فروش کالاهای ایرانی با برچسب خارجی!
دفاع از کالاهاى وطنى و شرح حال صنعتگران داخلى:

فروش کالاهای ایرانی با برچسب خارجی!

بررسی‌ها نشان می‌دهد که فروش پوشاك ايراني به نام جنس خارجي حربه‌اي است كه سال‌هاست فروشندگان لباس آن را به كار مي‌گيرند زيرا مردم هنوز بر اين باورند جنس خارجي و حتي چيني از نظر كيفيت بهتر از پوشاك ايراني است.

گروه فرهنگ و هنر فرهنگ نیوز: حمایت از تولیدات داخلی یکی از مسائل جدی امروز کشور است که همه مردم و مسئولین بر روی آن اتفاق نظر دارند. با این حال، این اتفاق نظر هنوز خود را بصورت ملموسی در عمل مردم و مسئولین خود را نشان نداده است و یا بهتر است که بگوییم ببین تولید کننده و مصرف کننده خود را نشان نداده است. در چند روز گذشته یادداشتی با عنوان حمایت از تولید داخلی از زبان شعرا از فرهنگ نیوز منتشر گردید که بیان داشتیم که شاعران نیز به نوبه ی خود سعی کردند با سرودن اشعاری مرتبط با این مساله، مردم را به خرید کالاهای ساخت وطن ترغیب کنند. در این راستا سروده هایی از فرخی یزدی، ادیب الممالک فراهانی قائم مقامی و صادق سرمد تقدیم کردیم که سر مطلع آن عبارت بود از:

گویم سخنی اگر که تصدیق کنید

آن را به جوان و پیر تزریق کنید

 روزیست که صنعتگر ایرانی را

 از راه خرید جنس تشویق کنید.

امروز به مطلب دیگری در این خصوص می پردازیم که بسیار ناراحت و نگران کننده است و آن تولید و فروش پوشاک ایرانی به نام جنس خارجی و یا تولید خارجی است!!

پیشینه ای صد ساله از تصورات اشتباه:

بررسی ها نشان می دهد که فروش پوشاك ايراني به نام جنس خارجي حربه‌اي است كه سال‌هاست فروشندگان لباس آن را به كار مي‌گيرند زيرا مردم هنوز بر اين باورند جنس خارجي و حتي چيني از نظر كيفيت بهتر از پوشاك ايراني است. درواقع شیفتگی مشتریان ایرانی نسبت به کالای خارجی متأسفانه پیشینه ای صد ساله و یا شاید بیشتر دارد، و این پدیده نیاز به واکاوی و نقادی جدی دارد. امروزه این امر چنان رایج شده که حتی برخی کارگاه ها به تولید برچسب های خارجی برای کالاهای ایرانی به ویژه پوشاک می پردازند چرا که کالاهای ایرانی با برچسب خارجی بهتر فروش می روند. جالب است که این مرعوب بودن در برابر اسم و رسم بیگانه در میان جامعه ایرانی از چنین پیشینه ای برخوردار است.

حمایت از تولید وطنی در سفرنامه گوهر مقصود:

  آقا سید مصطفی طهرانی (میرخانى) از نمایندگان دوره اول مجلس مشروطه، شرح سفر خود به بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) را  در سفرنامه ای به نام “گوهر مقصود” نوشته است.وی در این سفرنامه که از کتابهای دوره قاجار به شمار می رود، بحث های سیاسی و اجتماعی مختلفی را مطرح کرده است.در قسمتی از سفرنامه وی با عنوان” دفاع از کالاهاى وطنى و شرح حال صنعتگران داخلى چنین آمده است:

(سه ساعت به غروب مانده برخاستند که بروند، به من گفتند: «اگر میل دارید در خدمت شما برویم، قدرى گردش کنیم و ما میل داریم به زیارت اهل قبور برویم. اگر شما فراغتى دارید، این «سنّت سنیه» را به جاى آورده باشید، تشریف بیاورید» من هم قبول کردم، برخاستم به اتفاق ایشان وارد صحن مقدّس شده، از آنجا به بازار سنگ‏تراشها رسیدیم. حجّارها ظروف سنگى از قبیل دیگ و کاسه و بشقاب و سرقلیان و غیره مى‏تراشیدند. یک دست کاسه بشقاب بسیار خوبى دیدم که بسیار لطیف و نازک بود. در حقیقت صنعت خوبى به کار برده بود. قیمت او را پرسیدم، گفت: «این کاسه بشقاب را یک تومان فروخته‏ ام. خریدار ساعت دیگر باید بیاید ببرد و از قرارى که نقل کرده ‏اند، این شخص دلّال فرنگى‏ هاست و از براى آنها خریده است».

در مقام شوخى گفتم: «خوب است قطعه سنگى را به یک تومان فروخته. الحمد اللّه دیدم یک نفر از اهل وطن خود را که در مقابل این همه پول که ماها به خارجه مى‏دهیم، یک تومانش را پس گرفت».
استاد حجّار آهى کشید، گفت: «آقاجان خبر از دلم ندارى. من این سنگ را به سه قران خریده ‏ام و پنج روز، سر این کار کرده ‏ام و عوارض و کرایه دکان داده‏ ام. درواقع نتیجه زحمت پنج روزه من، زیاده از پنج قران نیست. چون معیل و پریشانم از بابت معیشت، زندگانى بسیار بر من تلخ مى‏گذرد و باز به همین مشعوفم که از کدّ یمین و عرق جبین، از متاع وطن خود کسب نموده، زندگانى مى‏کنم.

امّا اینکه شما فرمودید: از پول خارجه یک تومان به کیسه شما رسیده چه فایده دارد؟ من در این ماه، سه تومان بهاى قند و چایى به تنهایى داده ‏ام، غیر از لوازمات دیگر. حال بر فرض، یک تومان به من رسیده، رسیده باشد؛ چه ثمرى خواهد داشت؟ این مانند قطره به دریاست.اهل این مملکت ظرفهاى آبخورى به قیمتهاى گزاف از مال خارجه مى‏ خرند و رغبت به مال وطن خود نمى ‏کنند. اگر طالب باشند من از همین سنگ، لیوان آبخورى خوب مى‏ تراشم که بسیار لطیف و نظیف بوده باشد و به قیمت مناسب مى‏ فروشم. مع ذلک از من نمى‏ خرند و لیکن هرگاه اسم فرنگى به رویش باشد و مال خارجه بدانند به قیمت اعلا خواهند خرید.

فرنگی ها در  ایران می خرند و به اسم خارجی به خودمان می فروشند:

چنانچه چندى قبل یک نفر تاجر خرّازى‏ فروش از طهران به عزم زیارت آمده بود خراسان؛ از آن لیوان، یک دست، من تراشیده بودم؛ آن خرّازى ‏فروش دید، گفت: من یک نقشه خط فرنگى مى‏دهم به شما و از این لیوان بسازید و آن خط را به رویش منقوش دارید. من عجالتا پنجاه دست مى‏خرم و به طهران مى‏فرستم؛ به اسم مال فرنگ مى‏فروشم و بعد صورت مى‏دهم از براى من بفرستید. من قبول نکردم، گفتم من هرگز جنس وطن عزیز خود را به اسم متاع خارجه ملوّث نمى ‏کنم و این ننگ را بر خود روا نمى‏دارم. اگر از این ظرفها بخواهید، همه قسم درست مى‏کنم و اسم خود و نام نامى وطن عزیز خود را به رویش منقوش مى‏دارم، اگر خواستید بخرید و الّا من نخواهم ساخت. چون این قید را کردم، او نخرید و من هم نساختم. و اگر هر دانه یک صد تومان هم مى‏خرید، من به اسم مال فرنگى جنس خود را رقم نمى‏کردم

بعد، شرحى از تعدّیات حکومت و عوارضات صنفى و از مالیات معدن آن سنگ نقل کرد. من از غیرت وطن‏خواهى او تعجّب نمودم و بر مظلومیّت و فقر و زحمت کشیدن او بسیار دلم سوخت. بعد پرسیدم: «دیگر چه صنعت دارى؟
گفت: «ظرف بدل چینى مى‏ سازم که از ظروف بمبئى بهتر باشد و دوام او بیشتر باشد و اگر مشوّقى داشتم و اهل وطن هم غیرتى داشتند مال خود را ترجیح‏  به متاع خارجه مى‏دادند، من با کارخانه دستى ظرف تمام خراسان را مى‏ رسانیدم، و لیکن این مردم جاهل هرچه که اسم فرنگى داشته باشد مى‏خرند و هرچه را که اسم شریف وطن ما به‏ رویش باشد نخواهند خرید. چنانچه در چند سال قبل از براى خدمت به نوع، هستى خود را به روى این کار گذاردم و خانه خود را فروختم، مقدارى ظرف ساختم؛ حکومت عوارض بسیارى بر من تحمیل نمود و مغرضها و مفسدها” اسباب چینى» کردند که ظرفهاى من فروش نرفت. خسارت بسیارى بر من وارد آمد. حال، به این کسب ضعیف ساخته و قناعت نموده ‏ام.»

امروز هم جامعه ما به آن بلای صد سال پیش گرفتار است چرا که اجناس ايراني با راهكارهاي مختلف به اسم اجناس ترك يا تايواني به فروش مي‌رسند در حالي كه بخش قابل توجهي از اين كالاها در توليدي‌هاي خيابان جمهوري توليد مي‌شوند و آن دسته ازكالاها هم كه واقعاً خارجي است عموماً به دست كارگران ايراني خارج از كشور تهيه مي‌شود يا اينكه اين كالاها به شكل 90درصد آماده به مناطق آزاد وارد مي‌شود و در اين مناطق با انجام بخشي از فرايند اتمام توليد مانند بستن زيپ و دكمه به پوشاك بعد از بهره‌مندي از معافيت‌ها وارد سرزمين اصلي يعني بازارهاي كشور مي‌شود و خریدار هم می خرد.

 

 

- سید مصطفی طهرانی(میرخانی)، سفرنامه گوهر مقصود،محقق زهرا میرخانی، تهران، میراث مکتوب،چاپ دوم، ۱۳۸۵، ص ۶-۱۹۴.



اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات