حضرت امام (قدس سره) در آن زمان به خوبی میدانستند که با پایان جنگ و پذیرش قطعنامه بایست منتظر عواقب سوء ناشی از این پذیرش و رواج برخی از افکار مادی در میان آحاد جامعه بود؛ یعنی همان تبعاتی که امروز پس از گذشت ده سال از پایان جنگ شاهد آن هستیم. لذا تاکید ایشان بر این بود که نکند چند سال بعد عدهای به این باور غلط برسند که کاش آن روز ما جنگ نمیکردیم و اگر جنگ نبود میتوانستیم پلههای توسعهی مادی را سریعتر بپیماییم!
ایشان به همگان هشدار داده بودند باید تا آن جا که میتوان از پذیرش الگوهای کفرآلود که نظام استکبار خواهان تحمیل آنها بر ملل مظلوم است جلوگیری کرد. از این رو بایست راهکارهایی را پیدا کرد که با پذیرش قطعنامه بتوان از پذیرش الگوهای مزبور سرباز زد.
سعی ایشان بر این بود که با پذیرش ناخواسته و اجباری نظارت سازمان ملل بر روند جنگ، نظارت و دخالت جریانها و سازمانهای جهانی وابسته به نظام استکبار را در روند بازسازی و تنظیم اقتصادی پس از پایان جنگ به حداقل برسانند و جامعهی اسلامی را از خطر حاکمیت تسلط بانک جهانی، صندوق بینالمللی، یونسکو، شورای امنیت و امثال آنها برهانند. لذا در همین چند ماه میان پذیرش قطعنامه و رحلت جانسوز ایشان به راهکارهایی روی آوردند تا بتوانند هجوم همه جانبهی اسلام بر کفر را کماکان تداوم بخشند و متناسب با شرایط جامعه و جهان از نفوذ مرموزانهی دشمن در ابعاد مختلف جلوگیری نمایند.
منبع:سایت حوزه - بسترهای پذیرش قطعنامه 598