صفحه نخست آموزش خبرنگاران افتخاری آخرین اخبار(Rss) آرشیو ویژه نامه ها
-- چهارشنبه - 17 شهریور 1389
 

     پیگیری مطالبات رهبری 

     کلیپ های ویژه 

       آخرین اخبار این سرویس      

درگیری رهنورد و موسوی
اموال شخصی دانشگاه آزاد / کاریکاتور
مرتضی نبوی:اثرات اقتصاد دولتی دولت موسوی هنوز باقی است
گروهک ریگی انهدام یک خانه تیمی در کرج را تایید کرد
مزدور استخبارات عراق: موسوی و کروبی کار بزرگی انجام می‌دهند
آیت الله یزدی: شاخص همه باید امام و خط امام(ره) باشد
حمایت مجدد جنبش غیرمتعهدها از ایران
از سوی انگلیس دستور مقاومت صادر شد!!
عکس: اغتشاشگران 14 خرداد را شناسایی کنید
توهم جدید یک ضدانقلاب: عکسی از صحنه درگیری لفظی با رهبری!!!
دستگیری یک تیم تروریستی مسلح برای خرابکاری در مراسم ارتحال امام(ره)
14 خرداد شمال می روند کتکش را ما می خوریم
مطهری: حرفهایم درست بود
نمایندگان مجلس فردا با رهبرانقلاب ‌دیدار می‌کنند

آرشیو
 
مدیریت محتوا
 

     محتوی 

                خبر

   تاریخ:1388/02/07   ساعت:09:44:38    کد:11387  

نامه ای از «شهید آوینی» به برادرش در «آمریکا»


تصویر بزرگ
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : مادر به تو گفت (در پشت تلفن) که من کار پیدا کرده‌ام. این چنین نیست؛ من زندگی یافته‌ام . عشق خمینی بزرگ و عظمت فرهنگی آن چه می‌گوید، مرا آن چنان شیفته‌ی خود ساخته است که نمی‌توانم جز به حکمتی که در حال تدوین آن هستیم بیندیشم

به گزارش فارس، یکی از برادران «شهید سید مرتضی آوینی» دیربازی است که در ایالات متحده آمریکا سکونت دارد.آن چه خواهید خواند متن تخلیص شده یکی از نامه های مرتضی به این برادر است.برای دریافت متن کامل این نامه با سید محمد آوینی تماس گرفتیم.ابتدا قول مساعد داد اما زمانی که برای پیگیری این قول دوباره مزاحم ایشان شدیم ، با این جمله ساده که «پیدا نشد» امیدمان نا امید شد و به ناچار به همین متن کوتاه شده و ناقص بسنده کنیم. امید آن که روزی تمامی آثار آن فرزانه بی بدیل از سد گزینش نزدیکان و منسوبین ایشان به سلامت بگذرد و در دسترس عموم قرار گیرد.

*برادر!
دلم می‌خواست امروز که ایران، این پسر گم شده، بعد از قرن‌ها می‌رود که به آغوش خانواده‌ی خویش بازگردد، در کنارم بودی و با هم زیر لوای اسلام عزیز و در کنار امام خمینی، این فرزند راستین محمد(ص) و این نشانه‌ی خدا بر زمین، جهاد می‌کردیم.

گرفتار تاریکی بودیم که امام خمینی از قلب تاریخی که می‌رفت تا فراموش شود، چون محمد(ص) فریاد برآورد که «واعتصمو بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» - همه به ریسمان خداوند چنگ بزنید و بیاویزید و پراکنده نشوید - و ما که هنوز دست و پا می‌زدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم، از این سخن تازه شدیم و دریافتیم که آن چه می‌جستیم، یافته‌ایم و به یقین رسیدیم. و حتی من که همواره بویی از محمد در مشام داشتم، در آغاز باور نمی‌کردم که در این ظلمت کده‌ی زمین بتوان نقبی به سوی نور زد- که ابعاد آن چه روی داد، آن همه گسترده بود که زمین را در بر می‌گرفت و خدا این تردید را که جز لمحه‌ای به طول نینجامید بر من ببخشاید- و برق یقین بی‌هیچ واسطه‌ای بر دلم نشست، همان گونه که بر کوه سینا، و ایمان آوردم، و برادر! زمان گم شد و مکان، و کویر بود، و آن که دعوت به حق می‌کرد محمد(ص) بود، و خدا را شکر که گوش ایمان من به آوای الله آشنا بود و نمی‌دانی که چه خوش بود. با همان عشقی که اباذر با محمد(ص) بیعت کرد، ما به امام خمینی پیوستیم. و برادر، او را ندیده‌ای: دست خداست بر زمین؛ آن همه به صفات خداوندی آراسته است که هنگامی که دست محبتش را بر سر شیفتگان بالا می‌آورد، سایه‌اش زمین و آسمان را می‌پوشاند، و آن زمان که از حکمت و عرفان سخن می‌گوید، می‌بینی که او خود نفس حقیقت است. من بوی خوشش را از نزدیک شنیده‌ام و صورتش را دیده‌ام که قهر موسی را دارد و لطف عیسی را و آرامش سنگین محمد(ص) را .

برادر! ایران، مادر تمدن نوینی است که معیارها و مقیاس‌هایی دیگر دارد و حکمت و فلسفه‌ای دیگر و هنری دیگر و ... ادبیاتی دیگر. من هرگز نمی توانم وسعت مکتبی و فرهنگی این انقلاب را در این نامه تصور کنم،‌اما برایت باز هم خواهم نوشت، هر چند که وقتم بسیار تنگ است.

مادر به تو گفت (در پشت تلفن) که من کار پیدا کرده‌ام. این چنین نیست؛ من زندگی یافته‌ام . عشق خمینی بزرگ و عظمت فرهنگی آن چه می‌گوید، مرا آن چنان شیفته‌ی خود ساخته است که نمی‌توانم جز به حکمتی که در حال تدوین آن هستیم بیندیشم و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم بیندیشم و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم ... و این فرهنگ آن همه با آن فرهنگ کهنه و منحط غرب متفاوت است و آن همه از آن فاصله دارد که نمی‌توان گفت . کارم در راه خداست (فی سبیل الله) و برای آن پولی دریافت نمی‌کنم. تنها سهمی اندک از بیت‌المال می برم که خورد و خوراک را بس باشد و بس. جهادی را که آغاز کرده‌ایم، امام خمینی «جهاد سازندگی» نام نهاده است. شمشیرمان قلم است و بیل و کلنگ، و در راه سازندگی ایرانی آزاد گام نهاده‌ایم؛ ایرانی که منشا حرکت نوین تاریخ و خاست گاه فرهنگ نوینی است که دنیای تاریک را سراسر در بر خواهد گرفت.
والسلام - برادرت مرتضی (1358)


1388/04/01
نمی دانم در این چه حکمت است که مجاهد کار زار فرهنگ و هنر/ مجاهد فی سبیل الله سید اهل قلم برای ساخت فرهنگ و هنر اسلامی مجال نیافت نمی دانم . نمیدانم نمیدانم. الله العلم روحش قرین رحمت خدا باد ئ راهش پاینده الهم العجل لولیک الفرج
نوشته شده توسط  بنده رو سیاه خدا  

1388/02/23
   

سلام خدا 1388/02/23
سلام خدا بر تو شهيد آويني تويي كه ديد تازه اي به من دادي از شما هم ممنونم
نوشته شده توسط  خديجه  همتيان پور فرد

1388/02/19
خوش به حال شهید آوینی که به آرزوش رسید ... یعنی میشه یه روزی ما هم به آرزومون برسیم إ.. سر رو دامن آقامون پر پر بزنیم ؟ یعنی میشه ؟؟......
نوشته شده توسط  کلاغ رو سیاه  

1388/02/19
نوشته شده توسط  آرزومندبرای عاشق شدن...  

1388/02/12
این نامه ی شهید آوینی به تمام برادران و خواهرانش هستش که خارج از ایران زندگی میکنند. باید که عمر قرن هایی به سر آید تا مثل یک آوینی دیگر بیاید. روحش شاد.
نوشته شده توسط  رهروان ولایت   آدرس سایت

1388/02/12
سلام و درود خدا بر روان پاک سید مرتضی . بعد از شهادتش با هاش آشنا شدم. چندتایی از کاراش رو مطالعه کردم و هر بار که نامش را میشنوم.........
نوشته شده توسط  محسن  

1388/02/12
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نوشته شده توسط  دل بیقرار   آدرس سایت

1388/02/10
خوبه
   

شما ميتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد
نام
نام خانوادگی
عنوان
وب سایت  
پست الکترونیک  
متن پیام
 

     خبرنگاران افتخاری 

info@farhangnews.ir
كليه حقوق اين سايت متعلق به سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی مي باشد.