شناسه خبر : 46203
92/6/5 - 08:15 - 2013-8-27 09:15:31
یادش بخیر اون وختا (کاریکاتور)
قسمت اول- مصرف گرایی

یادش بخیر اون وختا (کاریکاتور)

فرهنگ نیوز قصد دارد سبک زندگی های مثبت گذشته را در قالب کاریکاتور (کمیک استریپ) با موضوعات مختلف یاد آوری و با امروز مقایسه نماید. در این مجال به موضوع مصرف گرایی می پردازیم



دیدگاه ها

واقعا یادش بخیر دلم خیلی برا اون روزا تنگ شده ما هشت تا بچه بودیم همیشه لباسهامون دست به دست می گشت هر وقت برا خواهرم کوچیک می شد به من میرسید ، یادم تو کل دوره ابتدایی سال پنجم بود که مامانم برام مانتو شلوار گرفت اینقدر خوشحال بود ک نگو ، اینقد بزرگ بود که تا سال اول دبیرستان پوشیدمش اما هنوز هم اندازه ام نشده بود ، چه روزای خوشیییییی بود
نکته ی مهم اینه که زندگی ملت ایران که انبوه ثروت های بی حساب و کتاب خدادادی رو داشتند و دارن که ملت های دیگه نصفشم ندارن ، با رفتن حکومت ملعون پهلوی عوض نشد که هیچ بلکه ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!
يادش بخير زيبايي خنده هاي.... کودکي روميگم احساس قشنگ شعر...... مهربوني روميگم همه دغدغه هامون خريد کتاب داستان ونوار قصه روميگم گوش کردن به آهنگ تام انگشتي جن پينه دوز.... من تام انگشتي هستم قد انگشت شصتم با اينکه من کوچيک هستم خوشگل وريزو شيطونم تو گوش اسب نشستم... جن پينه دوز...نه اين لباس زيباست نشان آدميت نه.. نه .. اين وجود آدمي است نشان آدميت.. دالي موشه دالي موشه کي خوابيده کي بيداره اين مموشه شکمو که هنوز خوابيده.. خروس زري پيرهن پري بالاشو تکون ميداد صداشو توگلو مينداخت صبحها روباصداش صفا ميداد قوقولي قوقو سحر شد سياهي دربه در شد فرشته ها دويدند ستاره ها روچيدند خورشيد خانم دراومد بايک شفق دراومد تاشب نکرده حاشا بچه هابيايين تماشا.... روباهه دمش درازه حيله چي وحيله سازه تا چشم بهم بزاري مي بيني که سر نداري کله پا شدي تو زندون نه دل داري نه سنگدون حسني وخانم حنا رويادمون مياد اشکهاي حسن وغصه هاش.. خانم حنا خانوم حنا کجايي کجايي دلم واست تنگ شده کجايي کجايي گربه هاي ملوسه اشرافي ... سفيد برفي وهفت کوتوله اسرارآميز.. شندباد ..آي شند باد ..پين پين جان پينوکيو .. گرگ بد گنده و سه بچه خوک از دستش شدند خسته واي که اين گرگه شکمو چقدر زشته عليمردان پسر خوب وعاقلي بود تنبلي وشکمويي بلاي جونش بود تا روزي از بدحادثه قولي به مامان وباباداد واسه خودش يه پسر زرنگي شد واسه بزرگترا افتخار فاميلي شد. قصه ها زياده دل ما واسه همشون تنگه بياييم کودکي رو از برکنيم شعر کودکي رواز برکنيم احساس شاد وپاک کودکي احساس قشنگ ومهربوني کودکي تازگي داره کودکي زلالي داره احساس قشنگ محبت سراسراميد وآرزو داره شاعر خودم هستم :ساحل باتشکرازسایت بسیارخوبتون
سه بچه خوک : من و کار کار و من هه هه --هه هه هه --هه --هه --هه کار من و خسته میکنه له و لورده میکنه حرف کار و نزنین شمام بیاین مثل حقی فقط ویالوونه بزنین :-) علیمردان خان:داشت عباس قلی خان پسری....پسر بی ادبو بی هنری اسم او بود علیمردان خان اهل منزل ز دستش به امان هر چه میگفت ل له ! لج می کرد.... دهنش را به همه کج می کرد
باسلام وتشکر فراوان درمورد شعری که نوشتم در کامنت بالا یک نکته رواصلاح میکنم ازاینکه اشاره کردم شعر خودمه (ساحل)منظورم این بودکه شعرهای توی نوارقصه ها :مثل تام انگشتی وجن پینه دوزوخروس زری پیرهن پری ودالی موشه وحسن وخانم حنا وهمچنین تیکه کلامهای کارتونهای سند باد وپینوکیو رو به صورت نظم در کنار بقیه شعرهایی که نوشتم آوردم ومطلق شعر گفته شده مال خودم نیست بلکه تلفیقی از اشعار اشاره شده وتیکه کلامهای کارتونی بالا به همرا بقیه شعری می باشد که سرودم چون می دونم باید احترام به نوشته وآثار نویسندگان بزرگ وعزیز کشورمون گذاشت وحتی یک جمله یا کلمه اگر از خود ما نباشد نباید به خود نسبت دادواز سایت وزین وتحسین برانگیز فرهنگ نهایت قدر دانی وسپاس رادارم که به کاربران ارج می نهد ونظرات کاربران را نشان می دهدهمیشه موفق وسعادتمند باشید انشاالله
جناب ناشناس که گفتین با رفتن حکومت ملعون پهلوی از بین نرفته و این حرفا دوست عزیز مگه مشکل حکومت پهلوی بود که بخواد با رفتنش چیزی عوض بشه؟مث اینکه سنتون قد نمیده که ازون دوران بخواد چیزی یادت بیاد. جاده های ما ، بیمارستانای شهر ما و خیلی چیزای دیگرو مدیون همون خاندان به قول شما ملعون پهلوی هستیم.
طیب الله انفسکم. عالی بود من همه قسمت ها را مطالعه کردم. حتما اقسام را بیشتر کنید. بسیار مفید و زیبا است. منتظرم تا بخش های بعدی تولید شود.
سلام خیلی وقت بود که میخواستم توی وبلاگم در این موضوع بنویسم اما متاسفانه تصویر مورد نظرم رو پیدا نکردم... خب چند تا موضوع جدید رو بهتون میگم.. 1- یه زمانی اگر یه فرد روستایی میومد توی شهر و توی خیابون چیزی میخورد همه مسخره اش می کردن و میگفتن از پشت کوه اومده ... اما حالا همه دارن تو خیابون حسابی غذا میخورن و اسم خودشون رو گذاشتن با کلاسی و تمدن 2- یه زمانی پیرزن های قدیمی جوراب رو میکشیدن رو شلوارشون و توی اون حالا پول میزاشتن... جالبه وقتی میومدن توی شهر همه مسخرشون میکردن... اما حالا همه ساپورت پوش شدن اونم نه با شلوار بلکه بدون شلوار... کلی هم کلاس میزارن به هر لباسی تو هر مجلسی ، چه عزا چه شادی چه دانشگاه ... زمستون و تابستون می پوشن... 3- یه زمانی یه سری خانم های دارای بچه، بچه رو بوسیله چادر به پشت یا قسمت جلوی خودشون میبستن تا هم کار کنن و هم بچه داری و کلی تمسخر می شدن... اما حالا از فرنگستان پیشرفته اش اومده و جالبه آقا و خانم نداره .. هر دو توی خیابون با افتخار اون رو می پوشن..
من نمیدونم دقیقا درسته یا نه اما اون وختا ما خیلی صمیمی تر بودیم... اما حالا اساتید کسب ثروت میگن اون کارا ما رو میبرد به سمت فقر و نداری....!!

اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات