صفحه نخست آموزش خبرنگاران افتخاری آخرین اخبار(Rss) آرشیو ویژه نامه ها
-- جمعه - 8 مرداد 1389
 

     پیگیری مطالبات رهبری 

     کلیپ های ویژه 

       آخرین اخبار این سرویس      

درگیری رهنورد و موسوی
اموال شخصی دانشگاه آزاد / کاریکاتور
مرتضی نبوی:اثرات اقتصاد دولتی دولت موسوی هنوز باقی است
گروهک ریگی انهدام یک خانه تیمی در کرج را تایید کرد
مزدور استخبارات عراق: موسوی و کروبی کار بزرگی انجام می‌دهند
آیت الله یزدی: شاخص همه باید امام و خط امام(ره) باشد
حمایت مجدد جنبش غیرمتعهدها از ایران
از سوی انگلیس دستور مقاومت صادر شد!!
عکس: اغتشاشگران 14 خرداد را شناسایی کنید
توهم جدید یک ضدانقلاب: عکسی از صحنه درگیری لفظی با رهبری!!!
دستگیری یک تیم تروریستی مسلح برای خرابکاری در مراسم ارتحال امام(ره)
14 خرداد شمال می روند کتکش را ما می خوریم
مطهری: حرفهایم درست بود
نمایندگان مجلس فردا با رهبرانقلاب ‌دیدار می‌کنند

آرشیو
 
مدیریت محتوا
 

     محتوی 

                خبر

   تاریخ:1388/04/08   ساعت:11:37:48    کد:12325  
جانباز شیمیایی عملیات والفجر 8 در خرمشهر:
هر روز ادعای دفاع از حقوق بشر غرب را در بدن تاول ‌زده‌ام مرور می‌کنم


تصویر بزرگ سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : یک جانباز شیمیایی عملیات والفجر 8 گفت: ادعای دروغین دفاع از حقوق بشر غرب را هر روز با مشاهده بدن تاول ‌زده‌ام مرور می‌کنم.

ایاد ورام زاده امروز به‌مناسبت فرا رسیدن هشت تیرماه روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی در گفتگو با فارس در خرمشهر افزود: دو بار در جبهه‌های حق علیه باطل مجروح شدم یک بار در عملیات والفجر 5 و بار دیگر در عملیات کربلای 8 بر اساس حمله شیمیایی جنایتکاران بعثی مجروح شدم و اکنون افتخار دارم که جانباز شیمیایی 65 درصدی هستم.
وی اظهار داشت: با گذشت قریب 24سال از مجروح شدنم در عملیات‌های‌ والفجر 8 و 5 درد ناشی از سوختگی مواد شیمیایی لحظه‌ای امانم نمی‌دهد و هر روز آرزوی رسیدن مرگ را می‌کنم.
این جانباز سرافراز 8 سال دفاع مقدس خاطرنشان کرد: حمله شیمیایی یکی از وحشتناک‌ترین و غیر انسانی‌ترین نوع تجاوز به انسانها است در زمان حمله شیمیایی دیدن جوانان رزمنده‌ای که در حین دفاع از جان، مال و ناموس خود پر پر می‌شوند لحظه‌ای بسیار غم‌انگیز و تراژدی بسیار دردناکی است.
وی افزود: در آن زمان معنای دروغین بودن دفاع از حقوق بشر استکبار جهانی را به وضوح می‌توان دید چرا که عامل رساندن این گونه سلاح‌های غیر انسانی خود آنها هستند.
جانبار 65 درصدی شیمیایی با ذکر خاطراتی از نحوه مجروح شدنش، اینگونه بیان می‌کند: در عملیات والفجر 8 با یکی از بچه‌های رزمنده به نام نعیم برای انجام کاری سوار ماشین شده بودیم که یک دفعه آتش‌های شیمیایی دشمن ریخت و دود بسیار غلیظی منطقه را فرا گرفت.
وی افزود: تا ماسک‌ها را از پشت صندلی درآورده و به صورت بزنیم متاسفانه مواد شیمیایی اثر خود را گذاشته بود و شروع به سوختن صورت و چشمانمان کرد و چشمایمان از اثر مواد شیمیایی تنها اشک می‌ریخت و دنیا در چشم‌هایمان سیاه شد.
وی ادامه داد: صحنه بسیار وحشتناکی بود صدای ضجه و ناله‌های بچه‌های رزمنده که از سوز مواد شیمیایی پر پر می‌شدند را تا امروز احساس می‌کنم.
ورام زاده خاطرنشان کرد: دیگر هیچ چیز را احساس نکردم وقتی چشم باز کردم خودم را در بیمارستان صحرایی امام علی(ع) دیدم نیروهای امدادی به شکل جدی به مداوای ما پرداختند.
این جانباز شیمیایی ادامه داد: نیروهای امدادی تمام لباس‌هایمان را سوزاندند، چند آمپول مخصوص به ما تزریق کردند و چشمانمان را با سرم شستشو دادند و مقداری دارو به ما دادند.
وی در ادامه به خاطرات خود در عملیات غرورآفرین کربلای 5 اشاره کرود و اظهار داشت: بعد از حلبچه، بیشترین حمله شیمیایی دشمنان جنایتکار بعثی در عملیات کربلای 5 علیه نیروهای ایران صورت گرفت چون از نزدیکی ما به تنومه و بصره وحشت داشتند ما شهدای بسیاری را در این عملیات تقدیم اسلام و ایران اسلامی کردیم اما عراقی‌ها بسیار بیشتر از ما کشته و زخمی دادند، غنائم زیادی نیز در این عملیات نصیب ما شد.
وی گفت: دشمن بعثی عراق در عملیات کربلای 5 برای جبران شکست خود به استفاده از مواد شیمیایی متوسل شد و این در حالی بود که بچه‌ها به دلیل خستگی ناشی از عملیات سنگین کربلای 5 که با پیروزی‌های زیادی همراه بود بی خوابی زیادی کشیده بودند.
وی افزود: صبح زود بعد از خواندن نماز وقتی که رزمندگان اسلام در حال استراحت بودند دشمن جنایتکار شیمیایی زد و عده‌ای از همسنگران ما را که در حال خواب بودند به شهادت رساند.
وی ادامه داد: از جمله شهدای این عملیات شهید دانایی، معاون تیپ؛ بود او زمانی که عراقی‌ها منطقه را شیمیایی زدند همه را بیدار کرد و داد می‌زد بلند شوید بچه‌ها که از سنگر بیرون آمدند یکی از بچه‌ها ماسکش را گم کرده بود شهید دانایی با ایثار و از خودگذشتگی ماسک خود را باز کرد و به صورت آن همسنگر بست و آن را بغل کرد و به خارج محدوده برد ولی شهید دانایی سینه‌اش شیمیایی شده بود و برادر همسنگرش را نجات و خودش به شهادت رسید.
این جانباز 65درصد شیمیایی خاطرنشان کرد: آن روزها و در آن لحظه‌های ایثارگری، برادری و همدلی را به شکل واقعی می‌توانستی ببینی فرمانده و رزمنده معمولی در یک سطح بودند همه مجاهدی بودند در راه خدا برای پاسداری از کیان مقدس جمهوری اسلامی از تهاجم دشمنان.
وی در خصوص وضعیت جسمانی‌اش بعد از گذشت 25سال از مجروح شدنش گفت: تا امروز معالجه می‌شوم و تنها به وسیله دارو زنده هستم.
وی تصریح کرد: داروهایی که ما مصرف می‌کنیم تنها در تهران موجود است و ما باید هر از گاهی به آنجا بریم تا داروی خود را تامین کنیم.
این جانباز خرمشهری افزود: با وجود دردهایی که در سینه دارم اما به عشق خمینی و رهبری و به عشق شهدایی که وجودشان را برای پاسداری از این مرز و بوم هدیه کردند این آلام را تحمل می‌کنم و خودم را رزمنده ولایت می دانم.


1388/10/10
السلام علی الحسین و علی اصحاب الحسین شما یاران حسینید که چند صباحی در زمین بیتوته کرده اید. روزها خیلی سریع خواهند گذشت و به جز افتخار و عزت شما، سرای جاودان نیز مأمنتان خواهد بود. اکنون جانبازید و در آینده شهیدی در جوار حسین و اصحاب پاکش. خوشا بر احوال شما پاک بازان و از خودگذشتگان ملکوتی. ما رو هم دعا کنید که بدون دعاهای خالصتون آینده ای رو برای خود نمی بینیم. التماس دعا
نوشته شده توسط  یک دوست از ایران  

1388/08/24
ردوبلات بجونم منوازدعاهای شبانه ات فراموش نکنی که مطمعنم اگر عزت وسربلندی داریم از اثر نفسهای سوخته شما وامسال شماست خاک پاتم وبرایت ازجوارحضرت رضا علیه سلام درود می فرستم وانشاالله نائب الزیاره هستم
نوشته شده توسط   soroosh

1388/07/19
سلام.الهم ارزقنا شفاعه المهدی برادرم شما بر عکس ما کسانی هستید که در زمین گمنام ولی در آسمان مشهرید
   

1388/07/02
یا لیتنا کنا معک!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط  سید مجتبی  جعفری آدرس سایت

1388/05/06
با عرض سلام خدمت شما مردان اسطوره ای.فقط میتونم بگم ان شا الله خدا کمک کنه ما جوانان در قیامت شرمنده شما ها نباشیم
نوشته شده توسط  مهدی  سلگی

1388/04/18
با سلام و احترام امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید. از زحمات همه شما متشکریم
نوشته شده توسط  یک رزمنده دفاع مقدس  

1388/04/08
برادرم ای غیور مرد ای شیر بیشه ی ایران زمین برای درد هایت اشک ریختم " نه از سر ترحم که غبته می خورم من در آن زمان کودکی بیش نبودم و امروز به داشتن برادرانی چون شما که مقاومتشان کوه را به رشک وا داشته " فخر می فروشم همسر من نیز یک جانباز است نه به شدت شما اما وقتی از آن روزها می گوید می توانم نهایت عشق و غرور و عزت را از اعماق چشمهایش بخوانم برادرم : پاسدار عشق مقدست به امام راحل عزیزمان و رهبر فرزانه باش چونان گوهری آن را در وجود گرانقدرت نگهدار و مطمئن باش با این وجود پاره پاره و سوخته و آن قلب نورانیت با خدای مهربان بهترین و زیبا ترین معامله را داشته ای
نوشته شده توسط  محمدی  

شما ميتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد
نام
نام خانوادگی
عنوان
وب سایت  
پست الکترونیک  
متن پیام
 

     خبرنگاران افتخاری 

info@farhangnews.ir
كليه حقوق اين سايت متعلق به سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی مي باشد.