شناسه خبر : 47509
92/6/16 - 16:24 - 2013-9-7 16:24:22
از لباس آخوندی تا آغوش اِبی/موی دم اسبی به جای عمامه
خاطره یکی از آشنایان اکبرین

از لباس آخوندی تا آغوش اِبی/موی دم اسبی به جای عمامه

ایمیل هایی برایم رسیده بود. در یکی از این ایمیل ها لیست افرادی که در یک کنفرانس در ضدیت با جمهوری اسلامی شرکت داشتند، آورده شده بود از روی کنجکاوی نگاهی به اسم ها انداختم و میخکوب شدم. بله اشتباه نمی کردم اسم محمدجواد اکبرین هم در میان آنها بود.

به گزارش فرهنگ نیوز: چندی پیش رسانه ها مطلبی را از شخصی به نام محمد جواد اکبرین (از روحانیون تندرو جبهه اصلاحات) منتشر کردند که تأمل برانگیز بود. اخیراً خاطره ای توسط یکی از آشنایانش (که البته از اول قرابتی با وی نداشته است) منتشر شده که بدون دخل و تصرف در ادامه می آید: 

"سال 78 با ایشان آشنا شدم. دانشجو بودم، رفته بودم همایش کانون های فرهنگی و هنری دانشجویی. همایش از این قرار بود که دختر و پسرهای دانشجوی شرکت کننده را دریک اردوگاه جنگلی بزرگ چند روزی رها کردند! آهنگ بود، رقص بود، خوش وبش بود، درخت بود وتاریکی هم بود، بگذریم از این برنامه های فرهنگی دولت آن زمان . . .

دلم از این فضا گرفته بود که چشمم افتاد به یک روحانی مودب وخوش برخورد و البته خوش قیافه، فرق خوش قیافه و نورانی را نمی دانستم هنوز هم خوب نمی دانم. رفتم سراغش تا از روحانیت اش بهره ای ببرم و از کدورتم کمی بکاهم. اسمش محمدجواد اکبرین بود.
 
آشنا که شدیم دیدم حرفهایش به عنوان یک روحانی عجیب و غریب است. کم کم بحثمان داغ شد. به من می گفت جالب است، با اینکه شما دانشجویی و من حوزوی. شما موضع حوزوی ها را داری و من موضع دانشجویان را.
تازه فهمیدم چرا او را به عنوان روحانی این جمع و این محفل پر شور ونشاط انتخاب کرده اند. وقتی داشتیم اردوگاه را ترک می کردیم، شنیدم چند دانشجو درباره دستاوردهای این همایش صحبت می کردند و خاطراتشان را می گفتند یکی از آنها می گفت برای دستاورد این همایش باید یک  زایشگاه و یک کودکستان هم بسازند.....
 
ارتباطم با اکبرین ادامه داشت، چند بار به  او تلفن زدم. مدتی هم پیگیر این بودم تا سوال هایی که در ذهنم درست کرده بود را جواب دهم و بلاخره جوابشان را پیدا کردم.
بعدها فهمیدم او سابقاً در بابل درس می خوانده و هم مدرسه ای هایش از مناجات های زیبای او تعریف می کردند. مداح قابلی بود. بعد از آمدن به قم هم دعای ندبه هایش پرطرفدار بوده و بسیار دلنشین. دوستانش از دعای ندبه های او در مدرسه معصومیه خاطراتی زیادی به یاد دارند.
 
او یک متدین متعصب بود و در این عقاید وکارهای گاهی تندش از هیچ ملامتی نمی ترسید. بگذریم که این نترسی او ناشی از ایمان قویش بود یا از روحیه افراطی گری او. آنگونه که دوستانش می گویند همواره نوعی افراط در رفتارهای او دیده می شد.
 
سال 76 که سال  حساسی بود، در انتخابات خاتمی با رای بالا انتخاب شد، اکبرین هم از طرفداران و مبلغان او شده بود. افراط های او داشت به شکلی دیگر نمایان می شد و همین امر به مذاق برخی خوش نیامده و او را طرد کرده بودند. این برخوردها بر روندی که محمدجواد در پیش گرفته بود، بی تاثیر نبود. سیری که دامنه آن به اندازه فاصله دعای ندبه تا صدای آمریکا بود. . . 
 
بعدها که طلبه شدم، در اولین سال حضورم در قم با منزلش تماس گرفتم. خانمش گوشی را برداشت و گفت که محمدجواد زندانی شده. پرسیدم چرا؟ گفت بخاطر مطالبی که در روزنامه نوشته. . .
سیر تغییرات محمدجواد ادامه داشت. بعدها فهمیدم که در کنار این اتفاقات، اعتقاداتش خیلی تغییر کرده بود. بعضی دوستانش می گویند بعد از این دوره بود که دیگر به ولایت فقیه نه تنها اعتقادی نداشت بلکه به شدت می تازید.
 
یازده سال از عمر طلبگی ام می گذشت. ایام محرم بود و به عنوان روحانی مبلغ به یک خوابگاه دانشجویی رفته بودم. مراسم  عزادادری و  هیأت داشتیم. هرشب به اتاق دانشجوها هم سر می زدم و گاهی مشاوره و بحثی علمی یا سیاسی  پیش می آمد.
 
یک شب هرچه تلاش می کردم، خوابم نمی برد. بدجوری به هم ریخته بودم، اتفاقی افتاده بود که  خیلی شوکه ام کرده بود. جریان از این قرار بود که بعد از مراسم هیأت به اتاقم رفتم، ایمیل هایی برایم رسیده بود. در یکی از این ایمیل ها لیست افرادی که در یک کنفرانس در ضدیت با جمهوری اسلامی شرکت داشتند، آورده شده بود از روی کنجکاوی نگاهی به اسم ها انداختم و میخکوب شدم. بله اشتباه نمی کردم اسم محمدجواد اکبرین هم در میان آنها بود. اسمش را  در اینترنت جستجو کردم، عکس هایی دیدم که برق از سرم پرید، همان اکبرین بود  با همان لبخند ولی دیگر عمامه نداشت و به جای آن موهایش را دم اسبی بسته بود و دست بر گردن ابی  خواننده آن ور آبی انداخته بود.
باورش برایم سخت بود، گیج شده بودم. حالا دیگر اکبرین کارشناس مذهبی بود، در شبکه بی بی سی و نمی دانم چه چیزی  را می خواست به عنوان اسلام به مخاطبان این شبکه معرفی کند.
اکبرین کجا و بی بی سی کجا!
حوزه علمیه قم کجا و صدای آمریکا و کجا!
درس مراجع تقلید کجا و ابی خواننده لوس آنجلسی کجا!
و این وجود کش دار اکبرین در طول عمری کوتاه بود که اکنون این همه را به هم پیوند زده بود. . .
 
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ  إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنکه ما را هدايت کردي، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوي خود، رحمتي بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده اي"
 
گفتنی است؛ محمدجواد اکبرین از جمله روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلبی بود که سابقه تحصیل در حوزه‌های علمیه را دارد. وی که در دوره اصلاحات در رسانه‌هایی چون نشاط و عصرآزادگان به فعالیت مشغول بود چندین بار به دلیل مطالب خلاف واقع احضار و بازداشت شد.
وی همچنین از حامیان «کمپین یک میلیون امضا برای برابری» برای لغو قوانین اسلامی می‌باشد. اکبرین که در چند سال گذشته در فرانسه ساکن است در مقالاتی که به اسم دین‌پژوهشی ارائه می‌کند به اصول اسلام حمله می‌کند. وی همچنین در خارج از کشور برای رسانه‌های ضدانقلاب به تولید محتوا می‌پردازد.
 


دیدگاه ها

باید همیشه دعا کنیم اگه توی راه راست هستیم خدا از اون راه خارجمون نکنه واگر هم توی راه اشتباه هستیم به راه راست هدایتمون کنه نمونش هم همین خبری که چند روزه خبرساز شده نعیما طاهری دختر نعیمه اشراقی نوه امام
اشتباه نکنید دین لازمه و ضرورت زندگی است وقتی می گین لااکراه فی الدین یعنی در دین هیچ امر زشت و کریهی وجود نداره حرف از اجبار نیست چون اگر دین اجبار نبود خدا می فرمود لا اجبار فی الدین ....از نشانه های کسانی که از زندگی بهره می برند به فرموده امام حسین (ع) داشتن عقل ،دین، حیا ، ادب و اخلاق خوش می باشد. که فقط آدمهای عاقل دین دارند و کسانی که دین دارند دارای حیا بوده حیا ، ادب به ارمغان آورده و در نهایت اخلاق خوش و نیکو برای آدمی هدیه خواهد داد
آخوند دوزاری نیست. مگه نخوندی متنو هم اهل دعای ندبه بوده هم اهل موعظه و نصیحت. از دید شما آخوند باید همش با جماعت خشک و متحجر حشر و نشر داشته باشه
شماها که دارین ازین میسوزین که 70 درصد مردم یا با همین اصلاح طلبان یا با حامیان اصلاح طلب (رفسنجانی و ..) که توهم دشمن انگاری بهشون دارید بهتر نیست دست ازین حرفا بردارید و یا بیاین این سمت یا سرجاتون ساکت بشینین لااقل تا 4 سال آینده؟!
سلام خوبه می گید آزاده بوده ولی تا آخر آیا آزاده بود؟ کسی که در زمان حیات امام ، چندین بار خون امام راحل رو به جوش آورد وقتی امام آقای خامنه ای رو جلو چشم همه مسئولان جانشین خود معرفی کرد بدا به حال منافقان کور دل
دوست عزیز شما راست میگی آقای منتظری در جایی گفتند که صدام آدم احمقی است از ایشان پرسیدند چطور فهمیدید که صدام آدم احمقی است؟ ایشان فرمودند از آنجایی که هیچ آدم عاقلی موشک 3متری را داخل کوچه نیم متری نمی اندازد نمیدانم ایشان از تخریب موشک چیزی می دانستند یا اینکه... به هرحال این مسئله نشان دهنده بصیرت این مرد بزرگ است و او را کنار بزرگانی چون ابوموسی اشعری قرار می دهد خدا را صد سپاس که مرا از این طایفه قرار نداد
وقتي كه كار تشخيص مصلحت اسلام ومسلمين بدست ابوموسي اشعري ها بيافتد مادام علي (ع)محكوم به خانه نشيني است وريسمان جهالت مردم بردستان اولياي خداست خدا يا بصيرت ابوموسي شناسي را به ماعنايت بفرمايد خدايا مصلحت زمانه را ازچنگ ابوموساي زمانه ببيرون بكش مرگ بر هر چه ابو موسي در هر زماني است
والا به قران به قل دوستمون لا إِكراهَ فِي الدّين به شما ها چه ربطی داره فکر کردین حالا چون صبح دو رکعت نماز اونم اخر وقت میخونید مسلمونید همه از پدراتونه دینتونو به ارث بردین راهش و انتخاب کرده خوش به حالش دوست داشتم جای ایشون بودم کشوری که عقل شو داده دست یک سری اخوند تمام کاراش هم حول محور امامست که هی داریم دوره خودمون می چرخیم به جای اینکه برن مقبره کوروش و درست کنند قبر اقای خمینی و گسترش میدن اسم امام هم میزارن پشتش امام 14 نفر بودن نه.... برید اول دینتون و یاد بگیرین بعد بیای دیگران رو قضاوت کنید

اضافه کردن دیدگاه جدید

  

Xتبلیغات