شناسه خبر : 249854
95/12/27 - 16:22 - 2017-3-17 15:22:51
سر خم می سلامت..
یادداشت اختصاصی؛

سر خم می سلامت..

پيمان طالبي شاعر و ترانه سرا جوان كشور در یادداشتی نوشت: القصه علی معلم هم رفت. تلخ ترین جای قصه معلم و ما هم این بود که هرکس در هر جا خبرش را منتشر کرد و هر کس در هر جا این خبر را خواند یا شنید، باورش نکرد یا نخواست که باور کند...

گروه کتاب و ادبیات "فرهنگ‌نیوز"؛  القصه علی معلم هم رفت. تلخ ترین جای قصه معلم و ما هم این بود که هرکس در هر جا خبرش را منتشر کرد و هر کس در هر جا این خبر را خواند یا شنید، باورش نکرد یا نخواست که باور کند. این اتفاق دو دلیل بیشتر ندارد که هر دو بدجور غم انگیز است: یا سن و سال مدیر مسئول ماهنامه دنیای تصویر آن قدر نبود که گوشه سمت راست عکس هایش بشود نوار مشکی را تصور کرد و یا اینکه این قدر گوش های ما این چند وقت به شنیدن خبر تصادف یا مرگ نابهنگام  فلان به اصطلاح سلبریتی عادت کرده که قصه مان به چوپان دروغگو شبیه شده است. بهرحال این قدر می توان گفت که دنیای تصویر دیگر دنیای تصویر بشو نیست و دیگر تندیس های جشن حافظ آن رنگ و لعاب قبلی را ندارند.

اما می ماند شعارهایی که تا چهلم تازه گذشته بازارشان عجیب داغ است و مضمون اکثریت شان در این رابطه است که علی معلم رفت بیایید علی معلم های دیگر را دریابیم. دلم می خواهد یک بار هم که شده این شعارها را جدی بگیرم آن هم در شرایطی که چندوقت پیش بازی های احمقانه رسانه ای باعث شد که خبر درگذشت استاد علی معلم دامغانی دست به دست شود. از آن خبرهایی که دل همه را لرزاند و همه را خون به جگر کرد. هرکس با هرچیز که به دستش میرسید پیگیر شد که ببیند داستان چیست و درنهایت استاد را سرحال در دفترش در فرهنگستان هنر یافتند.

اما به مصداق «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» که به قضیه نگاه کنیم، تلنگر مناسبی به یک دهم جامعه هم خورده باشد به دلشوره های دلواپسان فرهنگ و ادب این مملکت می ارزید. حالا هم که درگذشت معلم سینمایی ها – خاک بر او خوش باد – همه را بهت زده کرده، شاید بد نباشد به همین بهانه یک نفر پا شود و یک حالی از معلم ادبیاتی ها بپرسد. به همه دلایلی که از اول تا الان عرض شد اضافه کنید درگذشت –بخوانید راحت شدن – شاعر شهیر معاصر احمد عزیزی را. یک جورهایی چشم مان ترسیده که اخرین سنگر هم از دست برود و ما همچنان پشت پرچین غفلت مان مشغول هوا و هبا باشیم. این ها را نگفتم که راه چاره را بازهم در برگزاری بزرگداشت های بیخود و صوری ببینیم. فکر میکنم حق خیلیهایی که الان در انزوای ذاتی هنر خود محبوس اند لااقل یک شاخه گل که رفع تکلیفی هم نباشد، هست.

سایه همایونی همه معلمان و آموزگاران کم نشود!

کلید واژه ها



اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات