گام هایی نهایی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی
سید مهدی شریفی در گفتگو با فرهنگ نیوز؛

گام هایی نهایی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی

تحقق تمدن اسلامی ایرانی با تکیه اصول بر فلسفی و فکری و...میسر است که برخی از آن‌ها شامل خداشناسی،انسان‌شناسی،عقل عملی و عقل نظری است.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز؛ مسئله تمدن‌سازی یکی از اهداف کلان اسلام ناب است که این هدف با شکل گیری دولت نبوی در مدینه النبی، آغاز گردید. این روند در طول تاریخ با فراز و نشیب های تداوم یافته و در این راستا، شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران، خون تازه ای در روند تمدن سازی اسلامی وارد ساخت. تمدن‌سازی اسلامی در دو دهه گذشته به‌شدت از جانب مقام معظم رهبری از نخبگان و عموم مردم مطالبه و خواسته شده است.در همین راستا، درباره چرایی و چیستی تمدن بخصوص تمدن اسلامی، ضرورت ها و الزامات تمدن نوین اسلامی، گفتگو کردیم با دکتر شریفی که در ادامه خواهید خواند.

وقتی سخن از تمدن اسلامی به میان می آید منظورمان چیست و سخن از چه مباحثی است؟ تمدن اسلامي يا آنچه برخي به اشتباه آن را تمدن عرب مينامند، نامي است كه به تمدن شرق هم زمان با قرون وسطا اطلاق ميشود. تمدن اسلامي، تمدن ملت يا نژاد خاص نيست. بلكه مقصود، تمدن ملتهاي اسلامي است كه عربها، ايرانيان، تركها و ديگران را شامل ميشود كه بهوسيله دين رسمي يعني اسلام و زبان علمي و ادبي يعني عربي با يكديگر متحد شدند. اين تمدن، تمدن ملتهايي است كه بهوسيله دين رسمي يعني اسلام و زبان علمي و ادبي يعني عربي با يكديگر متحد شدند. اين تمدن با هنر ايراني، رومي و ساير جوامع تركيب شد و تمدني به نام تمدن اسلامي بهوجود آورد.

بر اين اساس تمدن اسلامي ميراث مشترك مردم و ملتهايي است كه روزگاري، اسلام در سرزمين آنها نفوذ و در ساخت و شكوفايي آن ايفاي نقش كرد. به اين ترتيب، تمدن اسلامي نه به نژاد خاصي تعلق دارد و نه تمدني ملي است كه به مردم خاصي تعلق داشته باشد، بلكه همه گروه‎‎هاي نژادي و قومي را كه در پيدايش، رونق و طراوت و گسترش آن نقش داشتهاند در بر ميگيرد.

تمدن اسلامی فراز و فرودهایی داشته و با پیروزی انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی در ایران به اوج رسید و جهان اسلام به سوی بیداری حرکت کرد. مقام معظم رهبری برای توسعه تمدن اسلامی، نظریه جدید «تمدن نوین اسلامی» را مطرح کرده است،  با در نظر گرفتن مبحث فوق، تمدن اسلامي، تمدني است كه در محيط اسلامي و گستره ژئوپولتيك جهان اسلام در طول تاريخ شكل گرفت و روح و بنمايه اصلي آن را اسلام و انديشه‎‎هاي برآمده از وحي شكل ميداد و عناصر نژادي فراواني كه برخي از آنان غيرمسلمان بودند در شكلگيري آن كوشيدند اما پس از شكلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي ايران ايده تمدن اسلامي در انديشه رهبران نظام با تعريفي جديد نمايان شد كه در گفتمان و انديشه مقام معظم رهبري به بلوغ و تكامل رسيد و مفهومي نوين بنام تمدنسازي نوين اسلامي بهوجود آمد. اين مفهوم نوين در منظومه فكري ايشان بهدليل هژموني و فراگيري تمدن غربي تقويت شد و به انديشه غالب تبديل شد. فراواني كليدواژه‎‎هاي تمدن اسلامي و تمدنسازي نوين اسلامي در بيانات مقام معظم رهبري نشانگر اهميت اين مقوله در منظومه فكري ايشان و تاثير آن در استحكام ساخت دروني قدرت نظام به شمار ميآيد.

با توجه به آنچه مطرح شد،چه اصول و مبانی در شکل گیری تمدن اسلامی نقش دارد؟ تحقق تمدن اسلامی- ایرانی بدون شک در سایه برخوردار از مبانی فلسفی و فکری محقق خواهد شد که برخی از آنها شامل خداشناسی، انسان شناسی،عقل عملی و عقل نظری می باشد.تفکراسلامی و نگرش هستی شناختی در سه مورد هدفمندی،حق مداری و نظام احسن، دارای بینش مشترک هستند.یکی از مفاهیم بنیادین جهان اسلام آفرینش جهان براساس حق و به دور از هرگونه باطل و پوچ گرایی میباشد که انسان را به سوی اهداف متعالی و تعهد پذیری سوق میدهد.در تمدن اسلام علم و دانش و خرد جایگاه ویژه ای دارد که از برترین فضایل محسوب میگردد.

یکی از اصول اساسی در تمدن اسلامی، فرهنگ است که نقش بی بدیلی در ساخت تمدن اسلامی ایفا کرده است. با این توضیح، نقش و جایگاه فرهنگ در تمدن اسلامی و دنیای غرب به چه صورتی است؟ از ‌نظر ما، فرهنگ به‌معنای اعتقادات است و اساس هویت و معنای انسان را شکل می‌دهد؛ پس فرهنگ یعنی اعتقادات و معنا و اهداف زندگی.  اساس هویت آدمی هم همین معنا از فرهنگ است، حتی اگر معنای رایج و کنونی از فرهنگ محصولات زندگی بشر و مظاهر بیرونی و نتایج فرهنگ بوده باشد! این تعریف رایج از فرهنگ به‌معنای نتایج فرهنگ است، برای مثال: فرهنگ را آداب و رسوم  و سنن و ... معنا می‌کنند. شکل‌گیری تمامی جوامع و تمدن‌ها بدین‌ترتیب بوده است که ابتدا یک سلسله معتقداتی به‌شکل اهداف در اجتماع وجود داشته است و آن جوامع برای تحقق آن‌ها به حرکت درآمده‌اند؛ اما از آن‌جایی که برای تحقق آن اهداف نیازمند قدرت و ثروت بودند، ابتدا به کسب قدرت در عرصه سیاست اقدام نموده‌ و پس از کسب قدرت، دست به اندوختن ثروت زده‌اند. درواقع، ازآن‌جایی که ثروت بدون قدرت قابل حصول و نگه‌داری و افزایش نیست، کسب قدرت و تشکیل حکومت، بر امر اقتصاد و سامان‌دهی و رونق‌دادن معیشت مردم اولویت داشته است

در بحث انسان‌شناسی و نگاه به انسان، اگر شما انسان را موجودی مرکب از روح و جسم و معنا و ماده ببینید و اصل و حقیقت او را هویت روحی‌اش بدانید، به یک نحو برای او جامعه‌سازی خواهید کرد؛ اما اگر او را صرفاً یک موجود مادی قلمداد کنید که فرهنگ نیز در آن زائیده پیچیده‌ترشدن امور مادی ــ مثل عواطف و روحیات و خلقیات ــ شمرده می‌شود، جور دیگری تمدن‌سازی خواهید کرد. «روح» الهی انسان در نحله‌های مذهبی و فلسفی غرب به‌درستی تعریف نشده است؛ توجه به نیازهای مادی دارای چنان شدتی است که موجب مغفول‌ماندن نیازهای روحی گردیده و حقیقت زندگی او، که به زندگی آخرتی‌اش مرتبط می‌شود، نیز برای آن‌ها مغفول مانده است. بنابراین، مسئله سکولاریسم، به‌معنای جدایی دنیا از آخرت است، نه جدایی دین از سیاست. نحله‌های مذهبی غرب در مورد آخرت بسیار اجمالی برخورد می‌کنند و صرفاً به کلیسا و غسل تعمید و توبه و اقرار و یک سلسله حداقل‌هایی در تأمین نیازهای روحی و معنوی بسنده می‌کنند و عرصه زندگی مردم را در راستای حداکثرسازی لذت‌های مادی و زندگی دنیوی باز می‌گذارند. به‌نظر ما، در تمدن اسلامی فرهنگ اساس است و سیاست و اقتصاد ابزار فرهنگ هستند؛ ولی تمدن مادی غرب چنین رویکردی را دنبال نمی‌کند.

 از همین‌جا می‌توانیم تمدن‌ها را تقسیم‌بندی کنیم؛ یک دسته تمدن‌هایی هستند که از فرهنگ ــ یعنی از یک هدف ــ شروع کرده و به سیاست و قدرت رسیده‌ و سپس به اقتصاد و معیشت و رونق و رفاه و فراوانی مادی دست یافته‌اند؛ بعد از آن هم دیگر هدف دیگری را برجسته نکرده‌اند. این دسته تمدن‌ها بعد از رسیدن به تمکن، متوقف می‌شوند و هدف دیگری ندارند؛ درست به‌همین دلیل است که معتقدیم نگاه مادی به تمتع ختم می‌شود، نه به تمدن.

چنین تمتعی منشأ نگاه مادی است. در سیر تمدنی که مغرب‌زمین برای بشر ارائه کرده و آن را نسخه اصلی تمدن بشری دانسته است نیز، تمدن از تنازع شروع می‌شود و بعد از شکل‌گیری حکومت، این تنازع نهادینه شده و بعد از رونق اقتصادی به تمتع ختم می‌شود و همه‌چیز پایان می‌یابد؛ در حالی که در جامعه انسانی الهی، اجتماع نه برای تنازع، بلکه بر اساس تعاون و برای تعبد و تقرب شکل می‌گیرد و در مرحله اجتماع، به تعبد جمعی می‌رسد و این تعبد جمعی یک جامعه نمونه‌ای را تشکیل می‌دهد تا به‌نحو جمعی به تقرب برسند. اگر غایت تمدن در نگاه غربی را تمتع بدانیم، غایت تمدن در نگاه اسلامی و الهی تقرب است؛ همان‌چیزی که هدف آفرینش انسان بوده است. در نگاه الهی، آنچه در انتها عمده و برجسته می‌شود، درست به‌خلاف مدل غربی، فرهنگ است. البته ما یک نوع تمدن دیگر در یک دوره تاریخی در شوروی داشتیم ــ البته اگر بتوان نام آن را تمدن نهاد ــ که نتوانستند به اقتصاد برسند و آن را شکوفا کنند؛ لذا در حد همان قدرت سیاسی باقی ماندند.

برای شکل گیری تمدن نوین اسلامی نیازمند چه الزماتی هستیم؟ چند عنصر را می توان به عنوان الزمات اساسی در این موضوع مطرح ساخت که از جمله می توانیم به  مواردی از جمله؛ علوم و معارف قرآن، رعایت اخلاق عملی و علمی و بومی سازی علم و فرهنگ در ملل اسلامی اشاره کرد.

ویژگی های بارز تمدن اسلامی و برتری های آن نسبت به تمدنهای رقیب چیست؟ تمدن اسلامی از جنبه های مختلف بر دیگر تمدن های روی کره زمین بخصوص تمدن غرب برتری دارد که می توان به عوامل زیر اشاره کرد:

ایجاد خودباوری و اعتماد به نفس درجامعه،اعتماد به نفس که از جمله عوامل روانی به شمار میرود در عرصه تلاش علمی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی تعیین کننده هدف اصلی تمدن اسلامی است ومسلمانان باید بدانند عقب افتادگی و تو سعه یافتگی  ذاتی نیست و میتوان آن را تغییرداد و خود را باور داشته باشندو همچنینی می توان به توجه به دین و کشف تلفیق علم و وحی اشاره کرد.

*مدرس دانشگاه تهران و دبیرکارگروه فرهنگ و تمدن اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و تمدن اسلامی



اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات