www.FarhangNews.ir
ضعف ماشین محاسبه‏ی «اعتقادی‏» و «علمی‏» ، عامل مؤثر پذیرش قطع‏نامه
  کد خبر:12569
:سرویس خبر

ضعف ماشین محاسبه‏ی «اعتقادی‏» و «علمی‏» ، عامل مؤثر پذیرش قطع‏نامه
تاریخ:1388/04/28   ساعت:02:18:40

بایست این نکته به خوبی برای نسل امروز و نسل‏های آینده تبیین شود که چرا حضرت امام(ره) چند صباحی قبل از پذیرش قطع‏نامه صلح را با خیانت‏به رسول‏الله ( صلی الله علیه و آله) برابر می‏دانستند اما چند روز بعد خود زیرپای قطع‏نامه را امضا کردند؟ آیا غیر از این بود که عامل اصلی این پذیرش، ضعف ما در مقدورات انسانی جنگ بود؟ به تعبیر بهتر زمانی جنگ می‏توانست ادامه پیدا کند که تمام نیروی انسانی و لااقل اکثریت آن‏ها با اندیشه‏ی «پیروزی خون بر شمشیر» کماکان همراه باشند اما زمانی که احساس شد درصد قابل توجهی از مسؤولین و بدنه‏ی انسانی جنگ تداوم نبرد را در گرو داشتن شمشیر و سلاح کارآمد می‏دانند آن‏گاه چگونه می‏توان به عنوان رهبر جنگ به ایشان حکم کرد که باید در این راه خون داد تا پیروز شد؟ !

به دیگر بیان مهم‏ترین اصل در مقدورات انسانی، «انگیزه‏» است. قطعا اگر کماکان انگیزه‏ی غلبه‏ی خون بر شمشیر در تمامی روابط و عرصه‏های جنگ حاکم بود ایشان با همین قلت عده و عده، جنگ را به پیش می‏بردند و از پذیرش قطع‏نامه سرباز می‏زدند; همان اتفاقی که در طول هشت‏سال دفاع مقدس رخ داد. اما زمانی که تحلیل‏های علمی بر مسند منطق جنگ جایگاه ویژه‏ای یافت و شعار سلاح در مقابل سلاح و ضرورت انجام یک جنگ تمام عیار کلاسیک در مقابل دشمن سرداده شد حتما وضعیت مقدورات انسانی جنگ نسبت‏به فرماندهی و مدیریت آن تغییر کرد و نگرش جدیدی نسبت‏به امکانات انسانی به وجود آمد که همین، متغیر اصلی در پذیرش ناخواسته‏ی پایان جنگ بود چه این که معظم‏له به همین نکته‏ی مهم در آخرین پیام‏های خود اشاره فرموده و تاکید کردند که ما باید خون بدهیم تا بتوانیم در دنیا پیروز شویم. ایشان پذیرفته بودندکه تغییر در وضعیت‏بین‏الملل تنها با پذیرش ریسک خطر و ایثار جانانه محقق خواهد شد و تنها از این طریق است که هم چون انبیا الهی ( علیه السلام) می‏توان وجدان عمومی را تحریک کرد و آن را به سمت‏حاکمیت ارزش‏های الهی تغییر داد. اما زمانی که بسیاری از مسؤولین جنگ به این تحلیل برسند که باید وزن مقدور طبیعی جنگ افزایش یابد و از جایگاه بالاتری نسبت‏به مقدور انسانی برخوردار شود و هم چون دشمن باید به جنگ کلاسیک روی آورد آنگاه طبیعی خواهد بود که در نوع نگرش رهبری جنگ نسبت‏به مقدورات انسانی آن تغییر حاصل شود.

بنابراین به اعتقاد ما پذیرش قطع‏نامه تنها به یک متغیر اصلی بازگشت داشت و آن بن‏بست ایجاد شده در مقدورات انسانی جنگ بود. این بن‏بست‏به نوبه‏ی خود دارای دو ضلع بود: 1- عدم همراهی متناسب متدینین و معتقدین به نظام انقلاب اسلامی نسبت‏به تحلیل معنوی حضرت امام (قدس‏سره) در خصوص جنگ که آن را یک پدیده‏ی مثبت و به عنوان بستر پرورش روحی و تهذیب نفس معنا می‏کردند. 2- حاکم شدن تحلیل‏های نظام کارشناسی در ذهن مدیران جنگ و پذیرش مقدور طبیعی بعنوان متغیر اصلی تداوم جنگ. با این وصف استراتژی غلبه‏ی خون بر شمشیر و تحمل خطرپذیری برای ارتقا وجدان عمومی ملت‏ها در گردو غبار تحلیل‏های کارشناسانه مبتنی بر مبانی مادی علمی گم شد. این دو نوع تحلیل باعث‏شد که در نهایت، رهبری جنگ حکم به پذیرش قطع‏نامه و ختم جنگ دهند لذا عمده‏ی ضعف را می‏توان در کارآمدی دو ماشین محاسبه‏ی «اعتقادی‏» و «علمی‏» دانست که همراهان خوبی برای رهبری جنگ نبودند و در میانه‏ی راه ایشان را با پیروانی اندک تنها گذاشتند.


منبع:سایت حوزه-بسترهای پذیرش قطعنامه 598