شناسه خبر : 247500
95/11/27 - 08:37 - 2017-2-15 08:37:34
 روی خوش شبکه خانگی به ژانرهای مهجور؟
به بهانه عرضه یک سریال سیاسی در آستانه انتخابات ؛

روی خوش شبکه خانگی به ژانرهای مهجور؟

از «قهوه تلخ»، «ویلای من»، «قلب یخی» و «ساخت ایران» گرفته تا «شاهگوش»، «دندون طلا»، «عطسه» و حتی «شهرزاد» هرچند سعی شده بود رگه‌هایی از معما و حتی المانهای تاریخی به داستان ضمیمه شود ولی درونمایه کلی که اسباب سرگرم سازی مخاطب را موجب می شد، همان طنز بود و مایه های ملودرام عاشقانه.

گروه سینما و تلویزیون فرهنگ نیور: شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر به رقیبی قدرتمند برای سینما و تلویزیون تبدیل شده است. اوضاع اقتصادی کساد رسانه ملی که سبب ساز آن شده بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان قید آن را بزنند و از آن طرف هزینه بالایی که سینما رفتن به نسبت تلویزیون و نمایش خانگی، به خانواده ها تحمیل می کند سبب ساز آن شده که مدیوم شبکه خانگی به عنوان جایگزینی قوی برای هر دو رسانه نگریسته شود.

در همین راستا بوده که در سالهای اخیر فعالان صنعت نمایش خانگی کوشیده اند وارد فاز تولید سریال هم برای این مدیوم شوند تا به نوبه خود اسباب فراگیری بیشتر این رسانه را فراهم کنند.

فارغ از برخی بدقولیهای ناشی از ناتمام ماندن سریالهایی مانند «قهوه تلخ» و تغییر فاز ناگهانی سریالهایی مانند «قلب یخی» نوعی تکرارمکررات در مضامین سریالهای عرضه شده در شبکه خانگی به چشم می خورد و در قراردادی نانوشته اغلب سریالهای عرضه شده در این شبکه یا دارای مایه های طنز و کمدی هستند یا ملودرامهایی هستند متکی بر روابط عاشقانه.

از «قهوه تلخ»، «ویلای من»، «قلب یخی» و «ساخت ایران» گرفته تا «شاهگوش»، «دندون طلا»، «عطسه» و حتی «شهرزاد» هرچند سعی شده بود رگه‌هایی از معما و حتی المانهای تاریخی به داستان ضمیمه شود ولی درونمایه کلی که اسباب سرگرم سازی مخاطب را موجب می شد، همان طنز بود و مایه های ملودرام عاشقانه.

یک دلیل این افتادن در دام ملودرام-کمدی همان واهمه سرمایه گذاران از ریسک کردن بر مضامینی است که امتحان خود را پس نداده اند.
البته این ریسک کردن خطرات خاص خود را هم دارد. به عنوان مثال همین امسال سریال «آسپرین» را در شبکه خانگی داشتیم که هرچند کوشیده بود در فضایی معمایی تصویرسازی کند، اما استقبال مخاطبان از اثر آن قدر نبود که بشود بر روی چنین فضاهایی به عنوان زمینه ای مطلوب برای بازگشت سرمایه در شبکه خانگی کار کرد.  

اگر به سریالهای در مسیر تولید مانند «شهرزاد2»، «ماه تی تی» و «شوهر آهوخانم» نگاهی بیندازیم که البته دو سریال اول در میانه کار متوقف شدند، باز هم غلبه همان نگاه کمدی-ملودرام است که به چشم می خورد. البته که داود میرباقری در «ماه تی تی» کوشیده بود زمینه های فانتزی را هم وارد کار کند اما کلیت این کار فعلا معلق با همان زمینه های طنز بود.

در این اوضاع اینکه تهیه کننده ای جرأت کند و بخواهد ژانر سیاسی را در شبکه خانگی تجربه کند سخت به نظر می رسد با این حال مینی سریال «عالیجناب» چنین مسیری را پیموده است. مسعود ردایی تهیه کننده این اثر در همکاری با سام قریبیان که پیشتر علایق ژانریک خود را با نگارش «گناهکاران» و ساخت «360 درجه» نشان داده بود مینی سریال «عالیجناب» را با محوریت داستانی معاصر و آن هم درباره رقابتهای انتخاباتی روایت کرده اند.

البته که همان واهمه از عدم بازگشت سرمایه باعث شده فصل اول این مینی سریال فقط در 6 قسمت عرضه شود تا بعد از گرفتن بازخورد مخاطب نسبت به محصول نسبت به تولید فصلهای بعدی اقدام شود با این حال رگه های روزآمد سریال و به خصوص داستان رقابتهای انتخاباتی که کاملا در ایران برگزار می شود می تواند یکی از برگ برنده های سریال باشد آن هم در شرایطی که در آستانه انتخابات 96 قرار داریم.

«آسپرین» که نتوانست چنان که باید راهی جدید در بازگشت سرمایه پیش روی تهیه کنندگان آلوده به تکرار در شبکه خانگی ایجاد کند. آیا «عالیجناب» خواهد توانست راهی تازه را بازگشاید؟ هنوز هیچ چیز مشخص نیست.



اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات