بنیانگذار کتابخانه ای عرشی + ویدئو، تصویرسازی و اینفوگرافی
پرونده علما

بنیانگذار کتابخانه ای عرشی + ویدئو، تصویرسازی و اینفوگرافی

بیست و پنج سال پیش در چنین روزی، آیت الله مرعشی نجفی از علمای بزرگ معاصر، به دیار باقی شتافتند، ایشان بنیان گذار کتابخانه عظیم کتب خطی شیعه و جهان اسلام می باشند.
به گزارش فرهنگ نیوز: ایشان در سال 1276 شمسی در نجف چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارشان آية الله سيد شمس الدين محمود مرعشي- از فقهای بزرگ آن زمان- ایشان را شهاب الدين نامیدند. مادر گرانقدر ایت الله مرعشی نیز زني پاك دامن و با ايمان بود كه هيچ گاه بدون وضو به او شير نمي‎دادند. 
 
سلسه نسب ايشان با ٣٣ واسطه به حضرت امام زين العابدين على بن الحسين (ع) مى‌رسد. نسب سادات مرعشى از معتبرترين سلسله نسبهاى سادات به شمار مى‌آيد که بيشتر در شهرهاى قم، تهران، رفسنجان، دماوند، قزوين، مازندران، خوزستان و آذربايجان سکونت داشته‌اند.
 
آیت الله مرعشی پس از آموختن علوم مقدماتی نزد پدر و جده مادری خویش علوم اسلامی از قبیل ادبیات عرب، فقه و اصول، حدیث، رجال و ... را نزد استادان برجسته حوزه علمیه نجف فرا گرفتند. از اساتید ایشان می توان آیت الله عراقی و کاشف الغطاء  را نام برد.
 
تلاش شبانه روزی این عالم وارسته چنان ادامه داشت که سرانجام در 27 سالگی ایشان به درجه اجتهاد نایل شدند.
ايشان از بسياري از مراجع تقليد شيعه اجازة اجتهاد گرفتند. برخي از آنها عبارتند از: 
1. آية‌ الله العظمي آقا ضياء عراقي
2. آية الله العظمي سيد ابو الحسن اصفهاني
3. آية الله العظمي شيخ عبد الكريم حايري يزدي
 
آيت‌الله مرعشى چند سال پس از نيل به مقام رفيع اجتهاد، در سال ١٣٤٢قمری به ايران سفر کرد و پس از تشرف به مشهد مقدس، به تهران و قم رفته و از محضر بزرگانی چون شيخ عبدالنبى نورى، شيخ حسين نجم‌آبادى و ميرزا طاهر تنکابنى، آيت‌الله العظمى حاج شيخ عبدالکريم حائرى يزدى (مؤسس حوزه علميه قم) بهره برده و در آنجا سکونت اختيار کردند.
 
ایشان به دستور آیت الله حائری تدریس در حوزه علمیه را شروع کرده و از همان سال به عنوان مدرس رسمى درجه اول حوزه علميه برگزيده شدند ، در ادامه برخی از دانشمندان تربیت شده توسط ایشان را نام می بریم:
  • شهيد حاج آقا مصطفي خميني، شهيد مرتضي مطهري، شهيد دكتر محمد مفتح، شهيد دكتر سيد محمد بهشتي، شهيد محمد صدوقي، حاج ميرزا جواد آقا تهراني، شيخ حسن نوري همداني ، شيخ محمد رضا مهدوي كني و ....
 
برای دریافت تصویر سازی در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید
 
 
این مرجع عالی قدر در طی زندگی با برکت خویش خدمات بسیار زیادی را به رشد و بالندگی انقلاب اسلامی ارائه دادند که در ویدئو ذیل به مختصر به زندگی نامه شخصی و انقلابی ایشان پرداخته شده است:
 
 
پرواز ملکوتی ایشان و فرازهایی از وصیت نامه: 
سرانجام این دانشمند عالی قدر در شامگاه چهارشنبه، هفتم صفر 1411 مقارن با هفتم شهریور 1369 در 96 سالگی، پس از اقامه آخرین نماز جماعت در صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) و لحظاتی پس از مراجعت به منزل، بر اثر عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت و به اجداد پاکش پیوست. پیکر پاکش با حضور انبوه مردم عزادار در جوار کتابخانه بزرگش به خاک سپرده شد. 
 
آیت الله مرعشی در فرازهایی از وصیت نامه خویش به فرزند بزرگوارشان چنین می فرمایند:
سفارش می کنم او را (فرزند ارشد ایشان جناب حجت الاسلام سید محمود مرعشی نجفی ) به اینکه لباس سیاهی که در ماه های محرم و صفر می پوشیدم , سجاده ای که هفتاد سال بر آن نماز شب به جا آورده ام , تسبیحی از تربت امام حسین (علیه السلام) که با آن در سحرها به عدد آن استغفار کرده ام, با من دفن شود. سفارش می کنم به دستمالی که اشکهای زیادی در رثای جدم حسین مظلوم و اهل بیت مکرم او ریخته و صورت خود را با آن پاک می کردم , بر روی سینه در کفنم بگذارند .
 
ایشان همچنین به دوری جستن از بی کاری و بطالت و صرف عمر عزیز در چیزهایی که نفعی ندارد و  دامن همت به کمر زدن و با اراده تمام و آهنین آماده ترویج دین حنیف و دفاع از مذهب بودن و  همچنین مداومت بر این دعا پس از ذکر رکوع خصوصا در رکعت آخر تأکید نمودند:
                 «اللهم صل علی محمد و آل محمد و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم»
«پروردگارا ! بر محمد و خاندانش درود فرست و ترحم بر عجز ما کن , و به حق آنان پناهمان بده و به دادمان برس» 
 
معرفی کتابخانه عظیم آیت الله مرعشی نجفی
يکى از برجسته‌ترين خدمات فرهنگى آيت‌الله مرعشى نجفى، بنيان کتابخانه بزرگى است که در جهان از شهرت و اعتبار ويژه برخوردار است. با اين کار سترگ، ايشان يکى از بزرگترين انقلابهاى فرهنگى تاريخ ايران و اسلام را رقم زده است.
نسخ قدیمی و خطی باقی مانده از علما و تاریخ نویسان در خطر نابودی و دست درازی بیگانه ها و دشمنان اسلام بود، همان طور که کتابخانه های مرو  و هرات و کتب موجود در مساجد و کتابخانه ها توسط مغول ها به آتش کشیده می شد و یا توسط مزدوران کشورهای اروپایی خریداری و به کتابخانه های آنها انتقال داده می شد، کار بسیار ارزشمندی بود که توسط ایشان شروع و پیگیری شد.
 
 در ویدئو زیر به نقل از فرزند بزرگوار ایشان، نحوه شروع این حرکت ارزشمند و گوشه ای از سختی هایی که در این راه متحمل شده اند را مشاهده می نمایید: 
 
کتب و آثار ایشان:
موقعيت علمى و اطلاعات گسترده وى در علوم و فنون مختلف، تأليفات و آثار ارزشمندی بالغ بر ١٥٠ اثر را از ایشان به جای گذاشته است که بيشترين آنها به عربى است، که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
  • کتاب عظيم مشجرات آل رسول الله الاکرم (ص) که در برگيرنده شجره سادات ايران و ديگر کشورها
  • کتاب ملحقات الاحقاق، در کلام و عقايد و فضايل ائمه اطهار(ع)
  • حاشيه بر عروه الوثقى، در دو جلد
  •  منهاج المؤمنين، در فقه، در دو جلد
  •  تقريرات قصاص، در سه جلد
  • طبقات‌النسّابين
  •  حاشيه بر کفاية‌الاصول، در دو جلد
  •  حاشيه بر رسائل، در يک جلد
  •  المشاهد و المزارات، در يک جلد بزرگ
  •  اعيان المرعشيين، در يک جلد بزرگ
  •  المعوّل فى امر المطوّل، در يک جلد
  • علماء‌السادات، در يک جلد
  •  مسارح الافکار يا حاشيه بر تقريرات شيخ مرتضى انصارى، در يک جلد
  •  الفوائد الرجاليه، در يک جلد
  • کشف الارتياب، در نسب، يک جلد
  •  المُجدى فى حياة صاحب المَجدى، در يک جلد
  •  رفع الغاشية عن وجه الحاشية، در منطق، يک جلد
  •  الردّ على مدعى التحريف، تعليقه بر عمدةالطالب، در علم نسب.
 
برای دریافت اینفوگرافی در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید
 
ماجرای خواندنی خواب آیت الله مرعشی درباره شعر «علی ای همای رحمت»
از آشنایی آیت الله مرعشی نجفی با استاد شهریار خاطره ای تاثیر گذار باقی مانده است که طبق وعده ایشان با یکدیگر تا بعد از فوت استاد شهریار بصورت راز سرپوشیده مانده بود.
از آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است: وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟
گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند.
گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید.
 
 
چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر(علیه السلام) دیده ام. 
از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای؟
شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) تشریف دارند. حضرت, شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند.
سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند.
بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟
شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید.
 آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندی. 
شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم. تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت, معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده، من آن خواب را دیده ام.
 
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقینا در سرودن این غزل, به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.
 
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
****
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
****
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
****
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
****
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
****
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
****
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
****
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
****
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
****
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
****
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
****
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
****
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
****
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
****
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
 
 


اضافه کردن دیدگاه جدید