ترور، واژهای آشنا برای
مردم ایران که 31 سال از استقلال کشورشان میگذرد. اقدامی که از همان
روزهای نخست پیروزی انقلاب آغاز شد و هر روز با تغییر ماهیت حیات خود را
ادامه میدهد.
درست در همان روزهای
نخست پیروزی انقلاب موج ترورهای کور با اهداف سیاسی و قومیتی در کشور آغاز
شد. برخی از گروهکهایی که پس از پیروزی نهضت مردمی سعی در باجگیری و
نفوذ در رأس رهبری و اداره کشور با هدف مصادره انقلاب را داشتند، با بصیرت
مثالزدنی امام(ره) ناکام ماندند و این ناکامی آنها را وارد خط ترور کرد.
گروهک فرقان، گروهک آرمان مستضعفان و سازمان مجاهدین خلق تعداد اندکی از
این فرقهها بودند که در این راستا خط ترور را پیش گرفتند و اقدام به ترور
مسئولان ارشد کشور برای ایجاد تزلزل در ارکان انقلاب اسلامی کردند.
ترورهایی که به علت مردمی بودن و عدم بهرهگیری از تشریفات امنیتی توسط
مسئولان نظام در ابتدای انقلاب موفقیتآمیز بود.
اما
با آغاز موج ترور در کشور و لزوم حفظ شخصیتهای تراز اول کشور حفاظت
مسئولان در دستور کار کمیته انقلاب قرار گرفت و تعداد زیادی از این
عملیاتهای تروریستی ناکام ماند. اما گروهکهای تروریستی با ناکام ماندن
در این اقدامات ضمن تغییر روند، نوک پیکان ترور خود را به سوی مردم عادی و
بیدفاع گرفتند و با انفجارهای پیدرپی دستان خود را به خون هزاران فرد
بیگناه آلوده کردند. این اقدامات تروریستی تا آنجا ادامه پیدا کرد که
وابستگان گروهک منافقین در 30 خرداد سال 60 با قمه، چاقو، تیغ موکتبری و
پیچ گوشتی به جان مردم افتادند و تعداد زیادی از مردم را کشته و مجروح
کردند. اما این پایان اقدامات تروریستی گروهکها علیه مردم ایران نبود،
چراکه سالها بعد، حمله به مردم فاز نظامی گرفت و گروهک فاشیستی منافقین
در 3عملیات جداگانه در روزهای پایانی جنگ به شهرهای مرزی ایران حمله کرد
و تعداد زیادی از هموطنان بیدفاعمان را به شهادت رساند؛ انفجار حرم امام
رضا(ع) در روز عاشورا اقدام بعدی گروهک منافقین علیه مردم کشورمان بود، تا
ایران بهعنوان یکی از بزرگترین قربانیان ترور در جهان معرفی شود و
داستان ترور شهید صیاد شیرازی و شهید لاجوردی نیز ماجرایی جداگانه از این
اقدامات شوم و کثیف است.
ترور در پوشش دینی
شاید
مهمترین نکتهای که در میان تمام گروهکهای تروریستی که علیه مردم
کشورمان فعال بوده و هستند، استفاده از پوشش دینی برای توجیه اقدامات
خصمانه خودشان است. گروهک فرقان در جزوات خود با تفسیر به مطلوب آیات قرآن
قتل عام مردم را امری الهی عنوان میکرد و گروهک منافقین نیز اگرچه
ایدئولوژی مارکسیستی را پذیرفته بود اما همچنان خود را مسلمان معرفی
میکند. شاید نمونه بارزتر و قابل لمستر این گروهکهای تروریستی، گروهک
جندالشیطان است که با خشکترین تعصبات مذهبی و التقاطی درباره اسلام و به
نام این دین آسمانی که داعیهدار صلح و آرامش در جهان است، مردم بیگناه را
به کام مرگ میکشاند. از این رو میتوان این نکته را به خوبی دریافت که
اکثر این گروهکها برای توجیه و شستوشوی مغزی عوامل خود، دروغهای بزرگی
را در قالب دین به آنها ارائه میکنند. کتاب «چارچوبی برای تحلیل و شناخت
انقلاب اسلامی» نیز با اشاره به سوء استفاده از دین توسط گروهک فرقان
مینویسد: گروهها و تشکلهای دیگری هم بودند که با اسم اسلام دست به
معارضه و مانعتراشی زدند مانند گروه فرقان و آرمان مستضعفان که با ترور
مطهری و مفتح خودنمایی کردند ولی زود متلاشی شدند. از آن بهبعد با توجه
به شخصیت والای معنوی و فقهی امام کسی نتوانست در مقابل انقلاب اسلامی با
پوشش دین بایستد.
جندالشیطان جایگزین منافقان
حوالی
سال 78 و پس از ترور شهید صیاد شیرازی به دست منافقان و افشای نقش امریکا
و کشورهای غربی در حمایت از گروهک منافقین برای اعمال تروریستی در ایران،
غرب در تغییر موضعی آشکار نام این گروهک را در لیست سازمانهای تروریستی
قرار داد. در آن زمان بسیاری از سیاسیون وابسته به دولت وقت این اقدام را
عملی مبارک و آن را سرآغاز رابطه میان ایران و امریکا عنوان کردند اما
آنها هیچگاه نمیدانستند که امریکا منافقین را مانند دستمال کثیف به سطل
زباله انداخته و حمایتهای خود را به گروهک جندالشیطان شیفت دادهاند. در
حقیقت این عملی استراتژیک برای ایجاد یک عامل جدید در راستای تحقق اهداف
امریکا در ایران بود. این حمایتها از جندالله با حمله امریکا به
افغانستان شدت بیشتری گرفت. موضوعی که عبدالمالک ریگی سرکرده معدوم گروهک
تروریستی جندالشیطان به آن اعتراف کرده است.
ریگی
در اعترافات خود میگوید: در دیدار با عوامل سازمان جاسوسی سیا در دوبی به
من قول حمایت همهجانبه و در اختیار گذاردن پایگاهی با تسلیحات نظامی در
نزدیک منطقه داده شده بود. زمانی که در مراکش بودم نمایندگان امریکا یا
اسرائیل بهمن لیستی از افراد در تهران را داده بودند تا آنها را ترور
کنیم. ما در کازابلانکای مراکش با افرادی که خود را نمایندگان ناتو معرفی
میکردند دیدار کردیم. همه اصرار مذاکرهکنندگان بر این بود که جندالله
عملیات را از منطقه مرزی و بلوچستان به پایتخت کشور یعنی تهران منتقل کند.
استراتژی جدید امریکا چیست؟
نگاهی
به تاریخچه پرونده کثیف ترور و تروریسم در ایران، این ادعا را به اثبات
میرساند که ایران و مردمش پس از پیروزی انقلاب بزرگترین قربانی ترور در
دنیا بوده و هستند. مردمی که همگی قربانی جاهطلبیهای ابرقدرتهای غرب و
شرق شدهاند. بیشک بازخوانی پرونده تمامی گروهکهای تروریستی در ایران
بیانگر این واقعیت است که امریکا و کشورهای غربی مهمترین مشوق این
گروهکها برای به ثمر نشستند اقداماتشان هستند تا از فضای گلآلود ایجاد
شده در پس این اقدامات تروریستی برای خود ماهیگیری کنند. تلاشهایی که در
پس پرده محکومیتها و ابراز همدردیهای نمادین پنهان شده است. بنابراین
میتوان ادعا کرد که شکست بزرگ اطلاعاتی و امنیتی امریکا در طول سال گذشته
آنها را به صرافت انداخته است تا این دستاوردهای بزرگ امنیتی- اطلاعاتی به
ویژه آزادی شهرام امیری را زیر سؤال ببرند. اما چه کسی یا گروهی میتوانست
پیگیر این خواستههای امریکاییها در ایران باشد؟ شاید تنها نیروی آماده
امریکا در مرزهای ایران، همین باقی مانده گروهک تروریستی جندالشیطان بود؛
گروهکی که با دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی سرکرده خود، عملاً در وضعیت
انفعالی و از هم پاشیدهای قرار گرفت و نیاز به اثبات وجود داشت. بنابراین
مسئولیت این اقدام انتحاری را پذیرفت تا لکه ننگ دیگری بر پرونده خود و
کشورهای حامیاش ثبت کند.
حال باید منتظر ماند و دید که آیا امریکا
باز هم از باقیمانده این گروهک تروریستی حمایت خواهد کرد یا این اقدام
تروریستی و محکومیتهای نمادین پس از آن پایان کار برای گروهک جندالشیطان
خواهد بود و شاید هم سیاسیون کاخ سفید به دنبال ایجاد گروهکی جدید و شیفت
حمایت خود از جندالله به آنها خواهند بود. تاریخ بهترین پاسخگو است.