شناسه خبر : 246149
95/11/10 - 11:29 - 2017-1-29 10:29:15
نگرانی‌های فرهنگی در نهضت تنباکو
نگاهی جامعه گرایانه به جنبش تنباکو؛

نگرانی‌های فرهنگی در نهضت تنباکو

قرارداد به‌ظاهر تجاری رژی، فرصت خوبی فراهم کرد که در پوشش آن، استعمار و ایادی آن در داخل بتوانند به مقاصد فرهنگی خود برسند.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز؛ مراد از جنبش تنباکو، واکنش مردم به یک قرارداد استعماری در سال 1309 ق است که به دنبال انعقاد قرارداد شرکت رژی انگلیس با دولت ناصرالدین‌شاه مبنی بر اینکه خریدوفروش توتون و تنباکو چه در داخل ایران و چه صادرات واردات منحصراً در اختیار شرکت رژی انگلیس قرار بگیرد.

 پس از انعقاد این حکم و نامه‌نگاری و تظلم مکرر علما و مردم ایران از مرجع تقلید جهان تشیع،آیت‌الله میرزای شیرازی،و تفحص ایشان از اوضاع داخلی ایران، حکمی مبنی بر تحریم استعمال توتون و تنباکو صادر کرد.به دنبال انتشار این حکم،سراسر ایران از زن و مرد، کوچک و بزرگ،شهری و روستایی و ثروتمند و فقیر، یکپارچه استعمال این ماده را ترک کرده و قلیان‌ها را شکستند.پس‌ازاین موضوع همه‌گیر، ناصرالدین‌شاه مجبور به فسخ قرارداد و دادن غرامت گردید.

این قرارداد استعماری فرصت خوبی برای بسط فرهنگ غربی در عامه مردم ایران را فراهم می‌کرد. قرارداد به‌ظاهر تجاری رژی، فرصت خوبی فراهم کرد که در پوشش آن، استعمار و ایادی آن در داخل بتوانند به مقاصد فرهنگی خود برسند. زیرا دولت انگلیس می‌توانست به بهانه اجرای قرارداد انحصار خریدوفروش یک کالای اساسی با استفاده از قدرت نظامی دستگاه قاجاری ایران، و همچنین قدرت اقتصادی دولت انگلیس ارزش‌ها، نمادها هنجاری متناسب بافرهنگ غرب را ایجاد کرده و گروه‌های مرجع مناسب باارزش‌های غربی را در میان عامه مردم ایران به وجود بیاورد.

نگرانی های فرهنگی در جنبش تنباکو:

این مسئله از دید علمای مکتب تشیع مخفی نماند و در نهایت با حکم میرزای شیرازی جلو این هجمه بزرگ به فرهنگ اسلامی-ایرانی گرفته شد. منابع تاریخی بخصوص «تاریخ دخانیه» در این خصوص اطلاعات ارزشمندی دارد. طبق نقل‌های تاریخی، پس از انعقاد قرارداد، فعالیت فرهنگی انگلیس در ایران شدت پیدا کرد به‌گونه‌ای که اگر جریان به همان شکل ادامه می‌یافت:

اول اینکه، ارزش‌های اجتماعی از ارزش‌های دینی به‌طرف ارزش‌های غربی و مادی تغییر جهت می‌داد(تغییرات ارزشی).

دوم اینکه، نمادهای فرهنگ غربی در جامعه رشد می‌یافت(تغییرات نمادین) و...

درنهایت نتیجه آن می‌شد که فرهنگ غرب به‌مثابه فرهنگ مسلط و فرهنگ اصلی همه مردم ایران خودنمایی می‌کرد(تغییر هویت).

همانگونه که اشاره شد؛از عواملی که نقش محوری در تغییرات فرهنگی دارد تغییرات ارزشی است. اگر در جامعه‌ای که ارزش‌های معنوی در اولویت قرار دارد، ارزش‌های مادی به‌جای ارزش‌های معنوی نشانده شود، پس از مدتی سایر شاخصه‌های فرهنگی مثل عقاید و نمادها نیز تغییر خواهند کرد و به دنبال آن، هویت آن ملت دگرگون خواهد شد.

هرچند تغییرات ارزشی به نفع ارزش‌های مادی غربی منحصر در عملیات شرکت رژی نیست، بلکه از مدت‌ها قبل شروع‌شده بود، اما بر اساس نوشته‌های برخی مورخان این تغییران ارزشی بعد از شروع عملیات اجرایی شرکت رژی در حجم بسیار وسیع شروع شد، به‌گونه‌ای که موجب نگرانی نخبگان و رهبران مذهبی و فرهنگی سراسر جامعه ایران گردید.

شیخ حسن اصفهانی کربلایی، صاحب نسخه خطی تاریخ دخانیه نقل می‌کنند:« 17 ماه پس از اعطای امتیاز تنباکو،در رجب 1308 هیات کمپانی رژی وارد ایران شد و به معیت آن هیات و به بهانه این عمل مجموعاً دویست هزار سیل اتباع غرب به ایران سرازیر شده و در سراسر ایران توزیع شدند. ایران، فرنگی بازار درست‌وحسابی گردید، بخصوص تهران که در این تازگی‌ها قیامت و محشر شده بود، هر جا میرفتی فرنگی، خانه فرنگی،دکان فرنگی، بازار فرنگی، کوچه فرنگی و..». به دنبال آن، تجارت اجناس خارجی رونق گرفت، تمام بازار از دختران و جوانان فرنگی پر شد، و هجمه فرهنگی با هجمه اقتصادی درآمیخت.فسق و فجور در کشور رواج می‌یابد به‌گونه‌ای که علناً منکرات در کوچه و بازار انجام می‌گیرد وکسی از آن‌ها نهی نمی‌کند، بلکه برخی از انواع منهیات موجب شخصیت و احترام است:«...درمجموع بازار و ...شاید زیاده بر صد دکان خمر و مسکر فروشی باز شد...»

مادی‌گری و دنیاطلبی از دیگر پیامدهای تغییر ارزش‌ها بود. فرنگی‌ها برای آنکه کارشان رونق بگیرد به چند برابر قیمت کارگر اجیر می‌کردند و از طرفی توتون تولید داخل را بسیار کمتر از قیمت واقعی آن می‌خریدند، به‌گونه‌ای که برخی از بازرگانان حاضر شدند تمامی انبارهای تنباکوی خود را آتش بزنند ولی به شرکت رژی نفروشند.

نتیجه این کار، ایجاد فاصله طبقاتی و نابرابری اجتماعی به نفع طبقه نوظهور طرفدار غرب بود. یعنی با اعطای چند برابر دستمزد و همچنین پاداش‌های متفرقه، طبقه‌ای متوسط طرفدار فرهنگ غرب شکل می‌گرفت و از طرفی، با ارزان خریدن محصور تجار و کشاورزان، موجب ورشکستگی تجار و فقیرتر شدن کشاورزان طرفدار فرهنگ خودی می‌شد.

از سوی دیگر با ایجاد بازارهای متعدد در شهرهای بزرگ و ارائه جنس‌های رنگ وارنگ غربی به مردم ایران نوعی نیاز کاذب ایجاد می‌شد. بنابراین، نوعی مسابقه اجتماعی شروع می‌شود و افراد خود را باهم ردیفانشان و افراد پولدار جدیدی که به‌تازگی به خاطر ارتباط با عمال کمپانی وضعشان بهتر شده بود مقایسه می‌نمایند و در این مقایسه اگر از آن‌ها کمتر باشند احساس عقب افتادن و بی‌عدالتی نسبی می‌کنند. میل به برتری‌جویی و کسب ارزش و احترام، فرایند مقایسه و احساس محرومیت نسبی را در آن قشر به وجود می‌آورد و آن‌ها را به تهیه برخی از آن ابزار برمی‌انگیزاند.

برای تهیه آن ابزار، نیاز به پول هر چه بیشتر تقویت می‌شود و ازآن‌رو که پول در کمپانی هست، افراد بیشتری علاقه‌مند به همکاری با کمپانی می‌گردند و اگر کسی در مقابل این جریان مقاومت کند با فشار هنجاری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی نه فتوای میرزای شیرازی کارساز خواهد بود و نه تلاش علمای دین و رشته کار از دست همه درمی‌رفت. بنابراین می‌بینیم که چقدر فتوای میرزای شیرازی به‌موقع و لازم بود و درست در وقت بسیار حساس جلوی یک فاجعه اجتماعی را گرفت.

رشد نمادهای فرهنگ غرب در جامعه ایران:

-ساخت و گسترش ساختمان‌های نشان‌دار: بعد از آمدن کمپانی رژِی، ساختمان‌سازی به سبک غرب متداول گردید. طبق نقل صاحب اثر دخانیه، ساختمان‌ها، چندین کلیسا،مریض‌خانه، دعوت خانه و معلم خانه بناکرده‌اند و ...این ساختمان‌ها که نمادی از فرهنگ غرب بودند و عموماً هم باشکوه ساخته می‌شدند موجب جلب‌توجه مردم به این ساختمان می‌شد و برخی از این ساختمان‌ها مثل بیمارستان یا مدرسه با نمادهای غربی، خدماتی نیز به مردم ارائه می‌کردند که تأثیر زیادی در جلب‌توجه مردم مسلمان به فرهنگ غرب داشت.

سلیقه‌های رفتار خاص: از دیگر نمادهای که بعد از ورود کمپانی رژی رونق گرفت سلیقه‌های رفتاری، و ادا و اطوار غربی در بین جوانان و مردم بود که موجب ازدیاد نگرانی دلسوزان جامعه گردید.«چنان افعال و اطوار زشت و ناپسند فرنگیان در نظرها به زیبایی جلوه گرفت، که...با آن وجدان‌های سلیم و سلیقه مستقیم، قبایح اعمال و اطوار تنگ مغزانه فرنگیان را از خود نیز به جلافت پیرایه‌ها بسته، با شوق و شعف هر چه تمام‌تر، شعار خود گرفته، سهل است که مایه مباهات خود دانسته، بدان قبایح نیز بر مردم مملکت افتخار و مزیت جستند».

به دنبال شیوع این رفتارها، نوعی جو غیر مذهی در جامعه رواج یافت به‌گونه‌ای که فرنگی‌ها و مردمی که با آن‌ها همکاری می‌کردند علناً در ماه رمضان روزه‌خواری می‌کردند و «کسی را اصلاً جرئت تعرض به آنان در این خصوص نبود. بسا می‌شد که بعضی از مسلمانان تاب نیاورده و به نرمی و ملایمت نکوهش می‌کردند، جواب خویشان عوامانه این بود: عیسی به دین خود، موسی به دین خود».

اکنون میزان و شدت خطر برای همگان مشخص‌شده بود. ازاین‌رو علما از مرجع تقلید و ولی‌فقیه زمان که میرزای شیرازی در سامرا بود خواستند جلوی این هجمه فرهنگی به جامعه اسلامی را بگیرد. میرزای شیرازی در چند نامه خطرات موجود را به ناصرالدین گوشزد کرد ولی او که وابسته غرب بود نمی‌توانست جلو این اقدام را بگیرد. از اینرو، پیام میرزای شیرازی و سایر علمای بلاد به ناصرالدین‌شاه مؤثر واقع نشد،بلکه وی صدراعظم را شخصاً به حضور میرزای شیرازی در فرستاد و در مذاکرات خود فسخ قرارداد را محال اعلام کرد.

درنهایت فتوای معروف میرزای شیرازی صادر شد. در آن زمان همه آحاد مردم در فرمان‌برداری از حکم مرجعیت دینی خود اعلام آمادگی کردند و از این فرمان حمایت کامل کردند.این نهضت باعث بالندگی بیش‌ازپیش فرهنگ تشیع و جبران نسبی آسیب‌های واردشده بر فرهنگ تشیع و نیز زنده شدن مجدد فرهنگ خودی و بازگشت گروه‌های مرجع به‌جای اصلی خود شد.

همچنین موجب گردید که ایران و ایرانی در نظر مردم ایران اهمیت یابد و کم بینی و تحقیر فرهنگ ایرانی جای خود را به تعظیم دیانت و فرهنگ ملی اسلامی بدهد. چراکه تهدید فرهنگی و اجتماعی قرارداد رژی بسیار مهم‌تر و خطرناک‌تر از تبعات اقتصادی و حتی سیاسی آن برای مردم و کشور بود، به‌گونه‌ای برنامه‌ها و رفتار کارکنان قرارداد در هفت ماهی که در ایران مشغول بودند، تمام در جهت نابودی فرهنگ ایرانی-اسلامی و جایگزین کردند فرهنگ غربی بود.



اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات