شناسه خبر : 257469
96/4/7 - 09:21 - 2017-6-28 10:21:58
قضاوت در سیره امیرالمومنین(ع)
به مناسبت شهادت مظلومانه شهيد بهشتي و يارانش:

قضاوت در سیره امیرالمومنین(ع)

در عهدنامه مالک اشتر آمده:برای قضاوت میان مردم کسی را انتخاب کن که او را از همه بر‌تر می‌دانی، کسی که موجب دشواری کار‌ها نشود و رفتار خصمان او را به لجاجت نکشاند، و بر اشتباه خود پای نفشارد، و آن‌گاه که حق را شناخت در بازگشت به آن بخل نورزد.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز: یکی از مهم ترین شئون حکومت اسلامی، برپاداشتن حق و احقاق حقوقِ صاحبان حق می باشد که مستلزم وجود دستگاه قضایی مستقل، مقتدر و عدالت محور است. بر همین اساس، امام خمینی رحمه الله قوه قضائیه را حساس ترین مکان نظام دانسته، آن را پناهگاه ستمدیدگان می دانند و تضعیف آن را برخلاف موازین اسلامی برشمرده اند. امروز مصادف با سالروز انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و شهادت مظلومانه شهيد بهشتي و يارانش (1360ش) است. حضرت امام خميني(ره) پس از اين حادثه فرمودند: "ملت ايران در اين واقعه، 72 نفر به عدد شهداي كربلا را از دست داد. بهشتي خار در چشم دشمنان اسلام بود. بر همین اساس نوشتار پیش روی،به مناسبت نامیده شدن امروز به نام روز قوه قضائیه، به موضوع قضاوت در سیره و منش حضرت امیرالمومنین(ع) می پردازد.

مبنای قضاوت و حکم:

یکی از اصول قضایی اسلام آن است که قضاوت روا نیست، مگر بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر و ائمه معصوم و اجتهاد امام مسلمین یا فقها و هیچ حکمی جز این، صحیح نیست. امام علی(ع) این مبنا را در احادیث متعددی توضیح داده است، در عهدنامه معروف مالک اشتر می‌فرماید: به قاضیان شهر‌ها بنویس، هر حکمی را که در حقوق آن اختلاف دارند نزد تو بفرستند، سپس این حکم‌ها را بررسی کن، هر کدام موافق کتاب خدا و سنت پیامبر و سخن امام تو بود، آن را امضا و ایشان را بر آن وادار کن. و در حکمی که بر تو مشتبه باشد، فقها را نزد خود فراخوان تا در آن حکم با هم مناظره کنند، سپس حکمی را که مورد اجماع فقهای مسلمین درحضور تو قرار گرفت، امضا کن. هر امری که مردم در آن اختلاف کنند به حکم امام بازگردانده می‌شود و بر امام است که با استعانت از خدا در اقامه حدود و واداشتن مردم به فرمان خدا بکوشد. (نهج البلاعه نامه ۵۳)

ویژگی‌ها و شرایط قاضی:

فرمان نامه امام به مالک اشتر، اصل دیگری از اصول قضاوت را آشکار می‌کند و آن، شرایط و صفاتی است که باید در قاضی جمع باشد تا ولی امر بتواند او را به قضاوت بگمارد. در این عهدنامه آمده است: برای قضاوت میان مردم کسی را انتخاب کن که او را از همه بر‌تر می‌دانی، کسی که موجب دشواری کار‌ها نشود و رفتار خصمان او را به لجاجت نکشاند، و بر اشتباه خود پای نفشارد، و آن‌گاه که حق را شناخت در بازگشت به آن بخل نورزد، و نفس او به هیچ طمعی نگاه نکند، و تا همه حقیقت کشف نشود به اندک فهمی اکتفا نکند. کسی که درنگش در شبهات از همه بیشتر و بیش از همه اهل حجت و دلیل باشد و از مراجعه طرفین دعوا کمتر به ستوه آید و در کشف حقیقت امور از همه بردبار‌تر و بر روشن شدن حکم از همه قاطع تر باشد. کسی که ستایش او را سست نکند و ترغیب و تشویق، او را به جانبی گرایش ندهد.
این سخن امام شرایطی را که باید قاضی داشته باشد بیان می‌کند، از جمله:

- دانش و آگاهی او نسبت به احکام و علوم مرتبط با قضاوت،
 عدالت و تقوا،
 نیرومندی و استواری شخصیت،
 حق جویی و واقع نگری به گونه‌ای که پس از کشف خطای خود بر آن اصرار نورزد،
 بی‌نیازی و پایداری در برابر فریب مال و جاه و شهرت،
 دقت و تأنی و توقف در شبهات،
 سعه صدر در برابر مردم و مراجعه کنندگان،
 خوشنامی و اصالت در میان مردم.

اصل برابری در حکم و اجرای عدالت:
برابری همگانی نیز اصلی دیگر از اصول قضاوت عادلانه است. امام علی(ع) در عینیت بخشیدن به این اصل در مورد خود و دیگران، ممتاز است.در تاریخ کامل ابن اثیر به نقل از شعبی آمده است: علی(ع) زره خود را نزد شخصی نصرانی دید، او را نزد شریح برد و در کنار او نشست... سپس فرمود: این زره من است، نصرانی گفت: این زره از آن من است، ولی امیرالمؤمنین را هم تکذیب نکرد. شریح به علی(ع) گفت: آیا شاهدی داری؟ امام خندید و گفت: نه. نصرانی زره را گرفت و چند قدمی دور شد، سپس برگشت و گفت: شهادت می‌دهم که این شیوه قضاوت پیامبران است، امیرالمؤمنین مرا نزد قاضی خود آورد و قاضی او علیه او حکم کرد! سپس نصرانی اسلام آورد و اعتراف کرد که زره در مسیر صفین از شتر امام(ع) افتاد. امام علی(ع) از اسلام آوردن نصرانی خوشحال شد و علاوه بر آن زره، اسبی را نیز به او بخشید. آن نصرانی با امام (ع) در جنگ خوارج شرکت کرد.

سرعت در اجرای عدالت:

سهولت قضاوت و سرعت اجرا و حذف تشریفاتی که موجب فوت وقت و از دست رفتن فرصت و ضرر اطراف دعوا و بی‌اثر شدن قضاوت و اجرای حدود در جامعه می‌شود، یکی از مهم‌ترین اصول قضاوت نزد امام(ع) است. این اصل، هم در قضاوتهای آن حضرت آشکار است و هم در فرمان‌ها و سخنان خود با تاکید می‌فرمود: در اجرای حدود هیچ مهلتی روا نیست. همواره قضات را فرمان می‌داد که در ستاندن حقوق مردم از کسانی که امروز و فردا می‌کنند و حقوق دیگران را به تاخیر می‌اندازند، شتاب کنند.

سلمة بن کهیل در کلامی می‌گوید: بر قدرتمندان توانگری که در ادای اموال و حقوق مردم امروز و فردا می‌کنند و اموال مردم را نزد حکام می‌فرستند، نظارت کن و حقوق مردم را از آنان بگیر و اگر ملک و خانه‌ای دارند بفروش و حقوق مردم را ادا کن. از پیامبر (ص) شنیدم که می‌فرمود: امروز و فردا کردن مسلمان توانگر نسبت به پرداخت حقوق مردم، ظلم به مسلمانان است.

نظارت بر قضاوت قاضیان:

امام(ع) در عهدنامه مالک اشتر فرمان می‌دهد که بر قضاوت قاضیان نظارت شود.در حدیثی دیگر آمده است: امیرالمؤمنین(ع) ابوالاسود دوئلی را به قضاوت گماشت سپس او را عزل کرد. ابوالاسود گفت: نه جنایتی کردم و نه خیانتی مرتکب شدم، چرا مرا عزل کردی؟ امام فرمود: انی رایت کلامک یعلو علی کلام الخصم، دیدم سخن تو از سخن (مراجعه کنندگان به دادگاه) بالا‌تر می‌رود. این در حالی است که ابوالاسود از مشایخ بزرگ بصره و از پیروان امیرالمومنین بود لکن اجرای عدالت و ظرافت‌های آن حتی در حد بلند‌تر بودن صدای قاضی بر صدای شاکی و متشاکی برای علی از اصول خدشه ناپذیر و همیشگی محسوب می‌شد.

نمونه‌ ای از قضاوت امیرالمومنین و ویژگی‌های آن:

حضرت امیرمؤمنان على(ع) هیچگاه بدون تحقیق قضاوت نمى‏کردند، و حتى پس از تحقیق فوراً رأى خود را اظهار نمى‏داشتند، بلکه تا حدود امکان اظهار نظر را به تأخیر مى ‏انداختند و به سبب تأخیر در اظهارنظر، یا متهم از مجازات نجات مى‏یافت، یا اینکه بی گناهیش به اثبات مى‏رسید، اینجا بد نیست به یکداستان از صد‌ها قضاوت عادلانه امیرالمؤمنین(ع) اشاره کنیم.

زنى به خدمت آن حضرت شرفیاب شد و از شوهر خود شکایت کرد و گفت: شوهرم بدون اجازه من با کنیزم زنا کرده، و حال داد مرا از او بخواهید. حضرت به آن زن فرمود: ما در این باره تحقیق مى‏ کنیم، اگر تو راست گفته‏ اى بر شوهرت حد جارى مى‏ کنیم، و اگر ثابت شد که تو دروغ گفته و به شوهرت تهمت زده‏ اى، تو را تأدیب خواهیم کرد، سپس امام از جاى خود برخواسته و مشغول اداى نماز شد و زن را آزاد گذاشت. آن زن نه ریختن آبروى شوهر خود در ملأ عام، و نه اجراى حد بر خود را مى‏ خواست، از کار خود پشیمان شده فرصت را غنیمت شمرد و از محضر آن حضرت فرار کرد. با وجودى که حضرت على(ع) می توانست او را فوراً بازداشت و شوهرش را احضار کند و یکى از آن دو را تازیانه بزند ولى امام با مردم مدارا می کرد... (ر. ک، امام علی(ع) خورشیدی در افق بشریت، سید محمد حسینی شیرازی، فصل ۱۱).



اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات