«... از سال 1984 تا زمان عقب نشینی رژیم صهیونیستی در سال 1985، حملات نظامی توسط مقاومت اسلامی که حزب الله آن رابه وجود آورده بود، انجام شد. حملات مقاومت اسلامی باعث شد تا حزب الله به عنوان مسلط ترین عامل، در مجبور کردن نیروهای رژیم صهیونیستی به عقب نشینی به منطقه ادعاییشان که از سال 1978 اشغال شده است، جلوه کند. بدین ترتیب از سال 1985، حزب الله تنها حزبی بوده که مبارزه علیه رژیم صهیونیستی را رهبری می کرده است.

این نقش بلامنازع حزب الله در عقب نشینی
رژیم صهیونیستی باعث گردید که روز بعد از خروج رژیم صهیونیستی از شهر صیدا، در 16 فوریه 1985 (27/11/1363) سیل جمعیت طرفدار حزب الله به وسیله صدها اتومبیل به طرف صیدا به حرکت در آید تا بر نقش حزب الله در آزاد سازی صیدا تاکید کند. امین جمیل، رئیس جمهور وقت لبنان نیز از فرصت استفاده نموده و برای همگام نشان دادن خود با احساسات مردم، به شهر صیدا رفت. اما در آنجا تظاهرات گسترده مردمی علیه وی انجام شد و مردم خواستار محاکمه او شدند.

پیروزی بزرگ حزب الله در آزاد سازی بخش وسیعی از جنوب لبنان، باعث گردید که آوازه این حزب از صحنه داخلی لبنان به خارج نیز گسترش یابد به همین علت «نبیه بری رهبر جنبش امل و عضو کابینه وقت نیز خط مشی خود را در قبال
رژیم صهیونیستی تغییر داد. وی تا آن زمان معتقد بود که فقط از طریق امضای یک موافقتنامه می توان رژیم صهیونیستی را ترغیب به خروج از لبنان نمود اما عقب نشینی رژیم صهیونیستی در سال 1985، نظر وی را این گونه تغییر داد: «از امروز، هرگاه رژیم صهیونیستی به یک دهکده در جنوب حمله کند، یک دهکده در منطقه الجلیل رژیم صهیونیستی هدف قرار می گیرد». ورود بری به مرحله اقدامات جدی علیه رژیم صهیونیستی، یک دگرکونی در باور شیعیان سنتی و محافظه کار بود، اگر چه از نظر شیعیان رادیکال، اقدام بری نوعی سوار شدن بر موج بود.

اگر چه پس  از اعلام موجودیت مقاومت اسلامی، رزمندگان حزب الله در اواخر سال 1984 (پاییز 1363) به طور آشکار در بیروت حضور یافتند ولی باز هم درباره رهبران و تشکیلات سیاسی، آنان، اطلاع چندانی منتشر نشده بود. سرانجام، همزمان با شروع عقب نشینی
رژیم صهیونیستی از شهر صیدا، حزب الله در یک گردهمایی رسمی در 16 فوریه 1985(27/11/1363) با صدور یک نامه سرگشاده، هویت، استراتژی و برنامه ایدئولوژیک خود را برای اولین بار اعلام نمود. در این گردهمایی که به مناسبت اولین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب در حسینه شیاح در بیروت برگزار شده بود، سید ابراهیم الامین به عنوان سخنگوی رسمی حزب الله، متن نامه سرگشاده را قرائت نمود. این نامه سرگشاده که در واقع کتابچه ای 48 صفحه ای بود، ضمن بیان هویت حزب الله، دیدگاه های مختلف این حزب نسبت به مسائل گوناگون داخلی، منطقه ای و جهانی را توضیح می داد. این نامه سرگشاده در واقع ما نیفست سیاسی حزب الله به شمار می آمد . صدور این نامه در حقیقت بیانگر دستاوردهای بزرگ حزب الله در اخراج کامل نیروهای چند ملیتی از لبنان و مجبور ساختن ارژیم صهیونیستی به عقب نشینی یک جانبه و گسترده از بخش های عمده ای از جنوب لبنان بود.

شیخ نعیم، قائم مقام فعلی دبیر کل حزب الله، در خصوص علل فعالیت غیر علنی حزب الله در مراحل اولیه خود می گوید:


((حزب الله تا سال 1985 تشکیلات واحد، منسجم و یکپارچه ای نبود که بتواند ابراز وجود نماید، لیکن ما بدون اینکه کسی از کار و فعالیت و یا ارتباط ما با دیگران اطلاعی داشته باشد، به کار و فعالیت خود ادامه می دادیم. ما در آن مرحله نهال نوپا و ناتوانی بودیم، به طوری که اگر اعلام وجود می کردیم، از پای در می آمدیم. این بود که تصمیم گرفتیم در لاک خود فرو رفته و از آن خارج نشویم. لیکن در این مرحله سعی داشتیم تا حرکت خود را تداوم بخشیم، چنان که اگر کسی از ما به قتل برسد، شخصیت دیگری وجود داشته باشد که بتواند راه وی را ادامه دهد. علاوه براین، طبیعت و کیفیت تشکیلات ما محرمانه بودن فعالیت ما را لازم و ضروری می کرد. اما در سال 1985 که نامه سرگشاده خود را منتشر کردیم، تعدادی از شخصیت های خود را در سطح عمومی معرفی کردیم اما تعداد دیگری به حالت محرمانه باقی ماندند.))


لازم به توضیح است، که شیخ راغب حرب شهید بزرگواری بود که جزو اولین موسسین و اولین دبیر کل حزب الله شناخته شد و پس از چندی به شهادت رسید، پس از آن شهید حجه الاسلام سید عباس موسوی به سمت دبیر کل حزب الله شناخته شد. که او نیز همراه همسر و فرزندش در حمله ناجوامردانه تروریستی رژیم اشغالگر قدس به شهادت رسید.






سید حسن نصرالله در مصاحبه با مجله ((لومگازین)) در جواب به سؤال :
آیا شهادت حجه‌الاسلام و المسلمین سید عباس موسوی چه تاثیری بر تو داشته است؟

گفت : بدون شک شهادت حجه‌الاسلام و المسلمین سیدعباس موسوی اثری قوی دربرداشت. آن ‌هم نه فقط بر من بلکه بر همه کسانی ‌که در جنبش مقاومت اسلامی‌ لبنان فعال بوده و هستند چنین اثری عظیم داشته.


کاملاً معلوم است حجم عملیاتی که قبل از شهادت سیدعباس انجام شده با تعداد عملیاتی که بعد از شهادت او انجام شد، بسیار متفاوت است. این مسئله را حتی در عملکرد‌های عادی مقاومت را هم می‌بینیم. طبعاٌ شهادت او فقط عده خاصی را بیدار نکرد، بلکه همه مردم را بیدار کرد. به همه آنانی که حزب‌الله و مقاومت‌اسلامی را چیزی ساده و سبک می‌انگاشتند، تاکید کرد؛ حزب‌الله یک حرکت مردمی است و مردم همه حزب‌الله شدند و حزب‌الله تنها نیست. همان‌گونه که شهادت او اتحاد و جمع مردم را نسبت به مقاومت راسخ‌تر نمود. چرا که دبیرکل آنان به استقبال شهادت رفت و طبعاٌ شما هم برای جهاد، حرکت و جنبشی را انتخاب می‌کنید؛ که دبیرکل آن انتخاب کرد و در این راه به شهاددت رسید.  بالطبع شهادت حجه‌الاسلام و المسلمین سیدعباس موسوی اثر زیادی برمن داشته و دارد. هر آنچه قبل از شهادت او دریافته بودم و با آنچه که بعد از شهادت سیدعباس برایم نمودار شد، اگر همه را جمع کنیم، کسی نخواهد گفت شهادت سیدعباس در آن اثری نداشته است، چون اگر بگوید ؛ به‌درستی در سینه او سنگ است و قلب ندارد.


برای مطالعه ی کل مصاحبه مجله لومگازین اینجا را کلیک کنید.










شهید حجت الاسلام سید عباس موسوی :


به نقل از علی موسوی / خاطرات سفر لبنان انجمن اهل قلم 

«نبی شیت، شهر سیدعباس موسوی است. زادگاه اوست. این شهر، شهدایی از برادران حزب الله دارد.

سیدعباس موسوی در سال 1952(۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۷۱)  در نبی شیت به دنیا آمد. پدرش از متخصصین معماری برج های مساجد بود.

 
پس از چند سال خانواده ایشان به ضاحیه می روند. قسمت جنوبی بیروت. سید، سال های اول مدرسه اش را در این منطقه می گذراند.


وقتی به هیجده سالگی می رسد، عشق فلسطین را در دل داشت. از کشتار مردم فلسطین ناراحت بود.

 
یکی از روزها، پدر سید، ایشان را در منزل پیدا نمی کند. بعدها می فهمند که سید، همراه چند نفر از برادران مقاومت در لبنان، به سوریه رفته اند و در آنجا دوره های نظامی علیه رژیم صهیونیستی می بینند.


وقتی خانواده سید، این خبر را می شنوند، به سوریه می روند تا فرزندشان را برگردانند. زمانی که به محل آموزش می رسند، می بینند یک فلسطینی و یک تونسی همراه سید، از طناب هایی که با آن آموزش می دیدند، به زمین افتاده اند. کمر فلسطینی می شکند. پاهای سید هم، شکسته می شود.


خانواده سید به او اصرار می کنند که همراه آنها برگردد تا پاهایش خوب شود. اما او قبول نمی کند. به مسئول آموزش می گویند تا او را راضی کند. اما سید زیر بار نمی رود. بالاخره با التماس زیاد، سید را راضی می کنند که همراه آنها به بیروت برود تا پاهایش خوب شود.


یکی از روزها، سید خواب امام موسی صدر را می بیند. بعد از این خواب، به پدرش می گوید که او را با امام موسی صدر آشنا کند. پدرش او را به دیدن امام موسی صدر می برد.

 
امام موسی صدر، از دیدن سید، خیلی خوشحال می شود و از شجاعت او خوشش می آید. سیدمدت دو سال نزد امام موسی صدر در صور می ماند و دروس حوزوی می خواند و آموزش می بیند.


بعد از دو سال، امام موسی صدر که سید را انسان پرتلاش می بیند، به او می گوید: «دیگر جای شما، اینجا نیست. به نجف بروید.» امام موسی صدر، برای سید، یک عمامه می آورد و سر او قرار می دهد و نامه ای هم به سید محمدباقر صدر در عراق می نویسد و سید را به او معرفی می کند.


علاقه شدیدی بین امام محمد باقر صدر و سید به وجود می آید. سیدحسن نصرالله هم با نامه امام موسی صدر، به نجف می رود. اوایل، سید حسن نصرالله، سیدعباس موسوی را نمی شناخته است.


روزی به یکی از روحانیون می گوید که می خواهم به نزد امام محمد باقر صدر بروم. آن روحانی به او می گوید: «امام محمد باقر صدر تحت مراقبت است و فقط یک نفر جرأت دارد تو را نزد ایشان ببرد و آن هم سید عباس موسوی است.»


سیدحسن نصرالله، به این ترتیب با سید عباس موسوی آشنا می شود. اوایل، به علت تیره گی پوست سیدعباس، فکر می کند او عراقی است. اما بعد متوجه می شود که سید عباس هم، مثل او لبنانی است.سیدعباس، سیدحسن نصرالله را بعد از زیات حرم امام علی(ع) به نزد امام محمد باقر صدر می برد و به ایشان می گوید: «سیدحسن نصرالله می خواهد در اینجا زیر نظر شما آموزش ببیند و درس بخواند.»


امام محمد باقر صدر، مقداری پول به سیدعباس می دهد و به او می گوید که با این پول برای او عمامه و لباس روحانیت بخر و از امروز هم شما، استاد ایشان می شوید.


رژیم عراق، قصد ترور سید عباس را می کند. همه علمائی که آن زمان تحت تعقیب رژیم عراق بودند، جمع می شود و مخفیانه از عراق به لبنان می آیند.


سیدعباس، حدود شش ماه در همین روستا می ماند و سپس به بعلبک می رود. در سال 1979 میلادی، در بعلبک حوزه ای برای ادامه تحصیل روحانیانی که به لبنان آمده بودند را تأسیس می کند. خانم ایشان به نام ام یاسر هم که نزد خواهر امام موسی صدر آموزش می دیدند، حوزه ای به نام الزهراء هم، برای خواهران تأسیس می کند.


وقتی
رژیم صهیونیستی سال 1982 تا بیروت را اشغال کرد، سیدعباس موسوی، همه آن مردان بزرگ و شجاع را جمع کرد و در همان سال 1982 مقاومت اسلامی را تأسیس کرد که این مقاومت تا امروز هم ادامه دارد.
البته سید سال 1979 به ایران سفر کرد و از نزدیک با افکار امام خمینی هم، آشنا شد.

بعد از ترور شیخ راغب حرب، سیدعباس برای سخنرانی به کنار مزار ایشان می رود. بعد از سخنرانی، به کنار مزار شهید شیخ راغب حرب می رود. دستش را روی قبر او می گذارد و به احمد، پسر شهید شیخ راغب حرب نگاه می کند و می گوید: «وصیتی داری که بخواهی برای پدرت برسانی؟»

سپس به نزد شیخ عبدالکریم، اسیر آزاده شده از زندان رژیم صهیونیستی و نزد مادرش می رود و دعایشان می کند.

محافظان سیدعباس، متوجه هلیکوپترهای جنگی
رژیم صهیونیستی می شوند که حالت عادی نداشتند. این را، به سید می گویند. سید، می گوید: «مگر ترسیده اید؟» محافظ ها به شوخی می گویند: «اگر شما از جان خودتان نمی ترسید، ما زن و بچه داریم.»

سید، خم می شود، سنگی را از زمین برمی دارد و به دست پسر پنج ساله اش حسین می دهد و می گوید: «با این سنگ، آن هلیکوپترها را بزن.»


بعد، سید به طرف بیروت حرکت می کند. همسرش ام یاسر و پسرش حسین نیز همراهش بودند. هسمر سید، همیشه با او بود. چون سید به او گفته بود که من، شهید خواهم شد.


به منطقه ای به نام تفاحتا می رسند. چند فروند هلیکوپتر، از پشت کوه بیرون می آیند و ماشین سید را موشک باران می کنند. با یک موشک شش هزار درجه، ماشین سید را می زنند که مطمئن باشند، کسی در آن زنده نمی ماند.


دو محافظی که کنار سید نشسته بودند، فقط قسمتی از بدنشان می سوزد. اما شهید نمی شوند. چون سید قبلابه آنها گفته بود: «کسی از همراهان من، به سبب من شهید نمی شود.»


آن دو محافظ، بعدها خوب می شوند و چهلم شهادت سیدرا هم می بینند. اما سید عباس موسوی به همراه همسر و فرزندش در 1993.2.16 به شهادت می رسند.


بعداز شهادت سید عباس موسوی، سیدحسن نصر الله، دبیر کل حزب الله می شود.»









در مصاحبه ای که روزنامه ایران از پدر سید حسن نصرالله کرده بود ، سؤالاتی بیان شد که تعدادی از آنها با این گزارش همخوانی دارد که آن را در ذیل بیان می کنیم.


سید عباس موسوی درباره سید حسن چه دیدگاهی داشت ؟


ایشان چند لحظه سکوت کردند؛ سپس فرمودند :


وقتی سید عباس به لبنان بازگشت در نخستین برخورد از او پرسیدم از پسرم خبری داری سید عباس هم پاسخ داد که او یک بزرگ مرد است. از این حرفش تعجب کردم و با خنده پرسیدم چطور ؟ سید عباس با همان جذبه همیشگی اش پاسخ داد: «سید حسن قلب من است». سید عباس در جایی دیگر از شدت علاقه به پسرم این گونه گفت: «من شاید بتوانم بدون خانواده خود زندگی کنم اما بدون سید حسن نمی توانم.» آیت الله صدر هم علاقه خاصی به سید حسن داشت و شخصاً به سید حسن عمامه داد. به گمان ایشان فرزندم جزو یاران حضرت مهدی(ع) است .


برخی می گویند ماجرای آشنایی سید حسن با سید عباس موسوی در حوزه نجف بود. این درست است؟


بله. محمد باقر صدر، حسن را در مدرسه علمیه آذریه ثبت نام کرد و اسباب آشنایی او با سید عباس موسوی را فراهم کرد. سیدعباس در آن زمان تقریباً رئیس طلاب لبنانی حوزه نجف بود. صدام در آن برهه، بسیاری از علما را بازداشت می کرد یا به شهادت می رساند. به همین علت هم سید عباس موسوی خیلی زود به لبنان بازگشت. من خودم هم در آن زمان در مجلس اعلای شیعیان لبنان کار می کردم و در آنجا با سید عباس آشنا شدم.


برای مطالعه ی کل مصاحبه اینجا را کلیک کنید.


در پی به شهادت رسیدن حجت الاسلام والمسلمین سید عباس موسوی دبیرکل حزب الله لبنان بدست عوامل رژیم جنایتکار صهیونیستی ازسوی حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی پیام تبریک و تسلیتی صادر گردید.






متن پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم

من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمهنم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا.
با تألم و تأسف بسیار خبر شهادت مظلومانه ی روحانی مجاهد و خستگی ناپذیر و رهبر فداکار حزب الله لبنان حجت الاسلام آقای سید عباس موسوی و همسر و فرزند خردسالش را بدست جنایت بار رژیم صهیونیست دریافت کردم.
رحمت خدا بر این سید عالیقدر و شجاع و بااخلاص و هوشمند ولعنت و نفرین خدا و خلق بر صهیونیست های بددمنش و خون آشام که در راه مقاصد پلید و تجاوزکارانه ی خود از هیچ جنایتی رویگردان نیستند و بر حامیان خبیث و مستکبرشان که با چشم پوشی از جنایات بزرگ آن رژیم و کمک به ادامه ی آن، چهره ی ضد انسانی و خیاثت بار خود را بیش از پیش آشکار می کنند و از هیچ توطئه و خیانتی علیه مسلمانان حق طلب روی نمی گردانند.
خون به ناحق ریخته ی این شهید بزرگوار عزیز و همراهان مظلومش مبارزه ی حق طلبانه مردم لبنان و فلسطین را بر ضد اشغالگران صهیونیست جدی تر و عمیق تر خواهدساخت. این سید عالیقدر که علم را با عمل و گفتار را با صدق وفداکاری را با درایت توأم کرده بود در راه هدف الهی و مقدس خود که دفاع از اسلام و مقابله با ظلم و تجاوز بوده به شهادت رسید و به سعادت ابدی نائل آمد و راه او بوسیله یاران و هم سنگرانش و ملت مسلمان و مظلوم لبنان و فلسطین ادامه خواهدیافت.
رژیم صهیونیستی و آمریکا بدانند که اینگونه جنایات نخواهدتوانست راه سلطه گری ظالمانه ی آنان را هموار کند و ملتهایی را که در طول سالیان دراز مورد ظلم وشرارت آنان قرارگرفته اند بترساند.
اینجانب این شهادت افتخارآمیز را که پاداش خداوند به جهاد مستمر آن انسان مخلص و فداکار بود به ملت لبنان و به جوانان پاک و عزیز حزب الله و رهبران آن مخصوصاً به خانواده و دوستان و ارادتمندان آن شهید بزرگوار تبریک و تسلیت می گویم و رحمت و فضل الهی را برای وی مسئلت میکنم.
والسلام علی عباد الله الصالحین
سیدعلی خامنه ای
سیزدهم شعبان هزار وچهارصد و دوازده
مطابق با بیست و هشتم بهمن ماه هزار و سیصد و هفتاد

بعد از به شهادت رسیدن سید عباس موسوی اعضای حزب به اتفاق، سید حسن نصرالله را که بیش از 32 سال نداشت به دبیرکلی حزب الله برگزیدند. قدرت نفوذ کلام او در بین نیروهای طرفدار حزب، در کنار ارتش سیاسی ودینی او عامل مهمی در این انتخاب بود. وی با درایت و هوشمندی توانست پس از ضربه سختی که این جنبش نوپا از سوی رژیم صهیونیستی دریافت کرده بود، وحدت و یکپارچگی درونی را تقویت کرده و هدایت آن را برعهده گیرد. تنها چند ماه پس از حادثه ترور دبیرکل پیشین حزب الله بود که رهبری جدید تصمیم گرفت وارد تحولات سیاسی شده ودر انتخابات پارلمانی سال 1992 شرکت کند. این حرکت به پیروزی چشمگیر منجر شد و طرفداران حزب الله توانستند چند کـرسی پـارلمانی را در استان های جنوبی و دره بقاع کسب کنند. از سوی دیگر با استقرار نیروهای حزب الله درجنوب لبنان، شاخه نظامی حزب مبارزه خود را با نیروهای رژیم صهیونیستی که جنوب لبنان را اشغال کرده بودند، آغاز  کرد.

شهادت سید عباس موسوی به همراه خانواده‌اش، تأثیر بسزایی در روحیه مردم لبنان و به وی‍ژه رزمندگان حزب‌الله گذاشت و پس از آن بود که مبارزات و حملات حزب‌الله شکل جدیدی به خود گرفت و حمایت عمومی در میان مردم لبنان از حزب‌الله رو به فزونی نهاد. در این میان، اسراییل نیز در سال‌های 1993 و 1996 عملیات‌های خوشه‌های خشم و تسویه حساب را به اجرا گذاشت که با مقاومت سرسختانه حزب‌الله، که از کم‌ترین امکانات نظامی برخوردار بود، روبه‌روشد

مبارزه با
رژیم صهیونیستی شعاری است که حزب الله توانست باعث وحدت احزاب گوناگون اعتقادی ، کمونیستی ، لائیک و ناسیونالیستی شود. این حزب در سالهایی که تمام کشورهای عربی گزینه سازش را مطرح می‌کردند، با شعار مقاومت برای شکست رژیم صهیونیستی و بازپس گیری زمین‌های اشغالی، توانست جوانان را جذب نماید. در این مبارزات نیز موفق بود و توانست ب رژیم صهیونیستی را در سال ۲۰۰۰ مجبور به عقب نشینی از جنوب لبنان نماید .








صحبت های سید حسن نصرالله پس از شهادت عماد مغنیه :


من در برابر جسد پاک او در برابر جهانیان که در انتظار موضعگیری حزب‌الله هستند، تاکید می‌کنم:جهانیان به مسئولیت من بدانند ما برای مرحله سقوط اسراییل آماده می‌شویم. اگر خون شیخ راغب حرب آنها را از سرزمین‌های لبنان خارج ساخت و خون سید عباس موسوی آنها را از مرز خارج ساخت، خون عماد مغنیه آنها از عرصه وجود انشاءالله پاک خواهد کرد.

سید عباس موسوی را نیز ترور کرده و گمان کردند مقاومت فرو می‌پاشد؛ ولی ما برخاسته و پس از چند سال، اسراییل را شکست‌خورده و خوار از لبنان خارج کردیم. به خاطر عباس موسوی و خون او و مقاومت پایمردان، ما موفق شدیم.

عکس هایی از شهید خجت الاسلام سید عباس موسوی

















عکس هایی از سید حسن نصرالله














1386/12/01
در خصوص رابطه ی حزب الله با امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بیشتر بنویسید. چگونگی روابط/ عزل و نسب رهبران/ هدایت حزب الله توسط مقام معظم رهبری در جنگ 33 روزه و ...
نوشته شده توسط  سعید  

1386/12/01
حیف این گزارش نیست که چنین تیتری داره؟
نوشته شده توسط  ندا  رضایی

1386/11/30
ایول یک گزارش تماماً کامل بود که همه چیز را در بر می گرفت حتی می شد این گزارش به دو گزارش تبدیل شود، ولی عالی بود. خیلی ممنون
نوشته شده توسط  محمد علی  

1386/11/29
بسیار عالی بود دست مریضا ایول به تحقیقات معلومه که خیلی زحمت کشیدین یا علی
نوشته شده توسط  صفا  

شما ميتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد
نام
نام خانوادگی
عنوان
وب سایت  
پست الکترونیک  
متن پیام
 

     خبرنگاران افتخاری 

info@farhangnews.ir
كليه حقوق اين سايت متعلق به سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی مي باشد.