|
|
|
آخرین اخبار این سرویس
|
|
|
|
محتوی
|
|
خبر
|
|
|
|
تاریخ:1388/06/28
ساعت:03:14:05
کد:13671
|
 |
|
|
انقلاب های رنگی در کشورهای مختلف و خاورمیانه
|
|
در این قسمت به بررسی انقلاب مخملین به عنوان بازوی اجرایی جنگ نرم در کشورهای مختلف از جمله خاورمیانه می پردازیم.
انقلاب گل رز گرجستان
با فروپاشی شوروی سابق و نفوذ آمریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند، توسعه در حلقه دوم (آسیا مرکزی و قفقاز) سپر مذکور در دستور کار آمریکا قرار گرفت و در این میان نفوذ در گرجستان به عنوان منطقه خارج نزدیک روسیه در اولویت قرار گرفت. بر این اساس ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و موسسات به ظاهر غیر دولتی با ساماندهی انقلاب رنگی، گسترش ناتو به حیات خلوت روسیه در قفقاز را زمینه سازی نمودند.
در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003 در گرجستان ائتلاف برای گرجستان نو به رهبری ادوار شوارد نادزه از یک سو و ائتلاف تروئیکای گرجستان شامل میخائیل ساکاشویلی زوراب ژواینا (رئیس قبلی پارلمان گرجستان) و نینو یورجا نادزه (رئیس پارلمان) از سوی دیگر، با هم به رقابت پرداختند.
در کوران رقابت انتخاباتی بنیاد سوروس که مسئولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان را عهده دار بود، از طریق انستیو جامعه باز و با استفاده افکار سنجی، پیروزی ائتلاف تروئیکا را پیشاپیش اعلام نمود. اما نتایج شمارش آرا، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دالت میکرد. با اعلام نتایج اولیه انتخابات ائتلاف تروئیکای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات کرد.
ائتلاف تروئیکای گرجستان که از طریق رسانههای آمریکایی و اروپایی حمایت میشدند هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فرا خواندند. جنبش کامارا توانست پانزده هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نماید. آنان چند روز در مقابل ساختمانهای دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و به پلیس و ارتش گرجستان شاخههای گل رز اهداء میکردند. در روز افتتاح پارلمان این کشور و در حالی که سواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساکاشویلی، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و مانع از تثبیت ائتلاف برای گرجستان نو در قدرت شدند.
سرانجام با موافقت مقامات روسی، شوارد نادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پیروزی رسید.
انقلاب نارنجی اوکراین
اوکراین بعد از روسیه بزرگترین کشور اروپایی است و از لحاظ جغرافیای سیاسی وضعی منحصر به فرد دارد. نفوذ آمریکا در این کشور، از یک سو حلقه محاصره روسیه را تنگتر مینمود و از سوی دیگر دستیابی آمریکا به بازار منابع نفت و گاز این منطقه را آسان میکرد.
کاخ سفید برای ساماندهی انقلاب رنگی در اوکراین تلاش مضاعفی کرد. بهطوری که پس از وقوع انقلاب نارنجی در این کشور، نیویورک تایمز فاش ساخت که بوش دست کم ۶۵ میلیارد دلار برای این انقلاب هزینه کرده است.
در سال ۲۰۰۴ و در جریان انتخابات ریاست جمهوری اوکراین، هیچیک از نامزدهای انتخاباتی نتوانستند حد نصاب لازم را در مرحله اول کسب نمایند. یانوکویچ نخستوزیر وقت و هوادار روسیه در دور اول 88/39 درصد و ویکتور یوشچنکو نامزد مورد حمایت آمریکا و غرب ۲۲/۳۹ درصد آراء را به دست آوردند. در نتیجه انتخابات به دور دوم کشیده شد.
در مرحله دوم بنا بر اعلام غیررسمی، یانوکویچ با اختلاف کمی بر یوشچنکو پیروز شد. اما این نتیجه از سوی یوشچنکو و طرفدارانش مورد قبول قرار نگرفت و آنان دولت یانکویچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند. با اعلام نتیجه انتخابات جنبش پارا که از مدتها قبل با حمایت مالی و تبلیغاتی آمریکا سازماندهی شده بود با حضور در خیابانهای کیف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند. متحصنین ـ که تیشرت، بازوبند، کمربند و هِدبند نارنجی بر تن داشتند و با خود پرچمهای نارنجی حمل میکردند ـ خواستار اعلام پیروزی یوشچنکو از سوی کمیسیون انتخابات شدند.
اما کمیسیون انتخابات پیروزی یانوکویچ را رسماً اعلام نمود و با اصرار این کمیسیون پارلمان اوکراین نیز نتیجه انتخابات را به تصویب رسانید.
با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوکراین، تظاهراتکنندگان مانع ورود یانوکویچ به دفتر نخست وزیری شدند و کشور در شرایط جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی (طرفداران یانوکویچ) و بخش غربی (به هواداری یوشچنکو) قرار گرفت. با فوقالعاده شدن اوضاع کشور، پارلمان اوکراین در رأی خود تجدید نظر کرد و اعلام نمود که در انتخابات تقلب صورت پذیرفته است و از رئیس جمهور درخواست کرد تا کمیسیون انتخابات را منحل کند.
با جانبداری وزیر دفاع از یوشچنکو، شرایط به سود غربگرایان و افراد مورد حمایت آمریکا تغییر کرد در نتیجه دادگاه عالی اوکراین سرانجام در ۷ دسامبر نتیجه انتخابات را باطل و تاریخ ۲۶ دسامبر را برای برگزاری انتخابات مجدد اعلام نمود. انتخابات مجدد در تاریخ ۲۶ دسامبر و با حضور ۱۲۰۰۰ ناظر بینالمللی برگزار گردید و یوشچنکو با کمک تبلیغاتی رسانههای آمریکایی و اروپایی ۵۲،۶۲ درصد آرا را کسب نمود و رئیس جمهور این کشور شد.
انقلاب لالهای قرقیزستان
قرقیزستان اگر چه دارای منابع طبیعی نفت و گاز نمیباشد، اما به دلیل هممرز بودن با چین و افغانستان، دارای جایگاه و اهمیت استراتژیک است. حادثه یازده سپتامبر، قرقیزستان را بیش از پیش در کانون توجهات آمریکا قرار داد. از این رو کاخ سفید درصدد جابجایی قدرت در این کشور و تثبیت موقعیت خود در قرقیزستان برآمد. در سال ۲۰۰۵ با رد صلاحیت نامزدهای مخالف دولت در پارلمان، جرقههای انقلاب مخملی در این کشور زده شد.
پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف، یعنی کولوف وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقیاف نماینده بر کنار شده پارلمان از اهالی جنوب با یکدیگر متحد گردیدند. با پیوستن خانم اتونبایا نامزد رد صلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف، شرایط برای انقلاب مخملی در این کشور فراهم گردید.
در چنین شرایطی جنبش مقاومت جوانان کلکل عهدهدار آغاز انقلاب رنگی یا انقلاب گلی در این کشور شدند. در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی شده تحت حمایت آمریکا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش، فرودگاه و اماکن دولتی را به محاصره خود درآوردند.
دامنه اعتراضات توسط جنبش مذکور بهسرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشکک به تصرف خود درآوردند و خواستار کنارهگیری وی شدند. با متواری شدن آقایف جابجایی قدرت در این کشور با حمایت و ساماندهی آمریکا صورت پذیرفت.
عسگر آقایف پس از فرار از کشور، استفن یانگ ـ سفیر آمریکا در قرقیزستان ـ را عامل اصلی این انقلاب معرفی کرد. وی اظهار داشت: “یک هفته قبل از وقوع این حوادث در شبکه جهانی اینترنت، نقشه این انقلاب منتشر شده بود. این نقشه را استفن یانگ تدوین کرده است و این انقلاب دقیقاً همانند نقشه صورت گرفت. “
در وقوع انقلاب لالهای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطای کمکهای مالی کاخ سفید به مخالفان دولت بسیار تعیینکننده بود.
انقلاب های رنگی جدید در خاورمیانه
البته رویدادهایی از این دست که در آسیای مرکزی و اروپای پساکمونیست به وقوع پیوست در خاورمیانه نیز اتفاق افتاده است که به عنوان بخشی از انقلابهای رنگین توصیف شده اما جامعه جهانی آن را نپذیرفته است.
انقلاب سرو لبنان
بیشباهت به انقلابهای موجود در اروپای شرقی و آسیای مرکزی، پس از یک انتخابات مخدوش و مورد اعتراض رخ نداد بلکه به دنبال ترور رهبر اپوزیسیون (رفیق حریری) در 2005 روی داد. این جنبش به جای الغای انتخابات، خواستار عقبنشینی نیروهای سوری از لبنان شد. با وجود این، برخی مؤلفهها و روشهای به کار رفته در تظاهرات این جنبش باعث شد که اغلب مطبوعات و مفسران آن را نیز در زمره انقلابهای رنگین به حساب بیاورند.
سرو لبنان، سمبل این کشور است لذا انقلاب نیز به این نام شناخته شد. تظاهرکنندگان این جنبش از رنگهای سفید و سرخ استفاده میکردند که در پرچم لبنان وجود داشت.
انقلاب ارغوانی عراق
نامی که برای نخستینبار برخی مفسران و به دنبال آن جرج بوش رئیسجمهور آمریکا برای توصیف دمکراسی آینده در عراق پس از انتخابات پارلمانی 2005 به کار بردند. این نام به طور گستردهای چه در عراق و چه آمریکا یا جای دیگر به کار گرفته نشد. این نام به واسطه رنگی است که انگشتان رأیدهندگان به منظور جلوگیری از رأیگیری فریبکارانه به آن آغشته شده است.
انقلاب آبی کویت
اصطلاحی است که کویتیها در تظاهرات در کویت برای حمایت از حق رأی زنان در آغاز مارس 2005 به کار بردند. در ماه مه همین سال، دولت کویت به زنان اجازه داد که در انتخابات پارلمانی 2007 شرکت کنند. از آنجا که فراخوانی برای تغییر رژیم صورت نگرفت لذا این انقلاب نمیتواند در زمره یک انقلاب رنگین واقعی طبقهبندی شود.
شایان ذکر است که همه انقلابهای رنگین عمدتاً از سوی آمریکا با عنوان برنامههای دمکراسیسازی و تحت نظارت وزارت خارجه آمریکا و آژانس آمریکا برای توسعه بینالمللی تأمین مالی میشده است. انقلابهای رنگین، دریافت کننده وجوه عمدهای از سوی مؤسسه جمهوریخواه بینالمللی است که تأسیس سازمانهای عمده پشت کودتا علیه دولت منتخب هائیتی در 2004 و توطئهکنندگان کودتا علیه دولت منتخب ونزوئلا را تأمین مالی کردهاند.
انقلاب سبز آذربایجان
شورش خیابانی جوانان آذربایجانی مخالف فساد دولت و خواستار تغییر کل سیستم حکومتی در این کشور، رنگ سبز را انتخاب کردند. در نوامبر 2005، تظاهرکنندگان به خیابانها ریختند و پرچمهای نارنجی رنگ الهامگرفته از انقلاب اوکراین را تکان دادند و به تقلب دولت در انتخابات اخیر پارلمانی اعتراض کردند. انقلاب رنگین آذربایجان با دخالت پلیس در 26 نوامبر 2005 سرکوب شد.
انقلاب جین بلاروس
تظاهرات علیه تقلب انتخابات ریاستجمهوری لوکاشنکو که 83% آرا را به دست آورده بود و خواستار استعفای وی شدند. سمبل مخالفت، یک پرچم سابق سفید، سرخ، سفید بلاروسی بود. این جنبش با انقلاب رنگی اوکراین در ارتباط بود، به طوری که در طی انقلاب نارنجی، این پرچمهای سفید، سرخ، سفید در کیف به اهتزاز در میآمدند. در طی سال 2006 تظاهرکنندگان عنوان انقلاب جین یا دنیم و شلوار بلوجین را به عنوان سمبل آزادی انتخاب کردند. گفته میشود که گروه دانشجویی ZUBER مسئولیت این انقلاب را برعهده داشته است
انقلاب انگور مولداوی
گزارش شده که مخالفان دولت مولداوی امید و اصرار به نوعی انقلاب نارنجی مشابه به جنبش اوکراین را دارند که پس از انتخابات پارلمانی مولداوی 2005 روی داد در حالی که حزب خلق دمکراتیک مسیحی رنگ نارنجی را برای خود انتخاب کرده است. نامی که برای این رویداد انتخاب شد، انقلاب انگور به واسطه فراوانی تاکستان در کشور بود که البته این انقلاب پس از پیروزی دولت در انتخابات ناکام ماند.
منابع: 1- روزنامه کیهان چهارشنبه 6 آذر 1387 2- http://www.antiwar.ir 3- http://www.basirat.ir 4- http://www.farsnews.net
|
 ...
|
|
|
|
|
يادداشت های این سرویس
|
|
|
گزارش های این سرویس
|
|
|
مصاحبه های این سرویس
|
|
|
مقالات این سرویس
|
|
|
|
|
| كليه حقوق اين سايت متعلق به سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی مي باشد. |
|
|