|
|
|
آخرین اخبار این سرویس
|
|
|
|
محتوی
|
|
خبر
|
|
|
|
تاریخ:1388/06/28
ساعت:03:11:53
کد:13670
|
 |
|
|
ابعاد تهاجم جنگ نرم
|
|
در صورتی که تهدید نرم مترادف با تهدیدات سیاسی – فرهنگی در نظر گرفته شود، شاخصهایی در دو حوزه فرهنگی و سیاسی به عنوان ابعاد تهدید نرم مطرح میشود
قدرت نرم از سه سطح راهبردی، میانی و تاکتیکی تشکیل میشود.) 1- سطح راهبردی قدرت نرم این سطح از قدرت نرم که متأثر از فرهنگ استراتژیک کشور است، به سطح رهبران و نخبگان یک کشور بازمیگردد. و بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم تلقی میشود. هدف اصلی در این سطح افزایش قدرت هنجارسازی خود و تضعیف قدرت هنجارسازی حریف در محیط بینالمللی است. به هر میزانی که بازیگران بتوانند در این سطح قدرت ایجاد کنند و یا بر قدرت هنجارسازی دیگران تأثیر بگذارند، امکان پیروزی بیشتری خواهند داشت. هدف از این تهدید در این سطح تهدید نرم یا اجرای عملیات روانی استراتژیک، تأثیرگذاری بر برآوردها و شناخت نخبگان و رهبران حریف (تأثیر بر شناخت) و همچنین ارعاب و تأثیر بر عزم و اراده (تأثیر بر روحیه و قدرت ایستادگی) آنان میباشد. 2- سطح میانی قدرت نرم این سطح از قدرت نرم بر عنصر مردمی قدرت ملی کشور تأکید دارد. قدرت نرم در این سطح، از فرهنگ ملی متأثر است. این سطح از اهداف و سطح استراتژیک پشتیبانی میکند و به تصمیمات نخبگان و رهبران مشروعیت بخشیده و بر عزم و اراده آنها تأثیر میگذارد. هدف سطح میانی تهدید نرم، سلب اراده و انگیزه از مردم و بیتفاوت نمودن جمعیتهای همراه و تبدیل آنها به جمعیتهای معارض، مخالف و بیتفاوت و شکل دادن به نافرمانیهای مدنی با ایجاد شکاف بین دو سطح راهبردی و میانی است. تهدید نرم، در این سطح میتواند بر میزان حمایت مردم از سیاستهای نظام و نخبگان مؤثر باشد همچنین حمایت عاطفی – روانی نیروهای مسلح تحت تأثیر این سطح است، در صورتی که کشوری از قدرت نرم لازم در این سطح برخوردار باشد، به طور طبیعی آن کشور فاقد بحرانهای پنجگانه سیاسی، مشروعیت، نفوذ، مشارکت، توزیع و هویت خواهد بود و بازدارندگی مردمی در برابر تهدید نرم شکل خواهد گرفت؛ در مقابل، وجود بحرانهای پنجگانه فوق و همچنین نبود قدرت هنجاری و الگوهای رفتاری برتر و کارامد و با قابلیت نهادینه نمودن در حوزه فرهنگ ملی میتواند یک کشور را آسیبپذیر کند. 3- سطح تاکتیکی قدرت نرم پایینترین سطح رویارویی قدرت نرم در سطح نیروهای مسلح کشور شکل میگیرد. این سطح از قدرت نرم از فرهنگ دفاعی کشور متأثر است. در این سطح از قدرت نرم، تقابل اراده و روحیه جنگی رزمندگان دو یا چند کشور در میدان نبرد شکل میگیرد. هدف اصلی از تهدید نرم در این سطح، سلب اراده و روحیه مقاومت در جبهه حریف است، تصویر 1 منابع قدرت نرم و سطوح مخلتف آن را نشان میدهد همچنین کارویژههای تهدید نرم را در هر یک از سطوح سهگانه معرفی میکند.
ابعاد تهدید نرم در صورتی که تهدید نرم مترادف با تهدیدات سیاسی – فرهنگی در نظر گرفته شود، شاخصهایی در دو حوزه فرهنگی و سیاسی به عنوان ابعاد تهدید نرم مطرح میشود: 1- ابعاد تهدید نرم در حوزه فرهنگ فرهنگ بیانگر شخصیت و هویت ملی کشور و دستاورد معرفتی و فنی انسان و همه جوامع است. فرهنگ کشور دارای سه سطح کلی است. مفروضات اساسی و زیرساختهای فکری هر کشور (باورها) سطح اول فرهنگ تلقی میشود. همچنین فرهنگ ملی کشور، دارای مجموعهای از بایدها و نبایدها و ارزشها است که سطح دوم آن را تشکیل میدهد و در نهایت الگوهای رفتاری و اقدام یک کشور، لایه سوم فرهنگ ملی تلقی میگردد. با این توصیف میتوان گفت ابعاد تهدید نرم در حوزه فرهنگ عبارت است: الف- تهدید باورهای (مفروضات اساسی) کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نیروهای مسلح؛ ب- تهدید ارزشهای اساسی کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نیروهای مسلح؛ و ج- تهدید الگوهای رفتاری کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نیروهای مسلح. فرهنگ استراتژیک کشور بر نوع تلقی و الگوهای رفتاری نخبگان و رهبران یک کشور و توان دیپلماسی آن تأثیر میگذارد. در صورت وقوع تهدید نرم، در این سطح کشور حریف میتواند با مدیریت ادراک، اندیشه و عزم رهبران و نخبگان خودی را (باورها، ارزشها و الگوهای رفتاری آنان) تحت تأثیر قرار دهد. همچنین فرهنگ ملی، شامل باورها، ارزشها و الگوهای رفتاری نهادینه شده در جامعه است که تهدید نرم در این حوزه میتواند بر آنها تأثیر گذارد. همچنین فرهنگ دفاعی کشور که منبع قدرت نرم در نیروهای مسلح است در صورت وقوع تهدید نرم در این سطح، موجب از بین رفتن عزم و اراده نبرد و قدرت بازدارندگی روانی میشود. 2- ابعاد تهدید نرم در حوزه سیاسی دولتها به مثابه واحد سیاسی در نظام بینالملل با مؤلفههای جمعیت، قلمرو، حکومت و حاکمیت و نظام ارزشی مشخص، شناخته میشوند. این واحدها همواره با تحولاتی از داخل و خارج مواجهاند. برخی از تحولات موجب افزایش قدرت سیاسی و برخی موجب تضعیف قدرت سیاسی آنها میشود. هر نظام سیاسی برای حفظ بقامندی خود، نیازمند ثبات سیاسی و انسجام ملی است. بنابراین افزایش مشروعیت سیاسی نخبگان و رهبران یک کشور به تواناییهای آنها در ایجاد انسجام سیاسی و برخورداری از حمایت، رضایتمندی و قدرت اقناعسازی افکارعمومی بستگی دارد. به طور طبیعی در صورتی که دولتی نتواند قدرت سیاسی لازم را در حوزه داخلی و خارجی ایجاد کند، با بحرانها و تهدیدات مختلف سیاسی مواجه خواهد شد. میزان اقتدار و هژمونی سیاسی کشور در جامعه، میزان انسجام و همزیستی مسالمتآمیز و حفظ هویت و یکپارچگی ملی و میزان تولید و بازتولید هنجارهای سیاسی و به جریان انداختن گفتمانهای مسلط در درون جامعه و در عرصه بینالمللی و برخورداری از مقبولیت و مشروعیت لازم از شاخصهای قدرت نرم در این حوزه به شمار میآید. در مقابل در صورتی که کشوری گرفتار بحرانهای سیاسی باشد، از قدرت نرم برخوردار نخواهد بود و به طور طبیعی تهدید نرم در این حوزه مؤثر خواهد بود. بحرانهای سیاسی شامل بحرانهای پنجگانه هویت، مشروعیت، نفوذ، توزیع و مشارکت میباشد. برانگیختن شکافهای قومی، نژادی، مذهبی و… نبود عوامل پیونددهنده هویتهای فروملی، تحریف و تحقیر تاریخ و افتخارات ملی در کشور، میتواند به بحران هویت منجر شود. ایجاد شکاف بین مردم و رهبران، نبود حمایت مردمی و مشروعیتبخشی به تصمیمات رهبران و شکلگیری نافرمانیهای مدنی در جامعه بحران مشروعیت به وجود میآورد. انگیزهزدایی و دلسرد کردن مردم برای حضور در عرصههای تعیینکننده کشور، مصادیق بارز بحران مشارکت است. همچنین توزیع نامناسب ثروت، شأن اجتماعی و امنیت در ایجاد بحران توزیع مؤثر است. تلاش برای تأثیرگذاری بر اراده و تصمیمات نخبگان و رهبران با ارعاب، تطمیع از مصادیق بحران نفوذ به شمار میآید. مجموعه این موارد قدرت نرم یک نظام سیاسی را کاهش میدهد و به طور طبیعی آن نظام را در برابر تهدید نرم آسیبپذیر میکند. نتیجهگیری همانگونه که اشاره شد، رویکرد غالب و مسلط در دورههای طولانی نسبت به تهدید، رویکرد سختافزارانه بوده و تهدید بر اساس عامل نظامی تعریف شده است. در این رویکرد مخاطرات امنیت ملی کشورها سرزمین و استقلال آن تلقی میشد. الگوهای متعارف و دستهبندیهای سنتی نظریههای امنیت در این الگو، عمدتاً ناظر بر این رویکرد است. ظهور تهدید سخت عمدتاً به دوره استعمار کهن مربوط است که ژئوپلیتیک، جغرافیا و سرزمین از اهداف اصلی و تعیینکننده جنگها بودند. کشوری در این دوره از قدرت بیشتری برخوردار بود که سرزمینها و مستملکات بیشتری در اختیار داشت. لشکرکشی اسکندر مقدونی، نادرشاه و جنگهای اول و دوم جهانی و… را در همین چارچوب میتوان بررسی کرد. ویژگی این نوع تهدیدات اشغال و الحاق سرزمین، کشتار، لشکرکشی و اعمال زور است. در این دوره قدرت نظامی موجهترین عامل اقتدار به شمار میرود. در مراحل بعد، در دورهای که حضور مستقیم قدرتها و امپراطوریها در سرزمینها پرهزینه شد، حکومتها به اشغال سیاسی درمیآمدند. به این ترتیب که قدرتهای سلطه به جای اشغال سرزمین، حکومتهای دستنشانده و فاقد استقلال را در اختیار داشتند و به تدریج این کشورها به قدرتهای بزرگ وابستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیدا میکردند. بنابراین در این دوره نظامهای سلطه در سیستم امنیتی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای هدف، حضور دارند و این حضور، ماهیت امنیتی – سیاسی دارد. در این دوره، به ظاهر، کشورها دارای سرزمینهای مستقلاند ولی قدرت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی آنها به یکی از قدرتهای اصلی در محیط بینالملل وابسته است. کشورهای واقع در بلوک غرب یا شرق در طول جنگ سرد، همچون رژیم شاهنشاهی ایران نمونههایی از این وابستگی میباشند. دوره اول را میتوان دوره اشغال سرزمینها و دوره دوم را میتوان دوره اشغال حکومتها نام برد. در دوره اول قدرت نظامی، تعیینکننده اصلی برای پیشبرد اهداف و منافع ملی است و در دوره دوم به رغم تمرکز بر قدرت نظامی از سایر مؤلفههای قدرت برای افزایش سلطه و حوزه نفوذ بهره گرفته میشود. با توجه به این مباحث میتوان گفت ابعاد سختافزارانه تهدید از گذشته مدنظر بازیگران و تحلیلگران بوده است. سه ویژگی واقعیبودن ، عینی بودن و محسوس بودن از ویژگیهای بارز تهدیدات سخت به شمار میروند. در صورتی که هدف از هر نوع تهدید را تحمیل اراده به حریف معرفی کنید، تفاوت تهدیدات در چگونگی کاربرد ابزار و روشها برای تحمیل اراده خواهد بود. بیتردید در شرایطی که فکر، اندیشه و اراده ملتی تسخیر میگردد و با تهدید امنیت و منافع ملی کشور فروپاشی روانی واقع میشود، به طور طبیعی آن کشور بدون کاربرد قدرت نظامی اشغال میگردد. صحنه روابط بینالملل، میدان رویارویی و منازعه اهداف و منافع بازیگران است و کشورهای مختلف برای پیشبرد منافع و اهداف خود از عوامل و مؤلفههای گوناگون قدرت ملی بهره میبرند. یکی از برجستهترین مظاهر قدرت ملی، قدرت روانی – تبلیغی (قدرت نرم) است. منبع این قدرت فرهنگ استراتژیک، ملی و دفاعی کشور است که در سه سطح راهبردی، میانی، تاکتیکی بر توانمندیهای ذهنی و ارادی ملت تأثیر میگذارد. در مقابل عملیات روانی حریف و تهدید نرم برای کاهش توانمندیها در این سه حوزه طرحریزی میشود. هدف و کارویژه تهدید نرم فروپاشی باورها، ارزشها و الگوهای رفتاری در سه سطح یاد شده است.
/www.arnet.ir
|
 ...
|
|
|
|
|
يادداشت های این سرویس
|
|
|
گزارش های این سرویس
|
|
|
مصاحبه های این سرویس
|
|
|
مقالات این سرویس
|
|
|
|
|
| كليه حقوق اين سايت متعلق به سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی مي باشد. |
|
|