صفحه نخست آموزش خبرنگاران افتخاری آخرین اخبار(Rss) آرشیو ویژه نامه ها
-- جمعه - 8 مرداد 1389
 

     پیگیری مطالبات رهبری 

     کلیپ های ویژه 

       آخرین اخبار این سرویس      

بسیجیان برای وبلاگ‌نویسی حقوق میلیونی می‌گیرند!
توصیه مردم به ضرغامی (عکس)
فحاشی BBC و VOA به عزاداران سالگرد رحلت امام
گزارش عجیب نیویورک تایمز از وضعیت زنان ایرانی
آغاز بکار ایمیل ایرانی
سخنرانی خانم بازیگر در حمایت از سینمای مستهجن !
تمسخر رئیس جمهور روی پرده سینماهای کشور
راه اندازی فیس بوک اسلامی
سر و وضع رهنورد مدرن نیست!!
عبدالخسوف سروش/کاریکاتور
سروده رهبرانقلاب دروصف امام خمینی(ره)
کشف حجاب و دستبند سبز بازیگر ایرانی در جشنواره کن+ عکس
اسپراکمن: «دا» می‌تواند تصویری شفاف از زن ایرانی به دنیا ارائه کند
حذف واژه "امام" از کتاب موسسه حفظ و نشر آثار !

آرشیو
 
مدیریت محتوا
 

     محتوی 

                خبر

   تاریخ:1388/07/09   ساعت:02:39:36    کد:13805  
با انتشار نامه ای صورت گرفت:
درد دل تاسف بار یک مادر با میرحسین موسوی


تصویر بزرگ




خانم "طیبه میرزا اسکندری" یکی از مادران ایران، در نامه ای تاسف بار با گلایه از وضعیت موجود کشور خطاب به میرحسین موسوی نوشته است:


جناب آقای میرحسین موسوی
آنچه پیش رو دارید، مشتی از خروار حرف های مادری است که در این چند ماه تمام محیط زندگی اش از اضطراب و دلواپسی پرشده است . هر جا که قدم می گذاریم تفرقه و دعوا ست و آرامش و دوستی جایش را به جنگ اعصاب و دشمنی داده است ، در خانه ها، در جمع های فامیلی ، در میان دوستان نزدیک، همکاران، همسایه ها، جلسات مذهبی و ... بین زن و شوهرها، بین بچه ها و پدر و مادرها، بین دوستان و همکاران و ... و من عامل اصلی خیلی از این مشکلات را شما می بینم و کارهایی که کرده اید و حرف هایی که زده اید و همچنان هر روز یک برگ تازه را هم رو می کنید تا مبادا این آتش که روشن کرده اید خاموش شود.

من به عنوان یک مادر که نه فقط برای بچه های جوان خودش نگران است ، بلکه به سرنوشت همه بچه های این کشور بها می دهد، نتوانستم بیشتر از این سکوت کنم ، مخصوصا وقتی دیدم که در شروع سال تحصیلی دارید کاری می کندید که این آتش مخصوصا در محیط دانشگاه ها شعله ور شود. 

آقای موسوی
روزی که فهمیدیم شما کاندیدای ریاست جمهوری شده اید، خوشحال شدیم . فکر کردیم شما که یک چهره تازه سیاسی برای جوان ها هستید و وجهه روشنفکری و هنرمندی هم دارید، وقتی در انتخابات شرکت می کنید، بچه های جوان را و خیلی افراد دیگر را تشویق به شرکت در انتخابات می کنید. فکر کردیم که شما حلقه اتصال نظام با این گروه ها می شوید، اما هر چه جلوتر رفتید، ما از شما نامید تر شدیم . در اولین قدم وقتی تبلیغات تان شروع شد من خودم یک روز دیدم که دخترم از دانشگاه برگشت (دختری که فقط یک ترم بود که به دانشگاه وارد شده بود) با یک خروار مجله و بولتن و اعلامیه های شما و یک پارچه سبز که به مچش بسته بود. من از پارچه سبز خاطره قشنگی داشتم که به دوران کودکی ام مربوط می شد. یادم بود که هر سال ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) که می رسید، همراه مادر و مادر بزرگم به یکی از حسینیه های قدیمی محله بازار می رفتیم و اقای سیدی که متولی مراسم عزاداری در خانه اش بود، برای تبرک به دست همه عزاداران یک پارچه سبز می بست و من چقدر شوق داشتم که هر سال بروم و آقا سید با دست خودش یک پارچه سبز به دست من ببند. حالا همین پارچه سبز را به دست فرزندم می دیدم برای تبلیغات انتخاباتی یک کاندیدا . راستش من از این حرکت چندان خوشم نیامد، مخصوصا وقتی در روزهای بعد در کوچه و خیابان و ... دیدم که تبرک و تقدس این پارچه سبز چطور لوث شد. ولی مهم تر از این پارچه سبز که به دستش بود، رفتار و صحبت هایش بود که برایم خیلی عجیب بود. می دیدم که با هیجان و شوری فوق العاده از شما حمایت می کند که می دانستم قبل از آن اصلا شما را نمی شناخته است و با همان حرارت و البته همراه با توهین و ناسزا و خشم نسبت به رقیب تان نظر می دهد. من آن روز فقط به دخترم گفتم که ضمن این که خیلی خوشحالم که او به سرنوشت مملکتش این قدر حساس است، اما او باید در طرفداری از افراد فقط شور و هیجان و علاقه به خرج ندهد و سعی کند که شناخت و منطق و دلیل برای این طرفداری داشته باشد و در مخالفت با هیچ کس هم حرف های شعاری و توهین آمیز را جانشین اطلاعات درست و استدلال نکند. 

جناب آقای موسوی – این اولین کار ناامید کننده تان بود که بچه های جوان ما را به صحنه سیاست وارد کردید تا از شما طرفداری کنند، ولی به آنها یاد ندادید که برای طرفداری و مخالفت شان تابع عقل و منطق و انصاف و اخلاق باشند. شاید به این دلیل که شما برای اثبات صلاحیت خود و نفی صلاحیت حریف تان اطلاعات درست و دلیل منطقی نداشتید. و البته قبول دارید که گفتن و توصیه هر کس دیگر از جمله ما پدر و مادرها هم به جوان ها در این مورد به جایی نرسید. چون آنها بیشتر از این که تحت تاثیر توصیه و سفارش ما باشند، تحت تاثیر شما بودند و شما خوب می دانستید که بچه ها در این سنین به حرف های دیگران در محیط های بیرون از خانه بیشتر گوش می دهند تا به حرف های پدر و مادر. به این ترتیب شما پایه های رفتار غلط سیاسی را در خیلی بچه ها گذاشتید. راستی شما یادتان نیست که وقتی من و شما همسن و سال همین بچه ها بودیم، از نیروهای فعال انقلاب به حساب می آمدیم. رهبر عزیز این انقلاب ما را به صحنه سیاست کشاند، اما چطور ؟ ما خوب می دانستیم که چه می خواهیم و چرا با شاه مخالفیم. همان موقع و همین الان اگر از هریکی از ما می پرسیدند و بپرسند ما خیلی خوب می دانستیم که چرا بر علیه شاه قیام کرده ایم. هم اطلاعات داشتیم و هم تحلیل. امام خمینی هم ما را به صحنه سیاست کشاند و هم رفتار سیاسی درست را یادمان داد. برای همین است که برای همیشه در قلب یکایک ما محبت و احترام او حک شده است. اما شما مطمئن باشید که روی طرفداری های صرفا احساسی و ناآگاهانه نمی توان چندان حساب کرد و شما هم اگر بکنید خیلی زود خواهید فهمید که اشتباه کرده اید. شما در همین اولین قدم ما را تا حد زیادی از خودتان ناامید کردید.

بعد در قدم دوم ما دیدیم که شما در تبلیغات تان در روزنامه های تان خیلی سعی می کنید که افراد مشهور و شخصیت های مهم فرهنگی و هنری و اجتماعی و سیاسی را طرفدار خود نشان دهید. ولی حتی این آدم های به اصطلاح نخبه وقتی می خواستند از شما حمایت کنند ، بیشتر از این که از شما و برنامه های تان چیزی بگویند، به رقیب شما انتقاد (بجا یا نابجا)می کردند. یعنی بی صلاحیت بودن او را اثبات می کردند و نه صلاحیت شما را. چون خیلی از این ها هم اصولا شما را نمی شناختند. شما با این روش تان باز هم به جوان های ما یک پیام می دادید که اگر افراد مهم و مشهور از شما حمایت کنند یعنی این که شما برحقید. ابن روش شما در جلب طرفداری نخبگان هم ما باز ما را نسبت به شما ناامید تر کرد. 

من تحلیلگر سیاسی نیستم، از طرفداران پر و پا قرص هیچ جناحی هم نیستم. البته به اندازه ی خودم ، یعنی اندازه ای که به نظرم می رسد خیلی از مردم این جامعه می فهمند و تشخیص می دهند، می فهمم و تشخیص می دهم که مصالح من و مردمم چیست. بر اساس همین اندازه فهم و تشخیص بود که در انتخابات اخیر شرکت کردم و رای دادم و به شما هم رای ندادم، به دلیل همان چیزی که در ابتدا گفتم . من از دیدن کسانی در اطراف شما می ترسیدم. اظهار نظرهای شان در جریان همین انتخابات برای من وحشتناک بود. از خود می پرسیدم که این ها که به اصل حکومت دینی اعتقاد ندارند و خیلی صریح هم می گویند و این نظام را از اساس مردود می دانند و این را هم علنی مطرح می کنند، چگونه قرار است در کنار شما ، اگر رئیس جمهور شدید، به اداره ی همین کشور و نظام بپردازند ؟ همین جا بود که باز هم از شما نامید تر شدم.
از طرفی هم هر بار در کوچه و خیابان تجمع طرفداران شما را می دیدم، با خودم می گفتم که اگر شما رئیس جمهور نشوید، این انرژی و هیجان قرار است کجا صرف شود و چه واکنشی پیدا می شود؟و باز هم وحشت می کردم. از حرکات و اعمال و قیافه هایی که در خیابان می دیدم وحشت کردم و خیلی مذهبی ها هم مثل من وحشت می کردند و همین بیشتر از شما ناامید مان کرد.

من اندازه ی بچه های این نسل به اینترنت و ماهواره و ... نه دسترسی دارم و نه علاقه ، اما با واسطه ی همین بچه ها چیزهایی می شنیدم که حس خیلی بدی در من ایجاد می کرد، حس این که این نوع حرف ها ، این مدل تبلیغات خیابانی و این به اصطلاح رجزخوانی ها و سروصداها تناسبی با تبلیغات انتخاباتی معمولی ندارد. در هیچ انتخاباتی ما چنین چیزهایی ندیده بودیم و نشنیده بودیم.بعضی حرف ها بیشتر از تبلیغ، خط و نشان بود که کشیده می شد. آیا این عادی بود؟ بعد از انتخابات خوب فهمیدم که حسم غلط نبود و یک توفان حسابی در راه بود، چون شما برنده ی انتخابات نشدید. آن سروصداها قبل از انتخابات و ادامه خیلی بد و جهت دارش بعد از انتخابات آخرین کور سوی امیدمان به شما که نیروی این انقلاب و نظام باشید، خاموش کرد.

امروز دیگر بر خیلی ها از جمله من ثابت شده که شما بدانید یا ندانید در جهتی حرکت می کنید که دشمنان قسم خورده این نظام می خواهند و کارهایی کرده اید که هیچ دشمنی از بیرون این کشور نمی توانست در مور د این نظام بکند.

راستی چرا آقای موسوی؟ شما که در اوایل ورود تان به صحنه ی انتخابات علت ورود خود را خطرناک دیدن اوضاع کشور دانستید و احساس مسئولیت برای رفع این خطر، آیا فی الواقع خودتان و توفانی که به پا کردید، خطرناک ترین چیز برای این کشور نبود؟ 

آقای موسوی
در سایه ی همین سرو صداهایی که شما و دوستان و طرفداران تان درست کردند، من که نه به مسائل سیاسی به صورت خاصی نه علاقه ای داشته ام و نه در آن وارد بودم، خیلی چیزها فهمیدم که برعکس چیزی که بود شما می خواستید مردم بفهمند و خیلی ها هم مثل من بودند. پس شاید از این نظر باید از شما متشکر هم باشیم که حواس ما را خیلی جمع تر از گذشته کردید و چشم های مان را به روی حقایقی باز کردید که چندان از آن خبر نداشتیم. اما جناب موسوی ، به چه قیمت ما به این بصیرت رسیدیم؟ به قیمت خون بچه های بی گناهی که بعضا به طرفداری از شما و بعضا بی این که حتی طرفدار شما باشند، قربانی شدند؟ به قیمت به زندان رفتن بسیاری که به قول معروف نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز؟

آیا قرار است که این روند همچنان ادامه بیابد و با این موج سبز امید که شما راه انداخته اید، موج سیاه اضطراب و دلواپسی که دل و جان ما مادرها را پر کرده، همچنان چنگ بر گلوی ما بگذارد؟ ما در روزهای پس از انتخابات به یمن همین موج سبز شما بود که هر بار بچه های مان از خانه بیرون می رفتند، تا برگشتن شان دل از حلق مان بیرون می آمد که نکند در این موج سبز غرق شوند؟ نگویید که بچه های ما را خطر دستگیری ها و برخوردهای دستگاه پلیس و نیروهای امنیتی تهدبد می کرد. من این دستگاه پلیس و نیروی امنیتی را برای نظم و امنیت این کشور واجب می دانم ، مخصوصا وقتی قرار باشد که در بلبشوی سرو صداهایی که دیگر منبع و سرچشمه ی اصلی اش هم معلوم نیست، همه ی هستی و نیستی یک ملت که با خون دل و جان بچه های شان در سی سال گذشته به دست آمده، بر باد رود.

آقای موسوی!
این نامه را نوشتم که به شما بگویم که بس کنید! بیش از این مملکت و بچه ها و جوان ها را به کام خطر نیندازید. بیش از این خاطر مادرهایی را که تا همین چند سال پیش دل شان برای پدرها و یا برادران شان در جبهه ها می لرزید، آزرده نکنید. فرق دلهره های امروز این است که اقلا آن روزها اگر دلهره ای بود در کنارش ایمان به حقانیت راه عزیزان شان آرام شان می کرد، ولی امروز حرفی از حقانیت نیست، حرف بازی های سیاسی است که معلوم نیست سرنخ آن دست کیست و چرا بچه های ما باید در راه این بازی فدا شوند؟

جناب موسوی!
این نامه را نوشتم که بگویم که مادران این مرز و بوم از شما نخواهند گذشت اگر بخواهید باز شدن دانشگاه ها را با شروع دوباره ی بلوا و آشوب همراه کنید . ما بچه های مان را به دانشگاه ها نفرستاده ایم که پیاده نظام نیروهای دشمن باشند بی این که خود بدانند و البته شما می دانید. 

من به عینه دیدم که شما با موج سبز تان در این مدت، بچه های ما را به وادی شعار زدگی بی منطق و بی استدلال و تنها با هیجان و احساسات کور کشاندید و از شما می پرسم اگر فی الواقع خود را بر حق می دانید و حرفی حسابی دارید، چرا از روز اول بنای شعله ور کردن آتش احساسات و خاموش گذاشتن فروع عقل و خرد را در طرفداران خود گذاشتید؟ و من مطمئنم که در ادامه ی راه هم اگر بخواهید بروید، چاره ای جز توسل به همین رویه ندارید. ما بچه های مان را روانه دادگاه کردیم که چشم شان باز شود و عقل شان رشد کند و شما همه ی سرمایه گذاری تان بر روی نفهمیدن و تعطیل کردن فکر و عقل و دامن زدن هیجان و احساسات تخریبی و بدبینانه است . چرا؟ 

آقای موسوی
شما در یکی از این بیانیه های آخر تان همه را توصیه کرده اید که به بحث ها و گفت و گوها در همه جا در خانواده، در فامیل، در هیات های مذهبی ، در میان همکاران و .... ادامه دهند.
یعنی این که شما نه تنها از آتش تفرقه ای که به جان این مردم انداخته اید ناراحت نیستید، بلکه خیلی هم راضی و خوشحالید. 

یعنی از جدال و شکافی که امروز بین زن و شوهرها ، بین بچه و مادر و پدر، بین برادر و خواهر ، بین افراد فامیل ، بین همکاران، بین همسایه ها و ... پیدا شده، دل تان غنج می زند. عواطف خانوادگی و فامیلی و دلبستگی های بین آدم ها را خراب کرده اید و دنبال خراب تر کردن شان هستید! زمینه ای درست کرده اید که اگر آدم ها با هم خرده حساب و دل خوری داشته اند، امروز در سایه چتر سبز شما آن را بزرگ کنند و به بهانه مسائل سیاسی با هم تسویه حساب نمایند و شما دل خوش کنید که راه سبز امید تان ادامه می یابد. اسم این فاجعه را هم جنبش اجتماعی می گذارید!

اما آقای موسوی اولا فکر نکنید که این آتش که درست کرده اید و به خانه ها و محیط های فامیلی و همسایگی و همکاری و ... انداخته اید، دامن خود شما را نمی گیرد، شاید تا همین حالا هم گرفته باشد. چون بالاخره خود شما هم همسر و فرزند و داماد و پدر و مادر و خواهر و برادر و فامیل و ... دارید. قطعا این آتش به خانه و ... شما هم سرایت می کند. باید درد و رنجی را که در هزاران خانه و جمع برای آدم ها و مخصوصا بر ای ما زن ها و مادرها که بیشتر به دنبال ایجاد همبستگی و عواطف بین نزدیکان مان هستیم ، ایجاد کرده اید، حس کنید. باید اضطراب و دلواپسی ما مادرها را وقتی که بچه های مان جلوی مان می ایستند و از اراده سبزی که شما به آنها تلقین کرده اید، حرف می زنند و با همین اراده به کام خطر می روند، درک کنید. و البته شاید هیچ وقت نفهمید عمق رنجی را که ما می کشیم از این که می بینیم که خود شما و بر پا کنندگان این آتش فعلا به کنج امن و عافیت خزیده اید و بچه های ما را که گول زده اید و فریب داده اید به میدان مبارزه می فرستید؛ مبارزه ای که جوان بر حسب فطرت پاک و ضمیر صاف خودش آن را یک نوع حق خواهی می داند و شما از هر کس بهتر می دانید که بازی قدرتی است که شما راه انداخته اید و بچه های ما را بازیگران و یا قربانیان آن کرده اید. و ما بزرگترها خوب می دانیم که شما نه دلسوز این مردمید و نه درد این کشور را دارید و به دنبال خواسته های خودتان و دیگرانی که با شما هم جهتند، هستید.

ضمنا بهتر است که خیلی مطمئن نباشید که این بحث و جدل ها همیشه به نفع شما تمام می شود .آدم های که در مکتب سیاسی شما تربیت شده اند، موقع هو و جنجال و هیاهو خوبند، ولی بحث ها منطقی و اصولی است و جای شعار و توهین و دروغ سازی این ها نیست، خیلی کم می آورند و به تعبیر خودشان می برند و قبول کنید که این ها به نفع شما و راه سبز شما نیست.

بعد هم آقای موسوی شما که یک آدم مذهبی بوده اید و از یک خانواده مذهبی بلند شده اید، این عوامفریبی را با کمک علامت های مذهبی بس کنید. آدم های مذهبی خیلی معمولی در این جامعه هم که از روی منبر ها داستان علی (ع) و معاویه را شنیده اند، با قرآن سرنیزه کردن آشنایند و بعید است که گول شما را بخورند غیر از این که بار گناه خود را سنگین می کنید و مغضوب اهل بیت می شوید ، چیزی به دست نمی آورید.

و درآخر یک بار دیگر می گویم از آه نیمه شب ما مادران بترسید و بیشتر از این بچه های ما را در کوچه و خیابان و دانشگاه و ... فدای فکرها و هدف های خیانت آلود خود نکنید. اگر دستگاه قضایی این مملکت ملاحظه شما را می کند، اما دستگاه عدالت خدا هیچ ملاحظه ای را در گرفتن حق مظلومان نمی کند و ما از ظلمی که به ما و بچه های ما می کنید به درگاه خداوند شکایت می کنیم و او سریع الحساب است.

طیبه میرزا اسکندری

منبع:جهان نیوز


1388/10/08
منم با این مادر عزیز موافقم.
نوشته شده توسط  زهرا  

1388/09/25
یا یاحسین یا میرحسین دریغ است ایران که ویران شود کنان پلنگان و شیران شود میر حسین داره این جنگ قدرت رو به سمت مخالفت با اعتقادات و ارزشهای مردم می بره جمهوری اسلامی رو که با خون هزاران نفر بدست اومد و با خون هزاران نفر دیگه تثبیت شد تبدیل به جمهوری ایرانی میکنه و حرف از امام میزنه! واقعا مسخره است! اگر حرفش منطق داشت که احتیاج به نزاع خیابونی نداشت! از طریق قانونی قابل حل بود. بعد به دیگران لقب قانون گریزی میده! ممکنه بعضی جاها حق داشته باشه ولی " این ره که تو میروی به ترکستان است "
نوشته شده توسط  یه ایرانی  

99999 1388/09/25
بنام خدا اين اقاي احمدي نژاد كه توي صورتش نور محمدي ندارد نمي دانم از جان ملت و رهبري ايت الله خامنه ايي چي مي خواد اين احمدي نژاد خائن قطعا دشمن ملت با شعور ايران است درود بر جمهوري اسلامي ايران
نوشته شده توسط  99999  99999 آدرس سایت

1388/09/22
ماماني دمت گرم اما نگران نباش اگه به بچه ات شيرپاك ونون حلال داده باشي بلاخره سر بزنگاه اثر مي كنه . امثال اين آقايون وطرفداراش نون حروم به چشم هاشون مهر زده. قربون هرچي مادره
نوشته شده توسط  بنت الهدي  

ياحسين با مير حسين 1388/09/17
واقعا از اين همه حماقت(البته براي خودم كه نظرات را خواندم ) متاسفم. حرفهاي مادر گرامي زيبا بود امافقط بند اولي كه من خوندم. نظرات داده شده واقعا اخمقانه بود. آيا شما جنازه هاي مردم را در حيابان نديديد؟ آيا اينها از خودمان نبودند؟ آيا اينها اسرائيلي بودند؟ آيا فقط سني هاي غزه مسلمانند؟ متاسفم فقط همين...........
نوشته شده توسط  hatef  abasi

1388/09/13
مرگ بر مير حسين
نوشته شده توسط  نرگس  

1388/08/08
انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا خداوند است که راهنمایی و هدایت می کند ولی قلبی هدایت می شود که فاسق نباشد تقریبا تمام طرفدارهای موسوی(ازآن عده قلیل معذرت می خواهم) نه تنها اهل دین نیستند بلکه معاند دین هستند وقلبی که چنین باشد بعید است که هدایت شود
   

حدیث دل 1388/07/24
فکر کنم یه مشت ابله (البته ابله کسانی هستند که بعد از این جریانات به وابستگی میرحسین به بیگانگانی مثل انگلیس پی بردند ) بیشتر دور این منافق نمونده باشند.
نوشته شده توسط  س  ه

تمام کننده عرائض مادر 1388/07/24
نرود میخ آهنی بر سنگ .... ای مادر این افرادی که در خیابانها میبینی اصلا موسوی را هم قبول ندارن یعنی اینها ضد انقلاب هستند من فکر می کنم بعضی از آنها رای هم نداده اند ولی برای مخالفت با نظام در اغتشاشات شرکت می کنند . به امید نابودی دشمنان اسلام
نوشته شده توسط  saeid  sh

1388/07/24
سلام به همه هموطنان و دوستان مادر عزيز! زندگي همواره با دلهره ها و رنج ها همراه بوده است. لقد خلقنا الانسان في كبد(قرآن كريم- سوره البلد- آيه 4). "بدرستي كه انسان را در رنج آفريديم". بنابراين از اينكه با پشتيباني از حقيقت قدري در رنج و زحمت افتاده ايد نگران نشويد. هميشه دنبال حقيقت با شيد و براي يافت حقيقت به آيات قران مراجعه كنيد. انجا كه در سوره قلم مي فرمايد: "إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ. فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ." پروردگارت خود بهتر مى‏داند چه كسى از راه او منحرف شده و [هم] او به راه يافتگان داناتر است پس از دروغزنان فرمان مبر و ده ها آيه ديگر كه در حرمت دروغ، در وفا نكردن به عهد، در حفظ امانت، در ستم نكردن بر زيردستان، در ريختن خون به ناحق و .... آورده شده است. شما اين صفات منفي را در كدام گروه مي بينيد؟ آيا مهندس مير حسين موسوي دروغ گفته است؟ آيا مهندس مير حسين موسوي امانتي را كه به او سپرده اند مخدوش كرده است؟ آيا مهندس ميرحسين موسوي جوانان را در كهريزك و ساير مكان ها مورد شكنجه و تجاوز و آزار قرارداده است؟ اگر بدور از تعصب جواب سوال هاي بالا را داديد انشاء الله خداوند نور حقيقت را بر قلب شما نيز خواهد تابيد. مادر عزيز من! اگر ايمان به خدا و روز قيامت داريد نبايد با اندكي سختي از ميدان به در برويد. بيا ئيد باز هم به خداوند متمسك گرديم آنجا كه او مي فرمايد: ان الله مع: المومنين المتقين الصابرين المحسنين و باز هم از قزان بخوانيم كه با نشستن هيچ تغييري حاصل نمي شود. زيرا بازهم خداون مي فرمايد: إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ زنده و جاويد باد حقيقت، در ايران، در فلسطين يا در هر جاي ديگري كه به انسان ها ظلم مي شود.
نوشته شده توسط  مثل  شما

1388/07/23
تعصب بیجا عقل را فلج می کنه . . . کاش حتی برا یه لحظه، تو خلوت خودتون هم که شده واقع بین باشید! کاش یه بار هم که شده پای درد دل مادران داغدیده این جنبش زیبای سبز می نشستید و خودتون قضاوت می کردید! هیچکدوم از ما این حق را نداریم که در مورد کسی حکم صادر کنیم... واقعا برا همتون متاسفم . . . به خودتون بیاین و حق را ببینید . . . انسانیت کدوم طرفه واقعا؟!
نوشته شده توسط  سین  الف

غيرت مردانگي 1388/07/23
درخانه اگركس است يك حرف بس است اين دغل دوستان كه مي بيني مگسانندگرد شيريني ايراني زيرمنت ياوه گويان نمي رودماپيروخط رهبر يم
نوشته شده توسط  علي  ششجواني

1388/07/21
اقا عکس بده جنازه بگیر .مگه الکیه حالشون رو میگیریم.
نوشته شده توسط  حاج صفدر  

1388/07/21
با سلام . آفرین به غیرت زن ایرانی که نمونه اش در هیچ گوشه از این کره خاکی پیدا نمی شود آقای احمدی نژاد چشم من را به ولایت فقیه باز کرد و این بعد از ایمان و تقوا اولین گام برای ایرانی آباد است به رهبرم و رئیس جمهور و وطن همیشه سرافرازم افتخار می کنم و برای ایران سربلند و ادامه راه امام عزیزمان و شهدا جان ناقابلم راه فدا می کنم
نوشته شده توسط  علی  

1388/07/21
واقعا برای مهندس موسوی متاسفم. مخصوصا روزی که با افراد بی خواصیتش به قدس و رئز قدس توحین میکردند. از شما مادر گرامی هم نهایت تشکر را دارم
نوشته شده توسط  حسین  

1388/07/20
قابل توجه طرفداران احمدی نژاد: با این حامیان موسوی بحث و جدل نکنید که نه منطق دارن و نه روش استدلال. این رو بعد از بحث های مکرر با مثلا منطقی هاشون فهمیدم. حق همیشه پیروزه ...تا کور شود هرآنکه نتواند دید...
نوشته شده توسط  حقیقت   آدرس سایت

1388/07/20
ميرحسين موسوي دوستت داريم
   

1388/07/20
سلام من فقط دارم نظرمو می گم اومیدوارم به کسی بر نخوره اما این بنده خدا کلا شعور اجتماعی و سیاسی بچه های این کشور رو زیر سوال برده
   

1388/07/20
دشمن دانا بلندت می کند برزمینت می زند نادان دوست اینها دوستان نادان هستند.هر چند که خود عقل عالم می دانند. خدا هدایت شان کند.
نوشته شده توسط  عباس  

1388/07/19
هدفشون جمیعا حذف ولایت فقیه بود اما نمی دونستند مملکت متعلق به امام زمانه یریدون لیطفوا نورالله بافوائهم و ایدیهم والله متم نوره ولو کره المشرکون
نوشته شده توسط  سید  

1388/07/19
من طرفدار اصلاح طلبها بودم و ابتدا وقتي فهميدم مهندس موسوي كانديد شده طرفدارش شدم ولي شكر خدا بعد از يك هفته از جماعت سبز بدم آمد يعني متنفر شدم
نوشته شده توسط  عابر  

1388/07/19
اينو همو ميدونند كه هر كسي چه موسوي يا شخص ديگري به اين نظام مقدس يا رهبرمون چپ نگاه كنه سربازان گمنام آقا گردنشو ميشكنند
نوشته شده توسط  سرباز رهبر  گمنام

1388/07/19
حيف اسمه سادات بر روي حسين موسوي ؛د اصلا حيف اسم حسين.
   

1388/07/19
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
نوشته شده توسط  111  

1388/07/19
اصلاً آتش فتنه را اون احمدي نژادي روشن كرد كه در اون مناظره كذايي بوسيله آبروي ديگران سكوي پرتابي براي پيروزي خودش در انتخابات درست كرد . اما موسوي با بي سياستي عمل كرد و چهره محبوب چندين ساله خودش را خدشه دار كرد. بايد پس از تفهيم تقلب در انتخابات ديگه به اين موضوع دامن نمي‌زد. اين مادر هم زيادي شلوغش كرده، اينطوري هام نيست. تو همه دنيا اين مسائل هست.
   

1388/07/19
...والان آقای رئیس جمهور هستند و یک کلاهبردار معاون اول و دیگری نظارت و ... موسوی رو قبول نداشتم و ندارم ولی فتنهء این رئیس جمهور کشور رو فلج کرده است.مشکل اصلی تبعبت نفس است والسلام
نوشته شده توسط  محمد  

1388/07/19
جانا سخن از زبان ما ميگويي.ان دوستاني هم كه اين حرفا رو دروغ وچرت ميپندارن يه كم فكر كنند وبه دور از تعصب انصافا درست قضاوت كنن ديگه ادم به دل خودش كه نمي تونه دروغ بگه پس دوست عزيز با خودت رو راست باش همه چيز تموم شد با هر فكر وادمي كه مخالفيد اين كشور مال همه است پس نبايدپيرو انديشهاي باشيم كه بد خواهان اين مملكت خواستار انند
   

غیرت ملی 1388/07/18
اگر آقای موسوی راست می گویند پیرو اهل بیت هستندحق حضرت علی را خوردند ایشان به خاطر اسلام 25 سال سکوت کردند و خلفا را نیز یاری کردند چه جور حرف از منشور امام می زنی اما این حرف امام که گفت پشتیبان ولایت فقیه باشید را نمی زنی این منطق خوارج است اما مادر عزیز این خانه صاحب خانه دارد نگران نباشید درسی شد برای ما که آویزه گوش کنیم که خطر منافقین از خطر کفار بدتر است
نوشته شده توسط  فریدون  

1388/07/18
یکی اومد یک سنگ انداختو رفت 100 تا عاقل جمع شن درستش کنن
نوشته شده توسط  حسین   آدرس سایت

1388/07/18
سلام بر مادری که اینگونه سخن راند ، احسنت بر شما و همه والدینی که با آگاهی تمام از فرزندان خود مراقبت کردند تا گرفتار این آشوبها نشوند . امیدوارم که خدای متعال همه ی مارا به راه راست هدایت کند و یک لحظه مارا از یاد خود غافل نکند و انقلاب اسلامی مارا به انقلاب حضرت ولی عصر مهدی موعود (عج ) متصل بفرماید /...
نوشته شده توسط  دوست  دلسوز

1388/07/18
چه کسی و چه کسانی با پراکندن نفرت کلامی،خشونت فیزیکی را برای جامعه ی ایران به ارمغان آوردند؟چه کسانی با تهمت زدن،فضای آرام انتخابات را احساسی کردند؟بهتر است مورد خطاب نامه عوش شود.
نوشته شده توسط  علی محمد  

1388/07/17
سلام.بر جان و دل صبور مهدی صلوات. خون کردن دل ولی بر حق تاوان داره!
   

1388/07/17
خطاب به ان فردی که به یک مادر شهید میگه اسم مادر روخودت گذاشتی مادر ندا هم مادر است شما اول تشریف ببرید به دردودل مادر ندا گوش کنید بعد حرف بزنید جوری حرف میزنه که مادر ندا با موسویست نه جناب. 4سال پیش که گفتن تقلب دولت زیر نظر اقای خاتمی بود نه احمدی اون موقع هم تبلیغات علیه احمدی زیاد بود و تا تونستن مسخره میکردن که وسط خیابان چادر میکشه اسم ماشینها را ذوالجناح میزاره و.... اینها یک مشت منافق وضد ولایت فقیه اند که به بهانه ی تقلب در خیابان ریختند
   

1388/07/17
با تشکر از مادر عزیز باید بگویم این فقط حرف مادر ران تنها نیست بلکه حرف تمام دلسوزان این نظام مقدس است ولی چه کنیم که نرودمیخ آهنی در سنگ ...
نوشته شده توسط  س م  میر

موسوی 1388/07/17
لعنت به تو موسوی که چنان اختلاف بین مامان بابام انداختی که یواش یواش داره کار به جاهای باریک میکشه.لعنت به تو.لعنت خدا به تو
نوشته شده توسط  ز  م

1388/07/17
عزیز طرفدار موسوی من با شما تنها یک حرف بیش ندارم با این آقای برنده هم کاری ندارم کمی فکر کنید ببینید که آیا با این همه سر و صدایی که به وجود آمد این آقا حرف حسابش چی بود آیا با دروغ تقلب در انتخابات می شود کار رو درست کرد این بابا که از اولش داره دروغ میگه جوانان عزیز ایران به فکر آینده ی ایران باشید به فکر آینده ی این اسلام و انقلاب باشید شما الان باید در عرصه ی علم در عرصه ی اقتصاد ،ایده ها و برنامه هایی داشته باشید. نه که با شال سبز و دستبند سبز دنبال کسی بروید که نشون کرده ی دشمنان ماست. به امید ایرانی سبز که آسمانش آبی است و بین مردمش مهر و صمیمیت هست. به امید اینکه همه در زیر یک پرچم در راه اسلام در سپاه امام زمان عج برای نجات جهان از دست این خونخواران (اسرائیل و امریکا و همدستانشان)باشیم
نوشته شده توسط  MG  MG

1388/07/16
ياحسين ميرحسين
   

1388/07/16
حرف بزن ولي بدان كه حداوند ناظر اعمال توست. بدون تحقيق تهمت نزن. ارزش انسانها را يكطرفه زير سئوال نبر.
نوشته شده توسط  يعقوب  

1388/07/16
با سلام مادر عزیز از تک تک جمله هاتون استفاده کردیم و لذت بردم از این همه صلابت در نوشتار . مطمئن باشید که امسال آقای موسوی و طرفدارانش هیچ گاه در مقابل این سد محکم کاری نمی توانند بکنند. ما با تمام قوا پشت ولایت فقیه و دولت خود هستیم. تا ظهور آقامون. یا علی.
   

1388/07/16
نسبت اين آقاي اهل هنر با تفكرات شهيد آويني كاملا" مشخص است خصوصا" وقتي سخنان آنها را نسبت به ولي فقيهمان حضرت آيت الله خمنه اي مقايسه ميكنيم. "بسيجي عاشق ولايت است وبه حتي خود اجازه نميدهد جز انچه ولي فقيهش ميخواهد فكر كند"
نوشته شده توسط  علي ب  

1388/07/15
خدا لعنت کنه موسوی زو و همه اونایی که با ابروی مملکت بازی می کنن امیدوارم امام حسین و جد اقای موسوی بزنه به کمرش ککه اونا رو واسطعه کرده
نوشته شده توسط  azar  

1388/07/15
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابعٍ له علی ذلک ... اللهم العنهم جمعاً
نوشته شده توسط  مهدی  نوبهار

1388/07/15
با همه احترامي كه به همه مادراي ايراني دارم ولي بايد بگم مگه اون وقت كه شما انقلاب كردين كسي مي تونست بهتون بگه دارين اشتباه مي كنين يعني كسي حق داشت بگه؟در ضمن آقاي موسوي كي اعلام كردند كه ضد دينن يا نظامو قبول ندارن .مادر من اين حرفا رو نزنيد اين آتيشو يكي ديگه به جون مملكت انداخته خودشم مي دونه چكار كرده ولي اونقدر غيرت ومردونگي نداره كه بياد واز مردم عذر خواهي كنه فقط اداي آدماي ديندار ودر مي ياره آخه هيچكس با مردم خودش اينكارو مي كنه كه اينا سر مردم درآوردن.به اميدي بهاري سبز سبزتر از هميشه
نوشته شده توسط  يه بنده ديگه خدا  

1388/07/15
هموطن ما نمیتوانیم روز روشن را انکار کنیم . کاری به احمدی نژاد ندارم براین فرض که احمدی نژاد را قبول نداشته باشیم. موسوی را آدمهای خیلی خوب رای دادند ولی نمیدانستند درونش چه میگذرد چون ما ایرانی مستقل - آزاد و اسلامی میخواهیم با رئیس جمهوری باسواد ، مستقل بدون وابستگی به شرق و غرب . آیا موسوی فردی باسواد بود ؟ آزاده مرد و آزاد اندیش بوده موسوی را چه کسانی حمایت میکنند! قاتلان - دزدان - مفسدان خیابانی - من دیدم شخصی بنام عظیمی لات قاچاقچی معرف مازندران - اسرائیل - آمریکا - آلمان مرکل صهیونیست - خوب عقل حاکم است ما به موسوی رای دادیم چون فکر میکردیم آزادمرد است حالا فهمیدیم دیگر خورشید را نمیشود انکار کرد. خدا را شکر فتنه را شناختیم.
نوشته شده توسط  نیلا  یوسفی

1388/07/15
Ghabele tavajohe kasi ke neveshte MOZAKHRAF BOD
نوشته شده توسط  elnAZ  saDEGHI

1388/07/15
سلام خدمت همه هموطنان سرافرازم .. نخست وزیر امام زمانی که احساس کرد تقلبی در انتخابات صورت گرفته این مساله رو بیان کرد و بخشی از ملت فهیم ما هم با تدبر در سخنان وی حرف ایشان رو پذیرفتند. مگر این سخنان 4 سال پیش هم مطرح نشده بود؟؟ آن موقع ملت نپذیرفتند و امروز بخشی از ملت قبول کردند.. اینجا موسوی و کروبی مقصر نیستند ملت به اراده خود به خیابان ها آمدند .. باید از موسوی تشکر کنیم که سعی کرد اعتراضات مردم به خشونت کشیده نشود..
نوشته شده توسط  علی  

1388/07/14
باتشكر از سخنان اين مادر دلسوخته من نيز اول ميخواستم به موسوي راي بدهم چون اورا خيلي دوست داشتم ولي با حركاتش و طرفدارانش من را ازخود دور كرد و از خدا سپاس گذارم كه يك همچنين مردي راي نياورد واميدوارم ديگر حتي اسم اورا نيز نشنوم.
نوشته شده توسط  ع-ل  

1388/07/14
نرودميخ اهنين در سنگ
نوشته شده توسط  ع  ع

1388/07/14
salam be nazare man in name be hagh bod vali kami ba mobaleghe hamrah bod. man fekr mikonam mohandes ham bayad kami arom tar pish miomad
نوشته شده توسط  maryam  

1388/07/14
نوشته شده توسط  maryam  

عددی نیست 1388/07/14
میر حسین موسوی کوچیکتر از این حرفاست که بخواد با خون شهیدانی همچون چمران- همت -باکری- مجتبی هاشمی و هزاران شهیده دیگه بازی کنه. امثال موسوی کسانی هستند که به نام دین سر دین را شکستند
نوشته شده توسط  man  ahl

1388/07/14
بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند!!! من به نوبه خودم مسئول همه این مسائل را آقای احمدی نژاد می دانم فقط نمی دانم ایشان می تواند جواب خدا را بدهد یا نه؟؟؟؟
نوشته شده توسط  بنده خدا  

1388/07/14
بابا موسوي هيچ غلطي نمي تواند بكند مثل اربابش آمريكا اين رو توگوش موسوي وامثال فرو رود.
   

1388/07/14
با سلام خدمت این مادر گرامی اینها یعنی موسوی وکروبی یا منافق هستند یا بیمار روانی در صورت اول مهر به قلبهایشان خورده که باید شکایات متعدد به خداوند ذوانتقام برد که از صفحه روزگار محو شوند و در صورت دوم به یک متخصص روانی ارجاع داده شوند.مادر عزیز نگران نباشیداینهادر زباله دان تاریخ افتاده اند
نوشته شده توسط  ف  ر

1388/07/13
امیدوارم خداوند متعال باحرفهای این مادردلسوزوجدانهای خوابیده رابیدارکند ودست ازلجباری بردارند
نوشته شده توسط  ناصر  

1388/07/13
afarin bar shoma vaghean gol gofteed ghedasat hame chizo az beyn bordan khob khoda hame ja hast khoda mal hame ast hala eshan ghedast syyedyro ham az byn bordan khob mesl farzand noh eshan bayad az khoda betarsan
   

1388/07/13
jhhj
   

1388/07/13
چرت و پرت بود مادر عزیز از خواب بیدار شوید
   

1388/07/13
khob harfe hagh ro zadid khanom va khatab be kasi ke gofte mozakhraf bod bayad begam shoma hanoz ham az khare sheyton paeen naymadi
نوشته شده توسط  fatemeh  

1388/07/13
   

1388/07/13
نوشته شده توسط  Hadi.G  

1388/07/13
نرود میخ آهنین بر سنگ . این بابا رو (موسوی) جو گرفته عجیب . من تعجب میکنم چطور بعضی مردم چشمهاشون رو بستند . به چی این مجنون دل بستن
نوشته شده توسط  بشیر  

1388/07/13
خانم محترم خوب کلمات را با هم جور کردید. نمی دانم به خاطر این اراجیف چه امتیازی دریافت کرده اید، ولی لطفا از این به بعد اسم مادر را از روی خودتان بردارید. چون نه تنها از عواطف مادری بی خبرید بلکه از جامعه پیرامون خود هم خبر ندارید شما اگر شما مادرید پس مادر ندا آقاسلطان و بقیه مادرهای داغ دیده که هستند؟ برایت دعا میکنم که عقلت برگردد
   

1388/07/12
مثل اينكه اين خانم به اصطلاح مادر دقت نكرده اين انقلاب به سادگي به دست نيامده كه عده اي تازه به دوران رسيده كه نه جنگ رادنيده اند ننه درانقلاب نقشي دادن تيشه به ريشه انقلاب وكشورميزنن
   

1388/07/12
درود بر شما . حقیقت تلخی است که بعضی ها تاب شنیدن آن را ندارند.
نوشته شده توسط  mahdi  t

1388/07/12
   

چوپان دروغگو 1388/07/12
کی دیدی که از یک کولر انتظار بخاری داشته باشند اینها راباید زد تو گوشش تا درست بشه به ننه جون خودم به بز مش قربون رو بده اما به سکولار لبیرال رو نده...
نوشته شده توسط  مینی  د خ و

1388/07/12
با سالم و احترام حضور محترم خانم اسكندري حقا كه سخن از جان ما مي گويي من نيز به عنوان يك مادر از اين كه افكار خالصانه فرزندم در خطر اين گونه افراد خائن به مملكت قرار دارد فقط به خدا ميسپارمش و آرزو مي كنم سودجوياني مثل اين اصلاح طلبها (خرابكارها) به عقوبات خداوند عادل گرفتار گردند
   

1388/07/12
خدا انشاالله جواب کسانی را بدهد که این همه آشوب به دل مادرهای عزیزمان می کند. مطمئنیم که خداوند جای حق نشسته و باید صبر کرد. صبر خدا زیاد است. دیگر موسوی حرفی برای گفتن ندارد. اگر موسوی قابل هدایت است خدا شفایش دهد وگرنه نابودش کند.
نوشته شده توسط  نرگس  

1388/07/12
نوشته شده توسط  نرگی  

تشکر 1388/07/12
باتشکر از مادر دلسوز که حرفهای اهل منطق راعنوان کرده است .اماباید به این موضوع هم توجه کنیم دشمنان اسلام احمقند وحرف منطق را قبول ندارند.باآنهاباید بازبان زور حرف زد نه با منطق ودلیل چون آنها بنابگفته قرآن کریم ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوه هستند
نوشته شده توسط  حاج ناصر  

1388/07/11
مرگ بر ضد ولایت فقیه
   

1388/07/11
بعضي ها هنوز هم مي خواهند حرف خودشان رو بزنند و با اينکه خيليها از اين موسوي روي برگرداندند باز هم مي خواهند ديگرتن رو زير سوال ببرند به نظر اين افراد اگر مادري درد دلش رو به يه همچنين شخصي بگه مادر نيست اما اگر پدر و مادري از زخمها و محل شکنجه فرزندشون فيلم بگيرند و براي آقايان موسوي و کروبي ارسال کنند پدر و مادري بسيار وظيفه شناس و خوب و فرزند دوست و ... هستند
نوشته شده توسط  حنانه  

1388/07/11
آفرین بر تو مادر دلسوز که از زبان تعداد زیادی از پدران ومادران این مرز وبوم به راستی سخن گفتی جزاک الله خیراً
نوشته شده توسط   نادر

1388/07/11
ishalla zud 2at mostajab she ta ma az dast ye mosht lashkhoro kesafat rahat shim.
نوشته شده توسط  mana  d

1388/07/11
یه آدم ترسو ووووووووووو
نوشته شده توسط  m  

1388/07/11
بر دل منافقان قفلي نهاده شده كه هيچ استدلال و منطق و حرف حقي نمي تواند آن را بگشايد يعني آن دل كور شده است
   

کارمند 1388/07/11
ای کاش میر حسین موسوی به گذشته نه چندان دور خور بازگردد. دوباره بشود میر حسین موسوی
نوشته شده توسط  م  ص

1388/07/10
يه مشت مزخرف بود
   

1388/07/09
من از شما مادر گرامي تشكر مي كنم كه به اين شيوايي و البته احساس مادرانه خود حرف دل بسياري را به اين آقايان زديد ولي فكر مي كنم كه مرود ميخ آهني بر سنگ و اين ها ديگر اگر خود هم بخواهند نمي توانند اصلاح شوند
نوشته شده توسط  مصطفي  

mvhnmgb 1388/07/09
از مقام مادري هم سوء استفاده مي كنيد اگر اين مادر اين نامه را نوشته پس مادر نيست اگر ديگري به نام مادر نوشته پس غمي نيست جز غم مادران داغدار پيش قدم جوانانشان جهت استيفاي حقشان
نوشته شده توسط  babak  hgjg

شما ميتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد
نام
نام خانوادگی
عنوان
وب سایت  
پست الکترونیک  
متن پیام
 

     خبرنگاران افتخاری 

info@farhangnews.ir
كليه حقوق اين سايت متعلق به سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی مي باشد.